X
تبلیغات
ميراث ماندگار
تاريخ : پنجشنبه 1390/04/23 | 1:31 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

آرامترین مکانهای زمین/ تصاویر 10 نقطه رویایی دنیا

 
یک وب سایت متخصص در عرصه گردشگری و طبیعت گردی به معرفی و طبقه بندی 10 مکان بسیار آرام روی سیاره زمین پرداخته است.
سایت اطلاع رسانی TripAdvisor آرامترین نقاط روی زمین را طبقه بندی کرد. کسانی که برای تعطیلات به آرامش، تمدد اعصاب، دور شدن از اجتماعات انسانی و سکوت نیاز دارند می‌توانند به این مناطق سفر کنند.
رتبه اول این طبقه بندی را منطقه "یونگفرائو" در سوئیس به دست آورده است. این منطقه که در آلپ واقع شده یک منطقه بیضوی شکل 30 در 50 کیلومتری است.
پس از "پونگفرائو" مناطق لپونایا، پاپوا گینه نو و بورا بورا در پلی نزی فرانسوی رتبه‌های دوم تا چهارم را به دست آوردند.
دره "لوریا"، سیچیلز، پارک جاسپر در کانادا، آتشفشان آره نال در کاستاریکا، جزیره جنوبی نیوزلند و بوتان در سکوهای بعدی آرامترین مناطق زمین ایستاده اند.
 
1- منطقه "یونگفرائو" در سوئیس- این منطقه آلپی از دریاچه‌ها، صدها کیلومتر گذرگاه و آبشارهایی تشکیل شده است که آرامش و‌هارمونی را به انسان هدیه می‌کنند. مهمترین امتیاز این منطقه داشتن خطوط راه آهن است.
 
 

2- منطقه "لاپونیا" در فنلاند- پوشیده از شفقهای قطبی، جنگلهای کاج، دیواره‌های یخی در زمستان و دریاچه‌ها و جنگلهای توندرا در تابستان آخرین مرز طبیعت بکر اروپا و محلی مناسب برای ماهیگیری، سفرهای رودخانه ای با قایقهای کایاک، جنگل نوردی و دوچرخه سواری کوهستان است.
 
لاپونیا

3- پاپوا گینه نو- سه چهارم این سرزمین پوشیده از جنگلهای گرمسیری است و بقیه آن از دشتهای آبرفتی، مرغزارها، درختان شاه پسند، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و سدهای مرجانی تشکیل شده است. پاپوا گینه نو شامل دو محیط روستایی و بخشهای بکر و دست نخورده است.
 

4- بورا بورا در پلی نزی فرانسوی- مردابهای زمردی رنگ و خانه‌های ییلاقی روی آب فضایی شاعرانه را در دل طبیعت به وجود آورده اند.
 

5- دره لوریا در فرانسه- زمانی این دره، منطقه جنگهای میان گُلها و رُمی‌ها، گوتها و تاتارها بود و امروز به "باغ فرانسه" شهرت دارد.
 

6- جزایر سیچیلز در اقیانوس هند- حدود 50 درصد از سرزمینهای این جزایر در منطقه حفاظت شده قرار دارند. این منطقه یک بهشت واقعی بر روی زمین است. جنگلهای بکر و حیوانات نادر از جمله جاذبه‌های گردشگری این جزایر است.
 

7- پارک ملی جاسپر در آلبرتای کانادا- خرسهای گریزلی، گرگهای صحرایی، روباهها، یوزپلنگهای آمریکایی، گوزنهای شمالی و گوزنهای کانادایی در این حیات وحش زندگی می‌کنند. به خاطر وجود این حیوانات، این منطقه به بزرگترین پارک کوهستانی کانادا تبدیل شده است.
 

8- پارک ملی آتشفشان "آره نال" در کاستاریکا- آتشفشان آره نال فعالترین آتشفشان این کشور است. این منطقه چشم اندازی بدیع و بی صدا دارد.
 

9- جزیره جنوبی در نیوزلند- جمعیت نیوزلند تنها 4 میلیون نفر است که از این تعداد تنها یک چهارم در جزیره جنوبی زندگی می‌کنند. این منطقه با مساحتی بیش از 150 هزار کیلومتر مربع، بزرگترین جزیره مجمع الجزایر نیوزلند است.
 

10- بوتان- برای کسانی که به دنبال آرامش هستند جایی بهتر از بوتان وجود ندارد. اما این آرامش و سکوت بهای بالایی دارد به طوریکه برای یک اقامت در این کشور کوچک در کوههای هیمالایا باید 200 دلار در روز پرداخت.
 
 


 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: mehrnews.com


تاريخ : چهارشنبه 1390/04/22 | 12:50 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی

                   

حجت امیری، الهام بادینلو: پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و انحلال مجلس‌ها، در ابتدا ساختمان سنا برای تهیه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به محل برگزاری جلسه‌های مجلس خبرگان قانون اساسی تبدیل شد. پس از اتمام تدوین قانون اساسی نیز این ساختمان به مجلس شورای اسلامی اختصاص یافت و جلسات این مجلس تا سال ۱۳۸۰ در همین محل برگزار می‌شد. با تکمیل ساختمان جدید مجلس در میدان بهارستان، از این ساختمان تنها برای برگزاری برخی گردهمایی‌های دولتی و جلسات سالانه مجلس خبرگان رهبری استفاده می‌شود.

هنگام کار در آرشیو نشریات به مطلبی درمورد این بنا در مجله گلبانگ برخوردیم که برای علاقمندان به معماری و مجلس می‌‌تواند جالب باشد. مسعود برزین در شناسنامه مطبوعات ایران از 1215 تا 1357 شمسی در معرفی گلبانگ نوشته است: ماهنامه تاریخی، ادبی و هنری ویژه دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور. از انتشارات سازمان سمعی و بصری اداره کل هنرهای زیبای کشور (وزارت فرهنگ و هنر). سال 1340ش. 1961م.

بخشی از آن را با هم مرور می‌کنیم:مجلس

«سنا و مجالس قانونگذاری در هرکشوری مظهری است از حاکمیت ملت. و چون مجلس سنا از دیرباز از زمان روم و یونان باستان وجود داشته رنگی از عظمت و شکوه افسانه‌ای دارد. وقتی صحبت از سنا می‌رود هرکسی بی‌اختیار به یاد سنای روم قدیم و سناتورهای آن زمان میافتد و آنگاه مظهر حاکمیت باستانی در خاطره‌ها زنده می­شود و فی المثل ژولیوس سزار به یادها می­آید که می‌خواست از قدرت خویش در تضعیف سنای روم سوء استفاده کند که بدست نزدیکترین دوستانش برتوس نجیب‌زاده و سناتور رومی در روی پله­های مجلس سنا بقتل رسید.»

از آنجا که این ماهنامه مخصوص دانشجویان ایرانی بود که در خارج از ایران به سر می­بردند در آن کوشیده شده است که جزئیات این ساختمان اطلاعاتی به آنان داده شود. معماران این ساختمان آقایان مهندس فروغی و مهندس غیاثی معرفی شده‌اند، و گفته شده این طرح با مطالعه مجالس سنای کشورهای اروپائی و با الهام و اقتباس از طرح کاخ­های قدیمی ایران رسم شده است.

تصویرسازی کاملی برای معرفی این کاخ صورت گرفته است: «ما باتفاق یکدیگر، از در ورودی مجلس سنا، داخل می‌شویم و یکایک قسمتهای جالب توجه این ساختمان بزرگ را تماشا می‌کنیم. همین‌که از پله‌ها بالا رفتیم قبل از هرچیز دو ستون طلائی رنگ که بشکل گیسوان بافته دختر خانمها است توجه ما را جلب می‌کند. مهندسین و تماشاچیانی که تاکنون از کاخ سنا بازدید کرده­اند دو ستون طلائی را گیسوی سنا نامیده اند....».

سالن جلسات علنی کاخ سنا، دیوار متحرک سالن، سقف تالار، چگونگی نور، سنگ و کرسی های تالار، میزهای سناتورها و تکمه روی آن، لژهای مخصوص آن، پله‌کانها، فرش سالن و اتاق کمیسیون­ها از مواردی است که به وضوح در این مقاله معرفی شده است.

در دلایل ساخت این بنا گفته شده است که به دلیل اینکه قبلاً محلی برای تشکیل جلسات مجلس سنا در نظر گرفته نشده بود، در سالهای نخستین جلسات سنا در عمارت مجلس شورای ملی تشکیل می‌شد. ولی پس از انحلال مجلس در سال ۱۳۳۱ و گشایش دوباره آن در ۱۳۳۲ سناتورها به این فکر افتادند که هرچه زودتر محلی اختصاصی جهت مجلس سنا درنظر گرفته شود.

بدین منظور برخی از سناتورها با تلاش بسیار و با موافقت محمدرضا شاه پهلوی کاخ علیرضا پهلوی را خریداری کردند و به مجلس سنا اختصاص دادند، و از اسفند ۱۳۳۳ به بعد جلسات سنا در آنجا تشکیل شد. اما چون در کاخ جدید نیز محل مناسبی برای ادارات، کتابخانه و سایر تشریفات مربوطه وجود نداشت تصمیم گرفته شد ساختمان جدیدی در کنار کاخ علیرضا احداث شود. این بنا تا سال ۱۳۵۷ جهت جلسات مجلس سنا مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 از نکات جالب این مقاله اشاره به نکات زیر است:

•سناتورها چند آپارتمان برای پذیرایی از مهمانان خود دارند و وسائل آبدارخانه جدید در نوع خود در دنیا بی‌نظیر است.
•ارتفاع ساختمان کاخ از سطح زمین بیش از سی و دو متر است.
•محوطه باغ کاخ شانزده هزار متر مربع است که شش هزار متر آن زیربنای کاخ عظیم سنا قرار گرفته است.


•در تزئین نمای خارجی کاخ مجموعا ده هزار متر مربع سنگ مرمر بکار رفته است. سنگهای مرمری که در ساختمان کاخ سنا بکار رفته از بهترین انواع سنگ مرمر دنیاست.
•ساختمان عمارت سنا در حدود چهار سال بطول انجامید و در این مدت هرروز دویست و پنجاه تن کارگر و معمار بکار آن مشغول بوده‌اند.

   منبع:خبر آنلاین به نقل از سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی



تاريخ : چهارشنبه 1390/04/22 | 12:37 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی

                

 8 سال پیش در چنین روزی با تلاش های فراوان میراثداران تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مجموعه تاریخی تخت سلیمان، در اذربایجان غربی در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

45 کیلومترکه از تکاب به سمت شمال شرق حرکت کنی ، محوطه ای تاریخی خودنمائی می کند که یادگاری است ناشناخته از عصر ساسانی. تخت سلیمان که یکی از سه آتشکده معروف ساسانی را درخودجای داده و محل تاجگذاری پادشاهان این سلسله بوده احتمالا در دوران پیروز، پدر بزرگ انوشیروان بنا شده است.

هر چند کاوش های باستانشناختی در محوطه تخت سلیمان آثاری به جای مانده از دوران هخامنشی و مادی را نیز نشان داده است اما شهرت این محوطه بیشتر مدیون بناهای دوران ساسانی است : آتشکده آذر گشنسب ، معبد آناهیتا ، موزه هدایا ، کوه زندان و دژ بلقیس. بقایای تنها کاخ به جای مانده از دوره ایلخانی امتیاز دیگری برای این مجموعه تاریخی است.

مسافر تخت سلیمان علاوه بر مشاهده بناهای تاریخی در مقابل ایوان خسرو دریاچه ای را می بیند که همچون طاووس رنگ به رنگ می شود و بیننده را خیره می کند. دریاچه تخت سلیمان در عمیق ترین نقطه 112 متر عمق دارد و چشمه ای جوشان در بستر، آبی 40 درجه را به آن می بخشد که در سطح حرارتش نصف می شود. مجموعه تخت سلیمان و منظر فرهنگی آن نخستین اثر ایرانی است که پس از انفلاب در سال 1382 به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شد.

منبع:http://www.khabaronline.ir



تاريخ : شنبه 1390/04/18 | 5:54 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

مدير کل موزه‌ها و اموال منقول فرهنگي – تاريخي کشور از گشايش 2 موزه خصوصي «کتب و نسخ خطي اصفهان» و «موزه مردم‏شناسي البرز» در سال جاري خبر داد.

«ابراهيم حجري» در گفتگو با ميراث آريا (chtn)، اين خبر را اعلام کرد و گفت: اين موزه‏ها با کسب مجوز از سازمان ميراث‏فرهنگي سال جاري فعاليت رسمي خود را آغاز کردند.

اين مقام مسوول ادامه داد: موزه «کتب و نسخ خطي اصفهان» متعلق به داريوش پپدني و موزه «موزه مردم‏شناسي البرز» متعلق به سيامک کلانتري است که در سال 90 گشايش يافته‏اند.

او اظهار داشت: اين اقدام در راستاي توسعه موزه‏ها در کشور صورت گرفته و در آينده نيز پيگيري خواهد شد.

«سيامک کلانتري» نيز در گفتگو با ميراث آريا(chtn)، زمان گشايش رسمي اين موزه را 31 ارديبهشت سال جاري عنوان کرد و گفت: همزمان با گشايش اين موزه نخستين موزه مجازي ايران که سازمان ميراث‏فرهنگي مجوز آن را صادر کرده است نيز گشايش يافت.

او گفت: موزه مردم‏شناسي البرز در دو بخش اشيا مردم‏شناسي و مستندات منطقه البرز را در کناراسناد و عکس‏هاي مهم دوره قاجار تا 30 سال گذشته را در معرض ديد علاقمندان قرار داده است.

اين مقام مسوول ادامه داد: در اين مجموعه در حدود 3 هزار و 600 عکس، 50 سند و 400 قلم شي مردم‏شناسي که عموم آنها ابزار هستند را به نمايش گذاشته است.

به گفته « کلانتري» اين موزه در کرج قرار گرفته و علاقمندان براي مشاهده آن مي‏توانند به کرج، انتهاي خط سوم حصار، نبش کوچه اسکندري، پلاک 4 مراجعه کنند.

همچنين علاقمندان براي مشاهده موزه مجازي البرز نيز مي‏توانند به آدرس www.amoo.info مراجعه کنند


تاريخ : جمعه 1390/04/17 | 0:56 قبل از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

ایرانیان؛ پیشگام حقوق بشر

 
تاریخ جهان مملو از جنگ‌هایی است كه آرزوهای ملل ضعیف را برای یك زندگی آرام بر باد دادند و صلح و آرامش را در دوران مختلف از بشر گرفتند. جنگ‌هایی كه بعد از گذشت هزاران سال، هنوز نام متجاوزان آن در سرزمین‌های مورد تهاجم به بدی یاد می‌شود و هیچ ملتی ستمی را كه بر او روا داشته شده از یاد نمی‌برد، چرا كه در واقع حقوق انسانی او سلب شده و نتوانسته است به آنچه كه حق مسلم و خدادادی او بوده برسد اما هنوز بسیاری از ملت‌هایی كه كشورشان توسط كوروش هخامنشی، شاه ایران تصرف شد، آن دوره را جزو آرام‌ترین دوران تاریخ خود می‌دانند. ایرانیان را به این واسطه جزو پیشگامان حقوق بشر در تاریخ می‌شناسند.
برخی كوروش را منادی صلح و آزادی می‌دانند. سازمان ملل متحد، منشور او را به عنوان یكی از عالی‌ترین فرامین حكومتی جهان بر دیوار تالارهای معروفش نصب كرده تا همواره در مقابل چشم نمایندگان ملل متحد باشد. شیوه حكومت‌داری كوروش از چند جهت قابل تامل و بررسی است.
 
این‌كه شیوه‌های رفتاری او در صحنه سیاسی بین‌المللی جهان قدیم، نمونه‌ای كامل از یك دیپلماسی موفق بود كه با اتكا به شرایط زمانی و مكانی، تحلیل‌های دقیقی ارائه می‌كرد. كوروش در عین اقتدار، نیك می‌دانست قدرت نظامی همیشگی و جاودانی نیست و آنچه مردم یك سرزمین را به متابعتی قلبی و دائمی وامی‌دارد، احترام به عقاید آنان، برخوردی از سر مهر و بدون تبعیض است. بر همین مبنا او هنگام ورود به هر سرزمینی كه فتح می‌شد، خود را نماینده خدای بزرگی معرفی می‌كرد كه مردم آن سرزمین به آن معتقد بودند. او مراسم پادشاهی خود را در بابل به سبك بابلیان و در معبد مردوك انجام داد. او با شناخت كاملی كه از اختلاف كاهنان مذهبی با نبونید پادشاه بابل داشت، ‌در اول قدم، خدایانی كه نبونید از شهرهای مختلف به بابل آورده بود، به معابدشان بازگرداند. معابد خراب آنها را از نو بنا و تعمیر و خود را نه پادشاه كه نماینده مردوك برای رهایی مردم معرفی كرد. او به جنگ قدرت با كاهنان نپرداخت و قدرت آنان را تقلیل نداد. او، خود را نماینده خدای یهوه معرفی كرد كه برای رهایی اقوام از اسارت، اقدام به تصرف بابل كرده است. این گفته با اتكا به حرف‌های اشعیا پیامبر بود كه به مردم وعده داد: «... بیدار باشید خداوند بزرگ با دستی نیرومند خواهد رسید و بازوی او به نام او حكومت خواهد كرد....» «خداوند چنین می‌گوید: من از كوروش گفت‌وگو می‌كنم؛ او چوپان من است و مجری اراده من خواهد بود. خداوند با برگزیده خود كوروش چنین سخن می‌گوید و دست او را برای بر زمین كوبیدن ملل می‌گیرد.
كوروش هیچ‌گاه درصدد تحمیل اعتقادات خود برملل مغلوب برنیامد و آنها را در اتخاذ شیوه‌های مناسب و دلخواهشان آزاد گذارد.
 
او اقوام و پیروان ادیان دیگر را برای عبادت و اجرای مناسب و مراسم دینی خود آزاد و اموالی كه از آنان به غارت رفته بود به آنان بازگرداند.
وقتی صحبت از اقتدار كوروش می‌شود، باید دانست كه او تربیت شده سرزمینی بود كه فرهنگ دروغ، ریا و بدعهدی در آن راهی نداشت و در عین جنگاوری، مردم متعهد به عهد و پیمان بودند.
 
سازمان حكومتی كوروش بدین جهت مقتدرانه عمل می‌كرد كه دستگاه سیاسی حكومت بر اطلاعات دقیقی كه از سازمان بازرسی و خبرچینان می‌گرفت، اشراف كاملی بر اوضاع كشور و احوال مردم داشت. آنها حتی از نظریات مردم در دورافتاده‌ترین مناطق تحت فرمان آگاهی داشتند. آگاهی كه سریعا توسط خبرچینان با پیك‌هایی دقیق و سریع كه در سراسر كشور ایجاد شده بود، اخبار را به دربار می‌رساندند.
سازمان اطلاعاتی او با ناراضیان كشورهای دشمن ارتباطی دقیق داشتند و از علل عدم رضایت آنان آگاه بودند. مواردی كه به كوروش كمك می‌كرد تا در وقت ورود بداند با چه كسی طرف است، ملت مغلوب چه می‌خواهد و او باید چه بگوید تا آنان را راضی، آرام و تابع نگه دارد.
 
در برابر حاكمان و پادشاهانی كه در مقابلش جنگیدند رفتار جوانمردانه‌ای را اتخاذ كرد چرا كه به وجود یك دشمن كمتر اعتقاد داشت. نماینده مخصوص او كه لقب چشم پادشاه را داشت به بازرسی ایالات امپراتوری می‌پرداخت تا طرز اداره امور كشور را در محل مشاهده كند و به او گزارش بدهد.
كوروش افراد عالی‌مقام دربار و سپاهش را گرامی می‌داشت و به همین علت وفاداری دائمی آنها را به عنوان پشتوانه‌هایی همراه داشت. او امپراتوری را هویت بخشید كه 2 قرن تمام بر نیمی از جهان حكومت كرد.

یكی دیگر از شاهان هخامنشی، داریوش بود. از مهم‌ترین اقدامات او ایجاد سازمان قضایی كارآمدی بود كه در نوع خود در برقراری دادگری و فراهم آمدن شرایط عدالتخواهی در آن دوره موفق بود. او برای انجام این مهم از دادرسان ویژه مسائل دشوار حقوقی یاری می‌جست. او قانون اساسی كشور را بر مبنای بردباری دینی و رعایت حقوق اقلیت‌های مذهبی تدوین كرده بود و در نگارش این قانون، آداب ورسوم وسنت‌ها و قوانین و مقرارت ملل مغلوب را تا جایی كه به كیان امپراتوری هخامنشی لطمه نمی‌زد، لحاظ كرده بود. او برای اجرای هر چه بهتر قانون اساسی، شورایی متشكل از دادرسان خانواده شاهنشاهی و موبدان را مسؤول نظارت بر اجرای قانون قرار داده بود. این شورا، گزارش‌هایی را كه ازشهربانان و ایالت‌های امپراتوری اخذ می‌كرد به اطلاع پادشاه می‌رسانید. به این ترتیب راه بر هر گونه اعمال تبعیض نژادی مذهبی، بسته می‌شد و كلیه ملل مغلوب با وجود تفاوت‌های نژادی، مذهبی، زبانی و... كه با هم داشتند، تحت لوای امپراتوری هخامنشی، در صلح و صفا به سر می‌بردند و این مرهون سیاست تبعیض‌زدایی حكمرانان وقت بوده است. قرن‌ها بعد است كه در اعلامیه حقوق بشر، چنین حقی برای انسان‌ها به رسمیت شناخته شده‌است.
در ماده دوم این اعلامیه آمده است: ‹‹هر كس می‌تواند بدون هیچ گونه تمایز، مخصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق وكلیه آزادی‌هایی كه در اعلامیه حاضر ذكر شده‌است، بهره‌مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد كه مبتنی بر وضع سیاسی، اداری، قضایی یا بین‌الملل كشور یا سرزمینی باشد كه شخص به آن تعلق دارد. خواه این كشور، مستقل، تحت قیمومت یا غیر خودمختار بوده یا حاكمیت آن به شكلی محدود شده باشد.
در عصر هخامنشی، حق پناهندگی افراد به كشورها، مراعات می‌شد. ماجرای پناهندگی «تمیستوكل» سردار بزرگ یونانی به دربار اردشیر هخامنشی نمونه‌ای از اعمال اصل رعایت حق پناهندگی اتباع كشورهای بیگانه است كه درماده 14 اعلامیه جهانی حقوق بشر برآن تأكید شده است:
«هر كس حق دارد در برابر تعقیب، پناهندگی جست وجو كند و دركشورهای دیگر، پناه اختیار كند.»
رعایت حقوق اجتماعی افراد، یكی دیگر از نمونه‌های تضمینی حقوق فطری انسان‌ها و توجه به حقوق بشر در این دوران است. در اسناد به‌دست آمده از تخت جمشید در لوح‌های معروف به الواح گنجینه، پرداخت مزد كارگران كه در املاك شاهنشاهی كار می‌كرده‌اند، ذكر شده است وحتی برای كارگران، تسیهلات ویژه‌ای مانند مرخصی زایمان وجود داشته داشتند و حتی برخی مشاغل مانند كارگاه‌های خیاطی، زنان سرگروه كارگران مرد و زن بوده‌اند. قرن‌ها بعد است كه در ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر شرایط منصفانه و رضایت‌بخش برای كار و رفع تبعیض افراد در اخذ اجرت مساوی در مقابل كار برابر، تأكید شده است.
در زمان اشكانیان نیز بر حق اساسی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی‌شان، توجه می‌شده است. در این زمان، 2 مجلس شورا وجود داشته است كه یكی شامل شاهزادگان بود و دیگری از گردهم‌ آمدن بزرگان قوم و مغان تشكیل می‌شد. مجلس موسسان كه حاصل جلسات مشترك این دو مجلس بود، وظیفه عزل و نصب پادشاه را به عهده داشت. انتخاب حكام ولایات و سرداران نظامی بر عهده مجلس شاهزادگان بود. بنابراین حكومت اشكانی مبتنی بر تمركززدایی بود و بر مشاركت مردم در اداره امور كشور تأكید داشت. این امر در ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز ذكر شده است. این ماده، بر مشاركت مردم در اداره امور كشور به طور مستقیم یا از طریق نمایندگان منتخب تأكید كرده است. همچنین اصل تساوی حقوق زوجین كه در ماده 16 اعلامیه جهانی بشرتصریح شده، در عصر اشكانی مراعات می‌شده است در این دوره زن و مرد حق طلاق داشتند و در صورتی كه زن از افكار همسر خود ناخشنود بود و پاكدامنی خود را ثابت می‌كرد، می‌توانست از مرد طلاق بگیرد. برای مرد نیز تنها در صورتی كه زن نازا بود یا فاقد بكارت اخلاقی بود و یا به جادوگری می‌پرداخت، حق طلاق منظور می‌شد.
 
در دوران ساسانیان نیز زن و مرد، به‌طور مساوی از حقوق اجتماعی و سیاسی برخوردار بوده‌اند. در این دوره، زنان نیز مانند مردان حق آموزش و پرورش، انجام مراسم دینی و مذهبی و حتی داوری و قضاوت را عهده‌دار بوده‌اند. حق طلاق برای آنها وجود داشت. در این دوره، حق فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی كه بیشتر زنان جهان تا چندین سال پیش از آن محروم بوده‌اند، منظور می‌شد و در امور سیاسی برخی زنان به مقامات بالای سیاسی دست یافتند. در زمینه علوم مذهبی نیز زنانی وجود داشتند كه در آیین زردشت، حتی از مردان نیز متبحرتر بودند.
در این دوره، كودكان نیز حقوق مخصوصی داشتند. اطفال 7 تا 8 سال مسوولیت جزایی نداشتند و از 8 سال تا 16 ساله به مجازات تأدیبی می‌رسیدند.
احترام به كرامت انسان‌ها و حقوق نخستین آنان نظیر آزادی دین، تابعیت، ملیت، بیان، احترام به حقوق زنان، تساوی جنسیتی و ممنوعیت‌برده‌داری كه در اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر به آنها اشاره شده، همه در ایران  مورد حمایت بوده‌اند.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: jamejamonline.ir/ حكیم ملك محمدی


تاريخ : پنجشنبه 1390/04/16 | 11:33 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 
                           

مديرکل ميراث‏فرهنگي، صنايع‏دستي و گردشگري استان سيستان و بلوچستان از ثبت معنوي سه اثر اين استان در فهرست ميراث ملي کشور خبر داد.

«حسنعلي شهرکي» در گفتگو با ميراث آريا (CHTN)، با اعلام اين مطلب اظهار داشت: اين پرونده‏ها در جريان سومين همايش شوراي عالي سياستگذاري ثبت مورد تأييد قرار گرفت.
او ادامه داد: پرونده‏هاي پذيرفته شده از سوي اين استان شامل خامه‏دوزي، گليم‏بافي و سکه‏دوزي است.
مديرکل ميراث‏فرهنگي، صنايع‏دستي و گردشگري استان سيستان و بلوچستان اضافه کرد: در اين همايش استان سيستان و بلوچستان به همراه خوزستان رتبه اول ثبت ميراث معنوي را به خود اختصاص دادند.


تاريخ : دوشنبه 1390/04/13 | 8:19 قبل از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

10 مورد از عجیب ترین ساخته‌های دست بشر!! (+عکس)

 
1-اهرام ثلاثه:
 
اهرام ثلاثه
 
مجموعه اهرام جیزه نام مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است. هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها بازمانده عجایب هفت‌گانه جهان محسوب می‌شود. قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر می‌رسد که نام‌های آنها عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. که خوفو بزرگترین شان و یکی از عجایب هفت گانه است.

2- دیوار چین:
 
 دیوار چین
 
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی" ثبت شد.
این ادعا که این دیوار تنها پدیده انسانی است که از فضا قابل رویت می‌باشد، بارها تکذیب شده است ولی هنوز در باور عوام جا دارد.
تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می‌گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت‌های شمالی، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد. در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوک‌ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد، امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوک‌ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد. او می‌خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
 
3- تاج محل:
 
 تاج محل
 
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌ است. شاه بنا به وصیت همسرش تصمیم گرفت با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

4- ماچو پیچو:
 
ماچو پیچو

به معنی قلهٔ قدیمی، یک محوطه باستانی به جا مانده از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.
این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی‌به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی ‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.
 
5- بالی:
 
بالی
 
بالی جزیره‌ای است واقع در کشور اندونزی که از مراکز گردشگری مهم جهان به شمار می‌رود. مختصات آن ۸° ۲۵′ ۲۳″ جنوبی و ۱۱۵° ۱۴′ ۵۵″ شرقی است. جزیرهٔ بالی جزو یک رشته ‌جزایر است که جزیرهٔ جاوه در غرب آن و جزیرهٔ لومبوک در شرق آن قرار گرفته‌است. هنرهای گوناگون همچون رقص، تندیسگری، نگارگری، چرمگری، فلزکاری و بویژه موسیقی سبک گامِلان در این جزیره در سطح بسیار بالایی قرار دارند.
 
 6-انکگور وات:
 
انکگور وات

انگکور وات نام مجموعه‌ای از معابد است که در اوایل سدهٔ دوازدهم برای شاه سوریاوارمان دوم در انگکور در کامبوج ساخته شد تا پرستشگاه حکومتی و پایتخت او قرار گیرد. این معبد که در ابتدا معبدی هندو بود و به ویشنو، خدای هندیان تقدیم شده بود پس از ورود آیین بودا به معبدی بودایی بدل شد. انگکور وات که تا به‌امروز به‌خوبی حفظ شده است هنوز هم تنها پرستشگاهی است که از زمان ساختش تا کنون به عنوان یک مرکز مذهبی استفاده می‌شود.
این معبد بزرگترین بنای مذهبی در جهان است و معماری اصیل خمری را می‌توان در آن مشاهده نمود. انگکور وات که اصلی‌ترین جاذبهٔ گردشگری کامبوج است، نشان ملی آن کشور نیز به‌شمار می‌آید و طرح آن بر روی پرچم کامبوج نیز نقش بسته است.
«انگکور وات» ترکیبی امروزی به معنای «پرستشگاه شهر» است. «انگکور» شکل بومی ‌کلمهٔ نوکور است که از واژهٔ سانسکریت ناگارا (नगर) به‌معنای پایتخت یا شهر گرفته شده و «وات» نیز واژهٔ خمری برای معبد است. پیشتر این معبد به Preah Pisnulok شناخته می‌شد که لقب پس از مرگ بنیان‌گذارش شاه سوریاوارمان دوم بود.
 
7- شهر ممنوعه:
 
 شهر ممنوعه

شهری قدیمی ‌در منطقه پکن، پایتخت کشور چین است و یکی از مهمترین دیدنی‌های تاریخی این کشور بشمار می‌آید.
شهر ممنوعه به روایتی وسیع‌ترین و کامل‌ترین مجموعه معماری چوبی در جهان بشمار می‌رود.
احداث شهر ممنوعه در سال ۱۴۰۶ میلادی با دستور جو دی دومین امپراتور سلسله مینگ آغاز گردید و ظرف ۱۴ سال ساخته شد. تا سال ۱۹۱۱ میلادی و نابودی سلسله چینگ (قریب ۵۰۰ سال) جمعا ۲۴ امپراتور در این شهر ممنوعه اقامت کرده و بر چین فرمان رانده اند. از سال ۱۹۲۴ بازدید از این مجموعه به عنوان کاخ موزه برای عموم آزاد گردید و ممنوعه بودن آن پایان پذیرفت.
این اثر نادر با ساختگاهی مستطیل شکل مساحتی حدود ۷۲ هکتار را در برمی‌گیرد. ابعاد آن ۹۶۱ متر طول در امتداد شمال به جنوب و ۷۵۳ متر عرض در امتداد شرق به غرب است. دیواری با ارتفاع ۱۰ متر و خندقی با عرض ۵۲ متر دورتا دور مجموعه را فراگرفته است. دیوار در هر ضلع خود یک دروازه را جای داده است. بر روی ضلع جنوبی «دروازه نیمروز» (Meridian Gate) و بر روی ضلع شمالی «دروازه نیروی ایزدی» (Gate of Divine Might) قرار دارد. دیوارها ضخیم هستند و طوری طراحی شده اند که در برابر آتش توپخانه آن زمان مقاومت کنند.

8- معابد باگان پاگودا:
 
معابد باگان پاگودا
 
مجموعه معابد بودایی است که مربوط به قرن 11 تا 13 میلادی است.

9- معبد کارناک:
 
 معبد کارناک
 
معبد بسیار بزرگی در کنار رو نیل است که کانون مذهبی مصریان در زمان مصر قدیم بوده است.

10- تئوتیهواکان
 
تئوتیهواکان

نام مکان باستانی بزرگی ‌است در حوزهٔ آبگیر مکزیک که بزرگترین هرم‌هایی که پیش از درون ‌شد اسپانیاییان بدین سرزمین ساخته ‌شده ‌است در آن جای دارد.
تئوتیهواکان از نیمه نخست هزارهٔ یکم در اوج و بزرگترین شهر قاره آمریکا پیش از اکتشاف این قاره به دست اروپاییان بود. در اوج خود این شهر ۱۰۰ هزار باشنده را در خود جای می‌داده‌است. این شهر بر سراسر آمریکای میانه نفوذ داشته‌است. مردمان آن به احتمال از گروه‌های نژادی ناهوا، اتمی ‌و توتوناک بوده‌اند.
این بخش تاریخی امروزه در شهرداری سن خوان در ایالت مکزیکو جای‌گرفته‌است و در حدود ۴۰کیلومتری شمال خاوری شهر مکزیکو. این بخش تاریخی ۸۳ کیلومتر مربع گتردگی دارد و از ۱۹۸۷ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت ‌است.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: bultannews.com


تاريخ : شنبه 1390/04/11 | 12:32 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی

مدير مجموعه فرهنگي – تاريخي کاخ گلستان از راه‏اندازي موزه دائمي کودک و نوجوان تا 15 روز آينده خبر داد.

«مسعود شريفي» در گفت‌وگو با ميراث آريا (chtn)، با اعلام اين مطلب اظهار داشت: اين موزه در طبقه بالاي موزه مردم‏شناسي و جنب تالار عاشورا افتتاح مي‏شود.

او با اشاره به اين که هم اکنون اين فضا جنبه نمايشگاهي براي کودکان و نوجوانان دارد، ادامه داد: قرار است به زودي اين محل از نمايشگاه به موزه کودک و نوجوان تغيير کاربري دهد.

مدير مجموعه فرهنگي - تاريخي کاخ گلستان تصريح کرد: در هفته ميراث‏فرهنگي تعدادي عروسک دوران قاجار از يک مجموعه‏دار براي نمايش در کاخ گلستان به امانت گرفته شد.

اين مقام مسوول يادآور شد: هم اکنون ويترين‏هاي اين موزه به صورت چرخشي به نمايش اشيا و وسايل مرتبط با کودکان اختصاص دارد.

به گفته «شريفي» در اين طبقه محلي به عنوان کارگاه‏هاي آموزشي کودکان و نوجوانان نيز در نظر گرفته شده است.

مدير مجموعه فرهنگي – تاريخي کاخ گلستان خاطرنشان کرد: هر هفته يک روز در اين مجموعه مختص به کودکان و نوجوانان است که برنامه‏هاي ويژه‏اي براي اين قشر از جامعه برگزار مي‏شود.

برپايي نمايشگاه عکس کودکان دوره قاجار همزمان با هفته ميراث‏فرهنگي در محل موزه مردم‏شناسي کاخ گلستان يکي از اقدامات اين مجموعه پس از اجراي طرح گلستان کودک به شمار مي‏آيد.


تاريخ : شنبه 1390/04/11 | 8:32 قبل از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 
سال 518 پیش از میلاد داریوش فرمان به ساخت کوشک شاهانه‌ای در سرزمین فارس داد تا ایرانیان اولین بنایی را برپا سازند که بتواند هزاران سال نمادی از صلح و برابری و وحدت جهانی باشد. بناهای باشکوه و شگفت انگیز تخت جمشید بر صخره بزرگی در کوه مهر در دشت مرودشت ساخته شد.
ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد در زمان پادشاهی کورش و در دوران حکومت داریوش موفق به تشکیل یک دولت جهانی شدند که از رود دانوب در اروپا تا دریای آرال در آسیای مرکزی و از اقیانوس هند و رود سند تا حبشه و لیبی گسترش داشت. در واقع آنان بر نیمی‌از دنیای آن روز فرمان می‌راندند و آن را اداره می‌کردند.
در سال 518 پیش از میلاد داریوش فرمان به ساخت کوشک شاهانه‌ای در سرزمین فارس داد.
در این زمان تعداد زیادی از با تجربه ترین مهندسان، معماران و هنرمندان از چهار گوشه عالم فرا خوانده شدند تا با مشارکت و هم اندیشی، اولین بنایی را برپا سازند که بتواند هزاران سال نمادی از صلح و برابری و وحدت جهانی باشد و سرانجام بناهای باشکوه و شگفت انگیز تخت جمشید بر صخره بزرگی در کوه مهر، در دشت مرودشت ساخته شد.
 

تخت جمشید

 
ساخت تخت جمشید در دوران حکومت داریوش، پسرش خشایارشاه و پسرزاده‌اش اردشیر یکم ادامه داشت و هر یک از آنان بخش‌هایی را به مجموعه افزودند. اما در واقع ساخت و ساز تخت جمشید تا 188 سال، یعنی پایان حکومت هخامنشیان در 330 پیش از میلاد ادامه داشت و هیچگاه به پایان نرسید. از آن دوران کاخ نیمه تمامی ‌در تخت جمشید وجود دارد که مشخص است فرصت نکرده اند به پایان برسانند.
تخت جمشید مملو از شگفتی و فرهنگ درخشان مردمانی است که حتی ویرانه‌های آن امروز پس از گذشت 2500 سال مورد تحسین هر بیننده ایرانی و غیر ایرانی قرار می‌گیرد. به راستی راز این جاودانگی در چیست؟
 
1. تا کنون بیش از 30 هزار گل نبشته از کاوش‌های تخت جمشید به دست آمده که از نظر ابعاد و متن کوچک هستند اما به لحاظ محتوا از با ارزش ترین اسناد دوران هخامنشی به شمار می‌روند. بر اساس این گل نبشته‌ها که اکنون بیشترشان در آمریکا نگهداری می‌شوند مشخص شده که در این دوران، به کارگران دستمزد پرداخت می‌شد، حقوق زن و مرد برابر بود، زنان می‌توانستند کار کنند و یا کار نیمه وقت داشته باشند، زنان از حق ارث برابر برخوردار بودند، مادران از حقوق زایمان و کودکان از حمایت‌های اجتماعی بهره مند می‌شدند.
این تامین اجتماعی که به قول خانم پروفسور کخ حتی امروزه در کشوری مانند آلمان هم به صورت کامل انجام نمی‌شود، برای 500 سال پیش از میلاد به معجزه شبیه است. بی شک گل نبشته‌های اداری، سندی قطعی و بی چون و چرا از نظام اداری و اجتماعی دوران هخامنشان هستند.
 

 
2. آپادانا یا تالار ستون دار کاخی است که بیش از ده هزار متر مربع وسعت دارد و در زمان باستان دارای 72 ستون بوده است. این کاخ به دلیل ارتفاع حدود 20 متری ستون‌ها و فاصله غیر معمول آنها از یکدیگر، جز شاهکارهای هنر معماری دوران باستان است که دیگر نظیرش ساخته نشد. وزن هریک از ستون‌ها 90 تن بوده و بر فراز آنها سر ستون‌های گاو دو سر و یا شیر دو سر که هر کدام بیش از 1.5 تن وزن داشت قرار می‌گرفت.
 
3. آپادانا دارای دو جفت پلکان دو طرفه در سمت شمال و شرق است که طول هر یک از دیواره‌های آن 81 متر است. روی این دیواره‌های سنگی، صفی از سربازان، بزرگان کشوری و 23 قوم هدیه آور از ایران بزرگ را حک کرده اند. در مرکز این پلکان‌ها نقشی از پادشاه قرار داشته که در یک دست عصایی به نشانه پادشاهی دارد و در دست دیگر گل نیلوفری را به نشانه صلح و دوستی و دانش تقدیم هدیه آوران می‌کند.
 
4. در تخت جمشید بیش از سه هزار نقش برجسته و تندیس وجود دارد که بی شک بسیاری از آنها الهام گرفته از هنر میان رودان و آشور است اما بر خلاف آنها حتی یک مورد یافت نمی‌شود که به صحنه جنگ، صف اسیران، از بین بردن دشمنان و یا قدرت نمایی پادشاه پرداخته شده باشد بلکه همواره به اتحاد و دوستی اقوام اشاره دارند.

5.
یکی از شگفت انگیز ترین بخش‌های تخت جمشید که معمولا هیچوقت دیده نمی‌شود، آبراهه‌های زیر زمینی آن است که بیش از دو کیلومتر طول دارند. هخامنشیان در برخی از قسمت‌ها صخره را تا نه متر تراش داده و پائین رفته اند و در بخش‌هایی نیز با افزودن سنگ‌های غول پیکر توانسته اند به شیب مورد نظر دست یابند. آنان با روش‌های خاص و مهندسی خود تدابیری اندیشیده بودند که آب بدون گل و لای از کانال خارج شود.
 
6. تمام تندیس‌ها و نقوش حجاری شده در تخت جمشید مزین به رنگ‌های متنوع بوده است. برای نمونه می‌توان به نقش داریوش در کاخ تچر اشاره کرد. تاج داریوش از طلا، ریش وی از سنگ لاجورد، دستبند و گوشواره‌ها از سنگ‌های قیمتی بودند ولی امروز فقط سوراخ‌های محل نصب این زیورآلات بر نقش باقی مانده اند اما هنوز در حاشیه لباس وی می‌توان آثار نقوش بسیار ریزی را یافت که با رنگ‌های زیبا برجسته می‌شده اند.
 

تخت جمشید

 
7. از دیگر شگفتی‌های بنای تخت جمشید می‌توان به معادن سنگ آن اشاره کرد. مهندسان و معدنکاران می‌توانستند با ابزارهای ساده خود سنگ‌هایی حتی به وزن 250 تن را از معدن استخراج و سالم به پائین کوه منتقل و پس از ایجاد طرح اولیه آن را به تخت جمشید انتقال دهند.
 
8. به نظر می‌رسد بزرگی و یا کوچکی سنگ برای سنگ تراشان ماهر هخامنشی تفاوتی نداشته است. آنان عطردان و گلدان‌هایی تراشیده اند که قطر دهانه آنها بسیار کمتر از قطر داخلی بدنه است و گویای آن است که می‌توانستند سنگ را به صورت دورانی به گردش درآورده و با ابزار‌های خاص داخل آنرا تراش دهند.
 
9. برای برهم نهادن پایه ستون، قلمه ستون، گل ستون، سر ستون و یا جرزهای درگاه‌ها هیچ نوع ملاتی به کار نمی‌بردند و تنها با روش خاصی دو سطح تحتانی و فوقانی سنگ را پاک تراش می‌کردند. این روش باعث می‌شد تا ستون و درگاه‌ها در مقابل نیروی زلزله پایدار بمانند.
 
10. بر اساس متون تاریخی و کتیبه‌های موجود، در پیرامون تخت جمشید شهری به نام پارسه وجود داشته که هزاران نفر در آن زندگی می‌کردند. امروز نشانه‌های کمی ‌از شهر پارسه بر سطح دشت باقی مانده است ولی کاوش گران به دنبال آن هستند تا این شهر را از زیر خاک‌های کشاورزی بیرون آورند.
 
11. به نظر می‌رسد که انتخاب کوه مهر یا رحمت برای ساخت بنای تخت جمشید، به دلیل تقدس آن بوده است. از جمله نشانه‌های تقدس می‌توان به تدفین‌های بسیار متنوع از ادوار گوناگون در دامنه این کوه اشاره کرد که به شکل گورهای مخروطی لاشه سنگی، گورهای حفر شده در سنگ‌های مکعبی و یا حفره‌های محل نگهداری استخوان خود نمایی می‌کنند.
 
12. امروز هیچ اثری از سقف چوبی کاخ‌های تخت جمشید بر جای نمانده است اما خوشبختانه باستان شناسان و پژوهشگران به درستی دریافتند که نقش حجاری شده بر سینه آرامگاه‌های پادشاهان هخامنشی، در واقع همان نقش کاخ داریوش است و بدین ترتیب موفق شدند بر اساس آن، سقف بخشی از کاخ ملکه را که امروز به موزه تخت جمشید تبدیل شده بازسازی کنند.
 
13. بی شک از همان آغاز برپا کردن تخت جمشید، یکی از دغدغه‌های مهم معماران، حفاظت مجموعه در مقابل عوامل طبیعی و به ویژه بارش باران بوده است. ناودان‌های آجری و قیر اندود، تنبوشه‌ای، پرشی، کانال‌های روباز و چاه سنگی از جمله تدابیری هستند که مجموعه را از گزند سیلاب‌ها محفوظ می‌کردند.
 
14. روش‌های مرمت و نگهداری از بناهای تخت جمشید در دوران باستان، به نوبه خود بسیار شگفت انگیز است. از آنجا که هیچگاه ساخت و ساز تخت جمشید به پایان نرسید می‌توان نتیجه گرفت که همواره بناها و نقوش آن می‌توانستند در اثر کوچک ترین ضربه ای دچار آسیب شوند ولی معماران با پیش بینی‌های بسیار ماهرانه خود از این احتمالات جلو گیری و در صورت نیاز با ابتکارات خاصی به ترمیم قطعه سنگ آسیب دیده پرداخته اند.
 
15. از دیگر شگفتی‌های تخت جمشید می‌توان به اهمیت پیام رسانی آن برای آیندگان اشاره کرد. داریوش فرمان داد تا چهار لوح زرین را به همراه چهار لوح سیمین و تعدادی سکه در زیر پی چهار گوشه آپادانا قرار دهند تا بدین شکل بتواند پیامش را شاید در 2500 سال بعد به گوش ما و آیندگان برساند. همچنین وی در بخشی از چهار کتیبه حک شده بر دیوار جنوبی تخت جمشید چنین می‌گوید: این سرزمین را اهورامزدا از دشمن، از سال بد، از دروغ بپایاد. بدین سرزمین دشمن، بدسالی، دروغ میاد. این را من از اهورامزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: mehrnews.com/  هرمز امامی، عکس از سیاوش آریا


تاريخ : چهارشنبه 1390/04/08 | 12:40 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
در سي و پنجمين نشست کميته ميراث جهاني در پاريس
9 باغ ايراني ثبت جهاني شدند

معاون رييس جمهور و رييس سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري از ثبت جهاني باغات ايراني در سي و پنجمين نشست کميته ميراث جهاني در پاريس مقر يونسکو خبر داد.

به گزارش ميراث آريا(chtn)، به نقل از اداره کل روابط عمومي سازمان ميراث‌فرهنگي ، صنايع‌دستي و گردشگري؛ «روح الله احمدزاده کرماني» با اعلام اين خبر گفت: پرونده باغات ايراني نخستين پرونده‌ زنجيره‌اي جمهوري اسلامي ايران است که در اجلاس يونسکو به ثبت جهاني رسيده است.

او ضمن تبريک اين موفقيت بزرگ ، سي ‌وپنجمين نشست کميته‌ ميراث جهاني را حاوي دست‌آوردي نو براي جمهوري اسلامي ايران در حوزه ثبت ميراث فرهنگي در عرصه بين‌المللي دانست و اظهارداشت: از ميان 187 کشور عضو کنوانسيون ميراث جهاني 43 پرونده به کميته ميراث جهاني ارسال شد که تنها يازده پرونده آن به لحاظ محتوايي و فني مورد تاييد قرار گرفت و پرونده جمهوري اسلامي جزء 11 پرونده تاييد شده بود.

«احمدزاده» افزود: جمهوري اسلامي ايران همواره در حوزه‌ ثبت جهاني ابتکارات تازه‌اي به خرج مي‌دهد و اين‌بار در اقدامي منحصر به ‌فرد «باغ ايراني» را به‌عنوان يکي از تجلّيّات غني فرهنگ ايراني معرفي کرد و در نشست مزبور، نخستين پرونده‌ زنجيره‌اي جمهوري اسلامي ايران، با عنوان «باغ ايراني»، با اختصاص پنج معيار از شش معيار مورد نظر يونسکو ، به ثبت جهاني رسيد.

معاون رييس جمهور افزود: پرونده‌ «باغ ايراني» بر معرّفي و ثبت زنجيره‌اي 9 باغ منحصربه‌فرد ايراني متّکي است که هر کدام خود الگويي براي نضج، شکل‌گيري و معرّفي مفهوم باغ ايراني در منطقه بوده‌اند. اين نه باغ عبارتند ‌از:«باغ باستاني پاسارگاد فارس»، «باغ ارم شيراز»، «باغ چهل‌ستون اصفهان»،، «باغ فين کاشان»، «باغ اکبريه‌ي بيرجند خراسان جنوبي»، «باغ عبّاس‌آباد بهشهرمازندران»، «باغ دولت‌آباد يزد»،، «باغ پهلوان پور مهريز»، و «باغ شاهزاده‌ ماهان کرمان» هستند.

او تاکيد کرد: با توجه به خصلت پرونده‌هاي زنجيره‌اي اين امکان همواره براي جمهوري اسلامي ايران وجود دارد که براساس استدلالات کافي باغ‌هايي ديگر را نيز،به مجموعه‌ تجلّيّات پرونده‌ خود اضافه کند.

«احمدزاده» با اشاره به اينکه ارائه‌ پرونده‌هاي زنجيره‌اي به کميته‌ ميراث جهاني پيش از اين نيز از سوي برخي کشورهاي عضو کميته مورد پي‌گيري بوده و مواردي نيزاز اين جنبه ثبت جهاني شده‌اند ، تصريح کرد: گستردگي هيچ‌يک از پرونده‌هاي پيشين چه به‌لحاظ پيچيدگي موضوع و چه از نظر دربرگرفتن پهنه‌اي به وسعت يک کشور با پرونده‌ ايراني قابل مقايسه نيست.

از اين جهت، کشور جمهوري اسلامي ايران بار ديگر افتخاري را در اقدام به تدوين و ارائه‌ موفّقيّت‌آميز پرونده‌هاي سنگين ثبتي کسب کرده است.

او در ارتباط با اهميّت و ويژگي‌هاي باغ ايراني گفت : باغ ايراني نماد تعامل انسان با محيط پيرامونش در يک بستر فرهنگي و مذهبي است و فرد ايراني، با اتکا بر اين ابتکار، مفاهيم بلند آسماني را با تجلّيّاتي قابل‌تطبيق در زمين همراه کرده، بهشتي زميني را، که يادآور بهشت ازلي موعود است، به نمايش گذاشته است. باغ ايراني در عين حال بيان‌گر خلاقيّت بي‌بديل ايراني است و توانسته علم، هنر، و فنّاوري را، با پيوند مواريث ملموس و ناملموس، به نمايش بگذارد.

رييس سازمان ميراث‌فرهنگي با بيان اينکه باغ ايراني سابقه‌اي بس طولاني در بستر تمدّني ايرانيان دارد افزود : قديمي‌ترين باغات ايراني را مي‌توان تا 2550 سال پيش و تا دوره‌ هخامنشيان، رديابي کرد .

خاطرنشان مي‌شود؛ پرونده‌ ايران از مجموع شش معيار قابل‌اتّکا براي تأکيد بر ارزش جهاني يک دارايي فرهنگي، بلافاصله، از ديدگاه کميته‌ ميراث جهاني، پنج معيار را به خود اختصاص داد، که اين، نيز، در جمع پرونده‌هاي ثبتي ايراني، تاکنون، بي‌سابقه بوده است.

سال گذشته هفت اثر ميراث فرهنگي معنوي و مادي ايران به ثبت جهاني رسيد که شامل آئين‌هاي مذهبي تعزيه، ورزش‌هاي پهلواني و زورخانه‌اي، مهارت‌هاي سنتي فرش‌بافي فارس، مهارت‌هاي سنتي فرش‌بافي کاشان و موسيقي مقامي شمال خراسان در بخش ميراث معنوي و بازار تبريز و بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي در حوزه ميراث فرهنگي کالبدي بود.

هم چنين پرونده نوروز باستاني و رديف موسيقي ايران از جمله آثار ثبت شده در سال 88 بود و تخت جمشيد، پاسارگاد استان فارس، ارگ بم، کتيبه بيستون، چغارنبيل خوزستان، ميدان نقش جهان اصفهان، تخت سليمان ، سه کليساي ارامنه شمال کشور، سازه‌هاي آبي شوشتر و گنبد سلطانيه نيز از ديگر جلوه‌هاي ميراث‌فرهنگي ايران است که ثبت جهاني شده‌اند.

سي و پنجمين نشست کميته ميراث جهاني سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسکو) روز 29 خرداد (19 ژوئن) در پاريس، مقر اصلي دفتر يونسکو آغاز به کار کرد و به مدت يک هفته به کار خود ادامه داد.


تاريخ : سه شنبه 1390/04/07 | 8:49 قبل از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

جام زرین

 
تپه باستانی حسنلو به همراه مهمترین اثر مکشوفه آن یعنی جام "زرین حسنلو" با قدمتی بیش از هشت هزار سال قبل از میلاد مسیح در نقده استان آذربایجان غربی نمادی از تاریخ کهن ایران اسلامی‌است که مهیای استقبال از مسافران نوروزی است.
 این تپه باستانی در میان جلگه ‌ای سرسبز و خرم که به نام «سلدوز» معروف است در کنار دهکده ‌ای به همین نام قراردارد.
دهکده حسنلو را چند روستای دیگر مانند نگینی در بر گرفته‌اند و تپه‌های باستانی زیادی پیرامون تپه حسنلو را فرا گرفته‌است و گویا هنگام آبادی حسنلو و تمدن عظیمش تمدن‌های دیگری نیز با این تپه در تماس بوده و همدوره تمدن حسنلو به وجود آمده‌اند.
وجود تپه‌های باستانی دیگر حکایت از این دارد که اقوام ساکن در حسنلو با اقوام ساکن در تپه‌های اطرافش از یک تیره بوده و با هم داد و ستد و ارتباط داشته‌اند که از جمله این تپه‌ها می‌توان به تپه باستانی پسدلی، حاج فیروز، تابیه، عقرب تپه، تپه کوییک، میرآباد، ساخسی تپه، نظام آباد و محمدشاه که به فاصله‌های مختلف از یکدیگر و به فاصله دو کیلومتر تا شعاع 15 کیلومتر از تپه حسنلو قرار گرفته‌اند.
تپه حسنلو تپه بزرگ و مدوری به قطر تقریبی 285 تا 250 متر و ارتفاع 20 متر از سطح رودخانه «گدار» است، این تپه بین دو دهکده امین‌لو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار گرفته ‌است.
ساکنان اولیه تپه حسنلو احتمالا قوم مناعی بوده‌اند که تمدن بس وسیع و درخشانی از خود به یادگار گذاشته‌اند و از اشیای مکشوفه در این تپه چنین به نظر می‌رسد که آثار مفرغی آنها کاملا قابل مقایسه با آثار مفرغی لرستان یعنی قوم کاسی است و شاید قرابتی بین این دو قوم موجود باشد از قوم مناعی و محل سکونت آنها که سرزمین‌های جنوبی دریاچه ارومیه بوده، یادی در تورات شده و قوم مناعی را قوم «مان» هم گفته‌اند.
 

حسنلو


بر اساس داده‌های باستان‌شناسی این تپه در 10 دوره مورد سکونت قرار گرفته و ضخامت لایه‌های هر دوره معلوم است که دوره دهم که قدیمی‌ترین دوره سکونت حسنلو به حساب می‌آید، مربوط به هزاره ششم تا هزاره سوم قبل از میلاد است و این دوران از دوره ابتدایی سنگی آغاز و تا دوره باستانی، مادها و دوره اسلامی ‌ادامه می‌یابد.
دورتا دور قلعه را دیواری به قطر سه متر و ارتفاع هفت متر فرا گرفته بوده و در سراسر این دیوار برج‌های مربع شکلی به فاصله‌های 30 متر از یکدیگر و به ابعاد 10 متر در 10 ساخته شده بود و ارتفاع برج‌ها به درستی معلوم نیست.
با احتساب هر 30 متر یک برج، تقریبا محل هفت برج در روی دیوار دفاعی قلعه روشن می‌شود و طرز قرار گرفتن برج‌ها در میان دیوارها طوری بوده که سه متر از طول برج داخل دیوار و پنج متر آن خارج دیوار و دو متر آن در سوی دیگر دیوار (داخل قلعه) قرار داشته و از این برج‌ها برای حفاظت قلعه استفاده می‌شده است.
در جانب ورودی حیاط، مجموعه‌ای از بناهایی مانند تالار بزرگ یا معبد و تعدادی اتاق‌های متصل و مربوط به هم قرار داشته و در این میان معبد بیش از دیگر بناها قابل توجه است این پرستشگاه یا معبد دارای سقف و ستون‌های چوبی بود و بیش از 30 متر طول و بیش از پنج متر عرض داشته است.
در دژ حسنلو، اتاق‌هایی نیز به انبار و آشپزخانه و اسلحه‌خانه اختصاص داشته ‌است از اسلحه‌خانه که معلوم نشده کارگاه اسلحه‌سازی یا محل نگهداری جنگ‌افزار بود، مقدار زیادی شمشیر و سه نیزه آهنی کشف شده ‌است.
در اطراف غربی حیاط، حدود ۱۵ باب اتاق بزرگ و کوچک وجود داشته و جام زرین حسنلو در یکی از اتاق‌های همین قسمت کشف شده ‌است.
بناهای شمالی حیاط مرکزی گویای جایگاه ویژه زنان و کنیزان بوده ‌است چون در این قسمت مقدار زیادی جعبه‌های ویژه نگهداری وسایل آرایشی چون سرمه دان و وسمه دان استخوانی یافت شده ‌است.
از تپه باستانی حسنلو در سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۵۸ طی حفاری‌های باستان‌شناسان ایرانی و آمریکایی انواع و اقسام ابزار و ادوات جنگی مانند شمشیر، خنجر، نیزه، سرنیزه‌هایی از جنس مفرغ و آهن به همراه هزاران ظروف سفالی و اشیای استخوانی سنگی سفالی، شیشه‌ای و فلزی گوناگون که هر یک دارای ارزش تاریخی، باستانی و هنری هستند، کشف شده ‌است که در موزه‌های ایران باستان، آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای جهان نگهداری می‌شود.
در سال 1336 کاوش علمی ‌و تخصصی تپه باستانی حسنلو را هیئت حفاری و کاوش مشترک ایرانی -آمریکایی آغاز کرد و در این حفاری و کاوش، از خرابه ها شهر، دژی از زیر خاک بیرون آمد که به عقیده باستان شناسان متعلق به قوم "ماننا" است. دیوارهای این بناها و منازل و معابد آن با پایه های سنگی ساخته شده و در بالای آنها از آجرهای بزرگی به طول،40 عرض 23 سانتیمتر و ضخامت 14 سانتیمتر استفاده شده است. در قسمت حفاری شده این تپه، ویرانه های شهر یا دژی دیده می‌شود که از دو بخش عمده تشکیل شده است.
تپه باستانی حسنلو یکی از مهمترین اماکن باستانی و تاریخی ایران و جهان به شمار می‌رود و باستان شناسان ایرانی و خارجی قدمت آن را حدود 800 تا 1400 سال قبل از میلاد تخمین زده اند. حدس دیگر آن است که آثار مربوط به ویرانه های تپه حسنلو در 700 یا 650 سال قبل از میلاد به آتش کشیده شده است.
 

جام زرین حسنلو


جام زرین حسنلو
مهمترین اثر مکشوفه تپه باستانی حسنلو که اهمیت ویژه ای در جهان و باستان شناسی دارد، جام طلایی حسنلو است. وزن این جام 950 گرم، بلندای آن 21 سانتیمتر، قطر آن 25 سانتیمتر و محیط لبه آن 61 سانتیمتر است و در موزه ایران باستان تهران نگهداری می‌شود.
این جام اثر کاملا خیره کننده ای است، زیرا بیش از حد ظریف کاری داشته و فاقد ترکیب مجلل است.
قدمت جام طلایی کشف شده از تپه حسنلو در حدود 800 سال قبل از میلاد مسیح است، بر روی بدنه این جام معروف، نقش های بسیاری حک شده است که احتمالا داستان حماسی را روایت می‌کنند.
تپه های باستانی آذربایجان غربی
علاوه بر تپه تاریخی حسنلوی نقده در آذربایجان غربی تپه های تاریخی فراوانی وجود دارد که هریک روایت گر تاریخ تمدن هزاران ساله کشور است.

تپه حاجی فیروز
تپه حاجی فیروز در بخش شرقی دره "سلدوز" و تقریباً در دو کیلومتری جنوب شرقی تپه حسنلو قرار دارد، حفاری های این تپه 16 لایه استقرار و یازده مرحله ساختمان سازی را مشخص می‌کند.
بر طبق این حفاری ها، واحدهای ساختمان های هزاره ششم ق.م حاجی فیروز به صورت واحدهایی مستقل از یک دیگر بنا شده بودند.
واحدهای ساختمانی دارای اتاق های نشیمن، محل آماده سازی غذا و پخت و پز، انبارک های غذا و آذوقه و خمره های ذخیره بود. اجساد کودکان را هم معمولا در زیر کف این قسمت دفن می‌کردند. دیوارها را معمولا از چینه و در بعضی موارد از خشت هایی که بدون قالب بود، می‌ساختند، سطوح دیوارها را گاهی با مخلوطی از کاهگل و گچ اندود کرده بودند. روی قسمتی از دیوار یکی از منازل اثر رنگ قرمز مشاهده شد. کف بعضی از اتاق های نشیمن را هم با محلول گل آجری قرمز کرده باشند.
سفال های منقوش حاجی فیروز را می‌توان یکی از عناصر فرهنگی مشخصه دوره حاجی فیروز محسوب کرد. نقاشی روی سطح خارجی ظرف صورت می‌گرفت و به ندرت نمونه هایی دیده شده است که سطح داخلی ظرف را نیز با نقاشی تزیین کرده بودند.
عناصر نقشی عبارت بودند از: انواع نقوش هندسی و خطی مانند جناقی ها، زیگزاگ ها، مثلث های سرو ته، نقوش درختی و نقطه چین ها.

تپه دالما
تپه تاریخی دالما در جنوب غربی دریاچه ارومیه و در چند صد متری روستای "دالما" قرار دارد. در این تپه شش لایه استقراری مشخص شده است که تاریخ آنها مربوط به هزاره های پنجم و چهارم ق . م است. معماری تنها در لایه طبقاتی چهارم و پنجم تپه به دست آمد که به صورت بناهای مجرد و در اطراف یک حیاط ساخته شده بودند و در ساخت آنها از چینه و ملاط بسیار نازک گلی بهره گرفته شده بود.
تمامی‌سفال های به دست آمده از تپه دالما دست ساز و اکثرا منقوش است. از دیگر آثار به دست آمده از این تپه می‌توان به دسته هاون سنگی، سردوک های سفالی، اشیای استخوانی و ... اشاره کرد.

تپه اهرنجان
تپه اهرنجان در دشت سلماس، در شمال غرب دریاچه ارومیه قرار دارد. براساس اطلاعات موجود، علاوه بر قطعات سفال های دوره نو سنگی، تعدادی مشته سنگ، سنگ ساب، هاون سنگی، تیغه‌های ابسیدین، انواع سردوک ها و ادوات ساخته شده از استخوان حیوانات نیز از سطح این تپه جمع آوری شده است. سفال های منقوش اهرنجان را با عناصر هندسی تزیین کرده اند.
بیشتر ظروف اهرنجان را انواع کاسه های ساده و سبو تشکیل می‌دهند. بعضی از کاسه های اهرنجان دارای لوله کوتاهی در زیر لبه هستند که شبیه آن ها تاکنون در هیچ محل باستانی دیده نشده است.
 


گوی تپه
گوی تپه
در حدود شش کیلومتری جنوب شرقی شهر ارومیه و در دره ای به همین نام واقع شده است. ابعاد تپه 455 متر در جهت شمال به جنوب و 600 متر در جهت غرب به شرق و ارتفاع آن 24.5متر است. یکی از آثار به دست آمده از این تپه، صفحه مفرغی منقش به تصویر "گیلگمش"پهلوان حماسی بابلی – است. در این نقش گیلگمش میان دایره ای دو گاو وحشی را گرفته و آن ها را بلند کرده است. این شیء به سده هشتم ق. م تعلق دارد.
اثر دیگر مهری استوانه ای شکل است که در عمق هشت متری پیدا شده و نقش مایه هایی از خدایان بابلی را بر خود دارد و احتمالاً متعلق به حدود دو هزار ق. م است. این اثر تاریخی در حال حاضر در موزه هنرهای زیبای مترو پولیتن نیویورک نگهداری می‌شود.
در حفاری علمی ‌این تپه در سال 1948 م هفت طبقه را که به ترتیب از پایین به بالا نام گذاری شده اند مشخص شده است.
طبقه زیرین آن مربوط به هزاره چهارم ق.م است. آثاری از هزاره های سوم، دوم و اول ق . م نیز در این تپه قابل مشاهده است. بناهای ساخته شده در تپه ساده است و از گل و بعضاً از خشت خام برای ساختن دیوارها استفاده شده است.

تپه هفتوان
این تپه یکی از بزرگ ترین تپه های منطقه است و در 15 کیلومتری شمال غربی دریاچه ارومیه، در وسط جلگه حاصلخیز سلماس قرار گرفته است. این تپه از هزاره سوم ق. م تا دوره ساسانی، هشت دوره فرهنگی را در بر می‌گیرد و دارای آثار معماری از خشت خام و سنگ است.
در این تپه سفال های منقوش نیز به دست آمده است. هشت دوره فرهنگی این تپه از بالا به پایین عبارت اند از اشیاء و آثار مربوط به دوره های ساسانی، هخامنشی، اورارتو، دوره آهن، آهن، هزاره دوم ق . م طبقه مربوط به آغاز دوره شهر نشینی در اطراف دریاچه ارومیه (هزاره سوم ق . م) و آخرین طبقه مربوط به هزاره چهارم ق. م است.

تپه کردلر
تپه باستانی کردلر یکی دیگر از تپه‌های باستانی ارومیه است که در 25 کیلومتری شرق ارومیه و در مجاورت روستای کردلر قرار گرفته است، فاصله تپه از جاده ارومیه به دریا حدود یک کیلومتر است، بقای آثار تاریخی تپه کردلر بر روی تپه نسبتاُ مرتفعی که در غرب روستا قرار گرفته واقع شده است و در اثر عملیات حفاری باستان‌شناسان مقداری از بقایای آثار معماری مدفون از زیر خاک‌های آن بیرون آورده شده است.
قدمت این بقایا مربوط به هزاره اول تا چهارم قبل از میلاد است و از آثار به دست آمده مشهود است که این مجموعه محل استقرار و زندگی عده‌ای از مردمان جهان باستان بوده که به صورت ساده مورد استفاده و سکونت بود چون به خاطر نوع مصالح به کار رفته در ساختمان مجموعه که بیشتر آن دیوار چینه‌ای و از خشت خام انتخاب شده است و طی گذشت زمان، آسیب دیده و به صورت مخروبه درآمده است.

تپه باستانی قلایچی
این تپه تاریخی در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر بوکان قرار دارد. این مجموعه به دوره حکومتی مانا متعلق است .
علاوه بر موارد فوق تپه‌های تاریخی دیگری از جمله تپه للهام، تپه ساعتلو، تپه انگنه، تپه بزوه، تپه ربط، تپه هنگروان، تپه سه گرد، تپه سبزعلی، تپه توپوزآباد، تپه بخشی قلعه، تپه بیات، تپه بالانج، تپه سمباتان، تپه نرگی، تپه خان بابا، تپه ثمرتو، تپه قلاع، تپه ژاژآباد، تپه خلیل‌آباد، بغاتپه، تپه گنج چین، تپه خانقاه سرخ، تپه قزقلعه، تپه علی‌خان، شربت تپه، ساری تپه، تپه حیدرلو، تپه شهرستانک، کول تپه، تپه ریحان‌ آباد، تپه براشان، تپه میرشکارلو، تپه گویجه ‌لو، تپه چندرلو، تپه اوصالو، تپه علی بیگلو، تپه زیویه، تپه محمودآباد، تپه موانا، تپه هلاکو و تپه نادر وجود دارد.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: mehrnews.com


تاريخ : یکشنبه 1390/04/05 | 12:25 بعد از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
کاخ نیاوران به دستور کدام شاه قاجار ساخته شد؟

 

 سایت موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی در مطلبی نوشته است: قصرزیبای نیاوران به دستور تاصرالدین شاه ساخته شد.

ناصرالدین شاه در سال 1267ه.ق دستور ساخت قصر نیاوران را در دو طبقه در دامنه های کوه البرز در شمال تهران را صادر نمود . در آن زمان با توجه به این که شاه به طور معمول تابستان را در ییلاق های شمال تهران به سر می برد دستور ساخت این قصر زیبا ییلاقی را داد.

 کاخ

 این قصر پس از آن که سی امین سال سلطنت ناصرالدین شاه در آن برگزار گردید نام صاحبقرانیه را بر خود گرفت ؛ زیرا در آن زمان هر سی سال یک قرن به حساب می آمد و ناصرالدین شاه به همین دلیل خود را صاحب قران نامید و نام این کاخ را صاحبقرانیه نهاد .

منبع: خبر آنلاین http://www.khabaronline.ir/news-158922.aspx



تاريخ : یکشنبه 1390/04/05 | 8:7 قبل از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

دومين قايق خورشيدي «شاه خوفو» فرعون مصر باستان که هدايتگر او به جهان پس از مرگ بود، پس از گذشت 4500 سال از محل نگهداري خود در يکي از اهرام جيزا خارج شد.اين قايق که توسط تيمي بين‌المللي متشکل از باستان‌شناسان مصري و ژاپني بيرون کشيده شده است در نزديکي قبر شاه «خوفو» و در کنار اهرام جيزه دفن شده بود.

 


به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ به گفته رييس شوراي عتيقه‌جات مصر، اين قايق از دو سال پيش تاکنون، محور اصلي کاوش‌هاي باستان‌شناسي گروه‌هاي کاوشگر مصري و ژاپني بوده تا اينکه به تازگي از زير زمين بيرون کشيده شد.

«زهي هواس»، با اشاره به اين که اين اکتشاف يکي از مهم‌ترين آثار کشف شده در کشور به شمار مي‌رود افزود: اين قايق يکي از دو قايقي است که به شاه «خوفو»، فرمانرواي دودمان چهارم فراعنه و سازنده اهرام بزرگ جيزا تعلق داشته است.

قايق‌هاي خورشيدي در باور مصريان باستان، حاملان شاهان و فراعنه به دنياي پس از مرگ بوده اند و از اينرو همراه با اجساد آن‌ها در اهرام دفن مي‌شدند.

اين قايق در سال 1987 و در حفره بزرگي که پوشيده از 41 بلوک سنگ آهکي به وزن 16 تن بودند کشف شده بود اما تاکنون بيرون کشيدن آن از اين حفره غيرممکن بوده است. باستا‌ن‌شناسان اميدوارند به زودي اين قايق چوبي را به صورت عمومي در معرض نمايش قرار دهند.


تاريخ : پنجشنبه 1390/04/02 | 8:23 قبل از ظهر | نویسنده : احسان نایینی
 

10 مومیایی برتر و معروف جهان!! (+عکس)

 
برای بعضی از افراد که نمی‌دانند مومیایی چیست باید بگوییم که مومیایی عبارت است از یک جسد که بدنش یا از روی عمد محافظت می‌شود یا اینکه به سبب بعضی عوامل طبیعی اعم از شیمیایی، سرمای بیش از اندازه ، میزان رطوبت بسیار پایین یک منطقه، یا فقدان هوا محفوظ و ماندگار می‌شود. مومیایی‌هایی از حیوانات و انسان‌ها در سراسر جهان یافت شده است که یا مخصوصا مومیایی شده اند یا به سبب عوامل محیطی از فساد و نابودی حفظ شده اند. تعداد زیادی از این مومیایی‌ها هزاران سال قدمت دارند که با حقه زدن به مرگ و جلوگیری از فساد و نابودی شان معروف شده اند. در این متن قصد داریم 10 مومیایی جالب توجه را معرفی کنیم (دراصل به خاطر داستانی که پشت آنها پنهان است یا سالم ماندن باورنکردنی بدنشان)، اغلب آنها نیز هنوز قابل نمایش برای عموم هستند.

10. المر مک کوردی
 
المر مک کوردی
المر مک کوردی (ژانویه 1880 تا 7 اکتبر 1911) قانون شکنی بود که در یک درگیری یا جنگ با تفنگ در Osage Hills در اوکلاهاما کشته شد. وقتی که هیچکس مسئولیت این جسد را نمی‌پذیرد و آن را نمی‌خواهد! مسئول کفن و دفن آن را با موادی بر پایه ارسنیک مومیایی می‌کند و به مردم اجازه داده شد که «قانون شکنی که تسلیم نمی‌شد» را به بهای یک سکه ببینند و آن سکه را در دهان المر می‌گذاشتند که مامور کفن و دفن بعدا می‌توانست سکه‌ها را بردارد.
5 سال بعد، مردی که با یک کارناوال مسافر آمده بود ادعا کرد که برادر المر است که مدتهای طولانی از او خبر نداشته او می‌خواست برای برادرش یک مراسم تدفین مناسب برپا کند. با این حال او نزدیک دو هفته همراه با کارناوال جسد المر را به نمایش گذاشت. بعد از آن به مدت 60 سال جسد المر به موزه‌های مومی، کارناوال‌ها و خانه‌های جن زده فروخته می‌شد.
صاحب یک خانه جن زده نزدیک «مونت روشمور» از خریدن این مومیایی امتناع کرد، چراکه او فکر می‌کرد بدن المر دراصل یک مجسمه است و به اندازه کافی شبیه آدم نیست. در طول فیلمبرداری فیلم «مرد شش میلیون دلاری» که دسامبر 1976 انجام شد، عوامل فیلم می‌کردند که این مومیایی در حقیقت یک مجسمه مومی ‌است که از یک چوبه دار آویزان کرده اند. وقتیکه بازوی آن شکسته و جدا شد تازه فهمیدند که این مجسمه دراصل مومیایی المر مک کاردی است که بالاخره هم در تاریخ 22 آپریل 1977 در بخش «بوت هیل» قبرستان Summit View در گوتری، اوکلاهاما دفن شد. و 2 یارد مکعب بتون روی تابوتش قرار دادند تا دیگر هرگز آسیبی بهش وارد نشود.

9- ولادیمیر لنین
 
ولادیمیر لنین
ولادیمیر ایلیچ لنین (10 آپریل 1870- 21 ژانویه 1924) یکی از رهبران سیاسی و متفکران انقلابی قرن 20 بود که سال 1917  حزب قدرتمند بلشویک را در روسیه تشکیل داد و راس قدرت اتحاد جماهیر شوروی محسوب می‌شد. سال 1918 او از یک اقدام به ترور نجات پیدا کرد، اما به شدت مجروح شد. سلامتی او تحت تاثیر قرار گرفت و در می ‌1922 از یک حمله ای که او هرگز به طور کامل مداوا نشد رنج می‌برد. در دسامبر 1922 حمله دومی ‌به او دست داد و تاحدودی بخش راست بدن او را فلج کرد و سبب شد از فعالیت‌های سیاسی کناره گیری کند. در سال 1923 حمله سومی ‌در پی داشت و در اثر این جمله قدرت صحبت را از دست داده و لال شد و تا زمان مرگش یعنی 21 ژانویه 1924 زمین گیر شد. او زمان مرگ 53 ساله بود و در زادگاهش Gorki Leninskiye مرد. جسدش مومیایی شد و در مقبره لنین در موسکو به نمایش گذاشته شد و تا به امروز نیز در همانجاست.

8- قدیس برنادت
 
قدیس برنادت
قدیس برنادت فرزند ماریا برنادا سوبیروس (7 ژانویه 1844- 16 آپریل 1879) در شهر لوقد در جنوب فرانسه به دنیا آمد پدر او یک آسیابان بود. علی رغم اینکه بدن او به صورت تکنیکی مومیایی نشده است، او هم قطعا می‌تواند جایی در لیست ما داشته باشد. از 11 فوریه تا 16 جولای 1858، 18 بار «بانوی جوان کوچکی» را دیده است. علی رغم تردید اولیه کلیسای کاتولیک نسبت به این موضوع، اما بالاخره بعد از یک تحقیق متعارف ارزشمندی این اعتقاد اعلام شد و این دیدار قدیس برنادت را مریم مقدس دانستند. بعد از مرگ برنادت جسدش صحیح و سالم باقی ماند و در نمازخانه کوچک قدیس برنادت در شهر «نورس» قابل نمایش است. در 18دسامبر 1933 کلیسای کاتولیک به او عنوان قدیس داد.

7- Juanita
 
مومیایی دوشیزه یخی
Juanita (دوشیزه یخی) هشتم سپتامبر 1995 در قله «آمپاتو»  در پرو کشف شد. او 500 سال پیش زمانی که قربانی شده 12 تا 14 سال سن داشته- یک نوع افتخار بزرگ برای اینکاها- آنها اعتقاد داشتند خدای آمپاتو برای آنها آب آورده و از فروریختن بهمن جلوگیری می‌کند و درقبال از آنها قربانیان انسانی می‌خواهد. در تحقیقات بعدی اسکلت یک پسر و دختر جوان و یک زن نیز کشف شد همراه با اشیائی که پیشکشی به خدایان هستند. انفجار کوه آتشفشانی نزدیک «سابانسایا» یخ و برف 500 ساله ای که Juanita را احاطه کرده بود ذوب کرد. او هنوز هم کاملا یخ زده است. پوست، ارگان‌های داخلی بدن، موها، خون، و حتی محتویات معده اش سالم مانده است و بنابراین به دانشمندان کمک می‌کند نگاهی اجمالی به زندگی اینکاها بیندازند. لباس Juanita از بهترین پارچه‌های شهر Cuzco که نزدیک ترین قربانگاه نزدیک پایتخت اینکاها بوده است. طرز لباس پوشیدنش اینگونه نشان می‌دهد که یکی از اشراف زاده‌های خانواده Cuzco بوده است.
Juanita  به عنوان زیباترین و بی گناه ترین دختر انتخاب شده بود و او برای «زندگی ابدی با خدایان» ضمانت داده بود. درحالیکه جسدهای دیگر در پایین کوه وجود داشتند ولی آنها هیچ کدام به پاکیزگی و ارزش Juanita نبودند. درهرحال تلاش فوق العاده ای لازم بود (از ملازمان مذهبی، روستاییان، تدارکات، آب و نیز عناصر سمبولیک که در مراسم تدفین استفاده می‌شود- همه بر پشت صدها نفر حمل می‌شدند) تا آیین قربانی کردن در این هوای سرد و خطرناک در ارتفاع 20.000 فوتی Mount Ampato برگزار شود. Juanita با یک ضربه قوی به سرش کشته شده است و احتمالا قبل از اجرای مراسم  نوشیدنی chichi ( نوشیدنی قوی که توهم زا هم هست) به او داده شده است. در سال 1996 رئیس جمهور کلینتون عکسی از Juanita دید: «اگر من مرد مجردی بودم از مومیایی می‌خواستم بیرون بیاد. او یک مومیایی زیبا است! Juanita در موزه Museo Santuarios de Altura، در  Arequipa پرو نمایش داده می‌شود.

6. اوتزی- مرد یخی
 
اوتزی- مرد یخی
اوتزی یا مرد یخی بهترین مومیایی است که به روش طبیعی حدود سال 3300 قبل از میلاد مومیایی شده است (53 قرن پیش). مومیایی در سپتامبر سال 1991 در در یخ‌های کوه‌های آلپ در مرز میان ایتالیا و دره "اوتزتال" اتریش کشف شد. لقب مومیایی هم از اوتزتال جاییکه در آنجا کشف شد گرفته شده است. او قدیمی‌ترین مومیایی طبیعی انسانی اروپاست که اطلاعات بی سابقه ای از عصر مس در اروپا به دست باستان شناسان داد. دلیل مرگش هم احتمال زیاد ضربه به سر بوده است. جسد و متعلقات آن در موزه باستان شناسی جنوب تیرول در بولزانو در شمل ایتالیا قرار دارد.

5- جینجر
 
جینجر
«جینجر» لقبی است که به بدن مومیایی شده مردی داده شده است که برخی اعتقاد دارند قدیمی‌ترین مومیایی مصری شناخته شده است. این مومیایی بیش از  500 سال پیش مرده، موهایی طلایی، انگشت‌ها و حتی ناخن‌هایش کاملا مومیایی شده است. جینجر در Gebelein مصر پیدا شد و به دوره «پردیناستیک» آخر حدود 3400 قبل از میلاد یا پیش از آن مربوط می‌شود. قبل از توسعه مومیایی، اجزای باقیمانده بدن آدمی ‌را درون قبرهای کم عمق در تماس مستقیم با گرما، شنهای خشک قرار می‌دادند، این عمل باعث می‌شد آب بدن که 75 درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد کشیده شود. عدم وجود نم و رطوبت مانع نفوذ باکتری و فاسد شدن می‌شود و در نتیجه جسد سالم می‌ماند. باوجود این هنوز قطعی نیست که مومیایی شدن جینجر عملی دستی بوده یا طبیعی. اگرچه از زمان جینجر مرده‌ها را ا مقداری از ظروف سفالی دفن می‌کردند احتمال دارد این عمل مومیایی از سوی کسانی بوده که و را دفن کرده بودند و می‌خواستند بدنش را حفظ کنند. اکنون جینجر در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

4- مرد Tollund
 
جسد باتلاقی
 جسد مومیایی شده مردی (جسد باتلاقی) است که طی قرن 4 قبل از میلاد در دوران عصر آهن پیش از رومی‌ها زندگی می‌کرد و به صورت طبیعی  مومیایی شده است. او در ماه می ‌1950 در یک باتلاق ذغال سنگ در Jutland پنسیلوانیا در دانمارک پیدا شد. سر و صورت او در آن زمان خیلی خوب حفظ شده بود، به همین خاطر تا مدتها  به اشتباه تصور می‌شد که قربانی قتل بوده است، باوجود این بعدها کشف شد که حدود 1500 سال پیش مرده است ‍! بعد از  انجام آزمایش‌هایی روی مومیایی دلیل مرگش اعدام و به دارآویخته شدن اعلام شد- دلیل آن هم خطوط واضح طناب زیر چانه و اطراف گردنش بود، ‌باوجود این هیچ علامتی در پشت گردن که گویای گره طناب باشد دیده نشد. مومیایی در موزه سیلکبورگ دانمارک نگهداری می‌شود اگرچه تنها سر مومیایی اصل هست و بدن دراصل نسخه ساخته شده ای است که به سر وصل شده است.

3- لومباردو روزالیا
 
لومباردو روزالیا
Tollundلومباردو روزالیا کودکی ایتالیایی است که سال 1918 در پالرمو، سیسیلی به دنیا آمد. این دختر در ششم دسامبر 1920 براثر ذات الریه درگذشت. پدر روزالیا که از مرگ دخترش فوق العاده ناراحت بود سراغ دکتری به نام آلفردو سالافیا رفت که درکار تاکسی درمی ‌و مومیایی و حفظ اجساد بود تا دخترش را ماندگار کند. او یکی از آخرین مومیایی‌هایی بود که به سرداب کاپوچین پالرمو در سیسیل راه پیدا کرد. روش نگهداری او بدین صورت است که در حالت خوابیده قرارش داده اند برای همین لقب «زیبای خفته» به او داده اند. این دختر یکی از سالم ترین مومیایی‌های جهان است و باور اینکه نزدیک 90 سال مرده است برای همه سخت است. سال‌های زیادی فرمول ترکیبات برای چنین مومیایی باشکوه فاش نشده بود، اما اخیرا  کشف شده است که ترکیبی از فرمالین، نمک‌های روی، الکلع اسید سالیسیلیک و گلیسیرین به او تزریق کرده اند.
اکنون فرمالین به صورت گسترده ای مورد استفاده افرادی است که کار مومیایی می‌کنند، فرمالین ترکیبی از فرمالدئید و آب است که باکتری‌ها را می‌کشد. دکتر سالیافیا یکی از اولین افرادی بود که از این ماده برای مومیایی کردن جسدها استفاده می‌کرد. الکل به کمک شرایط هوایی خشک مقبره‌ها باعث خشک شدن بدن روزالینا شده و به مومیایی شدن کمک می‌کند. گلیسیرین هم مانع زیادی خشک شدن جسد او شده و اسید سالیسیلیک از رشد قارچ‌ها جلوگیری می‌کند.
طبق گفته ملیسا ولیامز مدیر اجرایی انجمن مومیایی کنندگان آمریکایی نمک‌های روی اصلی ترین ماده در حفظ و عدم فساد روزالینی هستند از وقتی این ماده برای مومیایی استفاده می‌شود زمان زیادی نمی‌گذرد. روی به جسد  او استحکام داده است. شما می‌توانید او را درون تابوتش نگاه کنید و ببینید هیچ حائل و وسیله ای برای صاف ایستادن ندارد.

2. توت انخ آمون
 
توت انخ آمون
 

توت انخ آمون (تاریخ تولد حدودی 1323 تا 1341 قبل از میلاد) فرعون مصری هجدهمین خاندان پادشاهی به عنوان پادشاهی جدید شناخته شده است. توت انخ آمون در سن  9 سالگی فرعون شده و حدود 10 سال تا زمان مرگش حکمرانی کرد. مقبره توت انخ آمون در دره پادشاهان (که هنوز آنجا اقامت دارد) سال 1922 توسط هوارد کارتر به صورت دست نخورده کشف شد. این مقبره کامل ترین مقبره سلطنتی مصری ای است که تابحال کشف شده است.
برای تمام مصریان باستان زندگی پس از مرگ از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود و برای خاطر همین موضوع بدن‌هایشان را برای همیشه فسادناپذیر می‌کردند. آنها جهان پس از مرگ را مانند همین جهان می‌پنداشتند و تصور می‌کردند باید از بدنشان در آن دنیا استفاده کرده و به این دلیل اجساد را مومیایی می‌کردند. مصری‌های باستان اعتقاد داشتند در جهان پس از مرگ بدن منزلی برای شخصی به اسم کا، با و آخ می‌شود و بدون آن شخص فرد بی هویتی بدون بدن در جهان دیگری است که مدام سرگردان است.
کا نسخه المثنی کمتر جامد بدن است. بدون یک بدن جسمانی روح مکانی برای منزل گزیدن ندارد و ان فرد برای همیشه محکوم به بی قراری است. «با» قادر بود که مقبره را ترک کرده و دوباره دوستان فرد درگذشته را در جهان مادی ملاقات کند. «آخ» روح فناناپذیر است و زمانیکه «کا» و «با» بعد از انجام شدن عمل داوری فرد درگذشته به هم ملحق شدند، پدیدار می‌شود. مرحله مومیایی یک دوره 70 روزه را طی می‌کند و برای تمام طبقه مردم مصری از فقیر تا غنی انجام می‌شود. مراحل مومیایی کردن 70 روزه به شرح زیر است: 15 روز برای تمیز کردن و شستشو، یک دوره 40 و 15 روزه هم برای نوار پیچی و بسته بندی کردن. توت انخ آمون یکی از مشهورترین مومیایی مصری است و ماسک مرگش یکی از مشهورترین تصاویر در دنیای ماست. دلیل مرگ توت انخ آمون هنوز کشف نشده و باز جای تحقیق و بررسی زیاد دارد.


1. بانوی دای (Xin Zhui)
 
بانوی دای
در سال 1971 کارگران چینی درحالیکه یک پناهگاه حمله‌های هوایی نزدیک شهر چانگشای را حفاری کردند به معبدی عظیم به نام  Han Dynasty-era برخوردند که حاوی 1000 عدد مصنوعات دستی بود و نیز یک مومیایی که بهترین و کامل ترین مومیایی بود که تابحال یافت شده. این مقبره متعلق به Xin Zhui همسر مرزبان «هان» که بین سال‌های 145-178 قبل از میلاد حدودا در سن 50 سالگی مرد. جسد او آنقدر خوب حفظ شده بود که وقتی پیدا شد مثل جسد فردی بود که تازگیها مرده و برای کالبدشکافی آورده شده است. پوست او نرم، اعضای بدن کاملا انعطاف پذیر؛ موها و ارگان‌های درونی کامل؛ و حتی باقیمانده‌های غذایی که خورده بود در معده اش یافت شد و خون گروه  A هنوز در رگ‌هایش وجود داشت. متخصصان کشف کردند او از نوعی بیماری انگلی، درد قسمت پایینی کمر، انسداد رگ‌ها رنج می‌برده و قلبش بیش از اندازه آسیب دیده بوده (علائم و نشانه‌های بیماری قلبی که بر اثر چاقی، عدم فعالیت بدنی و پرخوری زیاد به وجود می‌آید) و در زمان مرگش اضافه وزن داشته است.
«راز بانو دای» هنوز حل نشده است. دانشمندان اعتقاد دارند برای مومیایی کردن فوق العاده  او 22 جامه سیلک و کنفی و نیز 9 روبان سیلک مورد استفاده قرار گرفته و خیلی محکم او را با این پارچه‌ها بسته اند. لباس‌ها را دورن تابوت قرار کرده اند تا جسد در آنجا محکم شده و از هوا خالی شود. مقبره نیز دو قسمت درونی و بیرونی دارد که بیش از 50 فوت در زیر زمین قرار دارد و نیز 4 عدد تابوت که او درون آن دفن شده است و هر کدام درون تابوت دیگری قرار دارد. بااین حال برخی از دانشمندان گمان می‌کنند کلید اصلی کشف راز مومیایی او مایع قرمز رنگ ناشناخته ای است که درون تابوتی که در آن کشف شد قرار دارد. چیز دیگری که این راز را پیچیده تر می‌کند وجود دو مقبره دیگر در نزدیکی مومیایی است که درون آنها دو مومیایی زن به نام Sui Xiaoyuan و Ling Huiping یافت شد که به همین شیوه مومیایی شده بودند. مومیایی 2000 ساله بانوی دای اخیرا در موزه محلی «هونان» قرار داده شده است.
*
پمپئی باستانی
یکی از نتایج وحشت انگیز فوران آتش فشان وزو در سال 79 بعد از میلاد تعدادی حفره بود که بر روی بازمانده‌های آتشفشانی حول و حوش پمپئی پدیدار گشت و نشان از اجساد مومیایی مردم و حیواناتی داشت که بر اثر پیشروی آتشفشانی کشته شده و در همانجا مدفون شده بودند. آنها قربانیان آتشفشان وزو هستند که قبل از سوختن و نابود شدن به صورت پیکره‌های محکم و جامدی درآمده اند و برای همیشه ماندگار شدند. در کاوش‌های اولیه Giuseppe Fiorelli که این پیکره‌ها را کشف می‌کرد گفت آنها که تمایل به فرار داشتند محکوم به فنا شدند و آخرین لحظه زندگی‌شان در تاریخ ثبت شده است و وجود ترس و وحشت دراین انسان‌ها به وضوح می‌توان دید. واقعا تصور ترس و وحشت این ارواح بیچاره بدشانس امکان پذیر نیست. این مورد آخر با نمونه‌های قبلی متفاوت است چرا که اینها مومیایی‌های تنها نیستند شهروندانی هستند که در زمان ثابت مانده اند. اکثر این مردمان منجمد شده در اطراف شهر پمپئی و موزه باستان شناسی ناپل نگهداری می‌شوند.
 
پمپئی
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/  مریم محبعلی نژاد
www.seemorgh.com/culture