شناسايي سکونت‌گاه انساني در کوه‌هاي نقش رستم

 

باستانشناسان يک سکونت‌گاه انساني مربوط به دوران هخامنشي _ ساساني را در کوه‌هاي نقش رستم روستاي حاجي آباد شهرستان مرودشت فارس شناسايي کردند.

به گزارش ميراث آريا (chtn) پناهگاه کوهستاني گردلک در دهستان نقش رستم ، شمال غرب روستاي حاجي آباد شهرستان مرودشت و در دامنه کوه گردلک قرار گرفته است و بررسي‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد که در ابتدا به صورت طبيعي در کوه ايجاد شده وسپس به وسيله ابزارهاي دست انسان گسترش يافته است.

پناهگاه گردلک در دامنه شيب‌دار و در دل سنگ‌هاي آهکي تراشيده شده و عمق آن حدود 5/4متر ، ارتفاع داخلي‌اش 5/1متر و عرض آن 3متر است .

براي ورود به اين پناهگاه بايد به صورت نيم خيز وارد شد و دو حفره نيز در مرکز سقف به قطر20سانتي متر ودرسمت شرق به قطر تقريبي50سانتي متر قرا دارد.

باستانشناسان معتقدند ساکنان براي درامان ماندن از دود اقدام به باز کردن اين حفره‌ها کرده‌اند، ارتفاع دهانه ورودي پناهگاه کوهستاني گردلک 120 سانتي متر است و چندين حفره کنده شده در داخل کوه نيز به باور باستانشناسان براي جاي دادن وسايل بوده است

گزارش تصویری و معرفی قلعه‌ی صخره‌ای بهستان

 

قلعه بهستان

 
قلعه بهستان یا کهن دژ در شهرستان ماه‌نشان در استان زنجان قرار دارد و قدمت این دژ به دوره هخامنشیان برمی‌گردد
قلعه بهستان یکی از 20 قلعه تاریخی شهرستان ماهنشان در استان زنجان است که قدمت آن به قرن پنجم هجری قمری تخمین زده می‌شود.
به علت شرایط زمانی خاص آن دوره، حاکمان جهت دفاع از خود و مردم اقدام به ساخت این قلعه کرده‌اند.
طبقات بالای این قلعه جهت دفاع و طبقات پایین‌تر به عنوان زاغه و محل نگهداری آذوقه مردم مورد استفاده قرار می‌گرفت.
این قلعه که در دل کوهی از جنس خاک سفت و سخت بنا شده است به علت وزش بادهای تند و فرسایش و همچنین عبور رودخانه قزل اوزن از کنار قلعه در حال تخریب است.
 
قلعه بهستان

 سازندگان قلعه با در نظرداشتن طرح اولیه، اقدام به کندن کوه و تخلیه خاک‌ها و سنگ‌ها کرده‌اند و اتاق‌ها را بوجود آوردند و به هر تعدادی که به اتاق‌های آن اضافه شده راه‌های ارتباطی آنها به مجموعه نیز بصورت دالان‌هایی افزوده شده.
 
قلعه بهستان 

 فضای کلی قلعه به 3 دسته شامل اتاق‌ها، دالان‌ها و راه‌پله‌ها تقسیم می‌شده‌ تکه گاه دارای سقفی تیزه‌دار و دارای محل‌هایی به شکل مثلث یا مدور روی دیوارها برای قرار گرفتن پیه‌سوز بوده‌است.
 
قلعه بهستان

 این دژ دارای راه‌پله‌های زیگ‌زاگی در ضلع‌های غربی و شرقی است که روزگاری از پایینی‌ترین قسمت ضلع شمالی آن شروع می‌شده و به دلیل فرسایش طبقات زیرین آن، تردد در این مسیر خطرناک و تقریباً ناممکن است.
قلعه بهستان

 راه‌پله‌های ضلع شمال‌غربی قلعه به عنوان یکی از مناطق دست نخورده و سالم دژ بهستان است که بالای این پله‌ها، اتاقی به شکل طاق محراب‌های مسجد دوران اسلامی تزئین شده متعلق به دوره اسلامی وجود دارد و راه‌پله‌های زیاد با عرض یک متر نیز اقتباس از این سبک معماری است.
 
قلعه بهستان

 هم اکنون به دلیل تخریب زیاد تنها با کوهنوردی می‌توان بر بالای قلعه با تخته سنگ‌های عظیم مسطح آن رسید.
قسمت بالای قلعه با گچ اندوده شده و داخل آن حوضی با ابعاد ۷ در ۳ متر و از جنس سنگ و ساروج قرار دارد که با استفاده از لوله‌های آب گلی نیم‌متری به اسم گنگ آب آن تأمین می‌شده‌است.
 
قلعه بهستان

 برخی، پیشینه این دژ را به زمان ماد نسبت می‌دهند. مادها از طریق مصب و کناره‌های رودخانه قزل اوزن وارد فلات ایران شدند و در روستاهایی همچون مادآباد در ۱۵ کیلومتری شهر ماه‌نشان مستقر شدند و وجود قلعه‌های دفاعی همچون قلعه بهستان در ۱۲ کیلومتری ماه‌نشان معماری زیبا و هنرمندانه‌ای را به نمایش گذاشته‌است.
 
قلعه بهستان

 اما بر اساس پژوهش‌های باستان شناسی، پیشینه این دژ به دوره هخامنشیان به اثبات رسیده. این دژ در دوره پس از اسلام و تا قرن پنجم نیز این دژ پابرجا بوده و کاربرد داشته‌است.
این دژ به شماره ۱۴۵۸ به نام قلعه بهستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده ‌است.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hamshahrionline.ir 

انعقاد تفاهم‌نامه رسمي ميان موزه ملي ايران و دانشگاه گنت بلژیک

 

براساس تفاهم‌نامه رسمي منعقد شده ميان موزه ملي ايران و دانشگاه گنت بلژيک فصل تازه‌اي در زمينه پژوهش‌هاي کتيبه‌شناسي در کشور گشوده شد.

 به گزارش ميراث آريا (chtn) به نقل از روابط عمومي موزه ملي ايران، رييس کل موزه ملي ايران با بيان اينکه دانشگاه گنت در فهرست 100 دانشگاه برتر جهان قرار دارد افزود: گروه آشورشناسي اين دانشگاه در شمار بهترين آشورشناسان جهان به شمار مي‌روند.

آزاده اردکاني در ادامه گفت: بر اساس اين توافقنامه برنامه‌ريزي براي برگزاري يک دوره آموزشي کوتاه مدت در زمينه آشورشناسي در موزه ملي ايران در نيمه نخست بهمن ماه سال جاري آغاز شده است.

وي با اشاره به مطالعات 12 روزه اين گروه بلژيکي در بخش کتيبه‌هاي موزه ملي ايران تصريح کرد: در اين مدت زماني بررسي، مطالعه اوليه و عکسبرداري از 200 گل نوشته چاپ نشده سومري و اکدي (بابلي) انجام شد.

اردکاني ار انتشار نتايج تحقيقات بر روي اين 200 گل نوشته در نشريه معتبر و جهانيMDP ؛ نشريه رسمي دانشگاه Ghent در آينده‌اي نزديک خبر داد و گفت: براي نخستين بار در تاريخ 110 ساله انتشار اين نشريه، لوگوي موزه ملي بر روي جلد آن چاپ خواهد شد.

رئيس کل موزه ملي ايران با بيان اينکه از اين پس موزه ملي ايران به جمع هيات تحريريه اين نشريه مي‌پيوندد گفت: اين رويداد مهم، از جهت علمي، افتخاري بزرگ براي کشور است و از سوي ديگر بستري براي حمايت از مقالات پژوهشگران ايراني در اين نشريه فراهم مي‌شود.

وي در پايان خاطرنشان کرد؛ پيشتر، در 100 سال گذشته گزارش‌هاي حفاري‌هاي انجام شده در ايران به دست کاوشگران فرانسوي-بلژيکي در اين نشريه منتشر شده بود.

معرفي کوتاه‌ترين و طولاني‌ترين تله کابين‌هاي جهان

 
                       

تله کابين‌هاي لس آنجلس و ارمنستان، به ترتيب کوتاه‌ترين و طولاني‌ترين تله کابين‌هاي جهان به شمار مي‌روند که به جاذبه‌هايي براي توسعه گردشگري تبديل شده اند.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ تله کابين‌ها، وسايلي هستند که معمولا نقاط دست نيافتني را تبديل به مکان‌هايي دست يافتني کرده و علاوه بر آن به عنوان جاذبه‌هاي گردشگري نيز معرفي شده اند. تله‌کابين " پرواز فرشتگان" لس آنجلس و "تاتف" ارمنستان، کوتاه‌ترين و طولاني‌ترين نمونه‌هايي هستند که ساکنان بومي را به تبديل شدن محل سکونتشان به جاذبه‌اي گردشگري اميدوار کرده اند.

" پرواز فرشتگان" نام کوتاه‌ترين تله کابين جهان است که در شهر لس آنجلس قرار داشته و از سال 1901 تا کنون به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. اين تله کابين که تنها از دو واگن به نام‌هاي سينا و اوليوت سود مي‌برد مسافران را در مدت يک دقيقه به ارتفاعي 99 متري و با زوايه 33 درجه منتقل مي‌کند.

طولاني‌ترين تله کابين نيز که در اکتبر سال جاري ميلادي افتتاح شده در منطقه تاتف ارمنستان قرار دارد که با آغاز فعاليت خود صومعه دور از دست رس تاتف را به يکي از جاذبه‌هاي گردشگري ارمنستان تبديل کرده است.

اين تله کابين 5.7 کيلومتر طول داشته و با گذشتن از روي رودخانه وروتان و کوهستان مجاور مسافران را به بالاترين نقطه و صومعه تاتف مي‌رساند. اين تله کالبين در مدت 11 ماه ساخته و مبلغي معادل 13 ميليون يورو براي راه اندازي آن هزينه شد

شناسايي سکونتگاه ايلخاني در جزيره کبودان درياچه اروميه

 
                      

به کوشش کارشناسان مرکز باستان‌شناسي اداره کل ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي آثاري از يک سکونتگاه ايلخاني در جزيره کبودان درياچه اروميه شناسايي شد.

به گزارش ميراث آريا؛ مديرکل ميراث فرهنگي،صنايع دستي وگردشگري آذربايجان غربي با اعلام اين خبر گفت: در پي عقب‌نشيني آب درياچه اروميه و ظاهرشدن سواحل جديدي از جزيره کبودان، مدارکي از يک سيستم آبرساني شامل يک رشته قنات و تنبوشه‌هاي سفالي که آب شيرين را به سکونتگاهي در بخش شرقي جزيره مي رساند رويت شد.

 اسداله علي‌زاده افزود:با حضور کارشناسان مرکز باستان‌شناسي اين اداره کل در محل، بررسي و مطالعه مقايسه‌اي بر روي يافته‌هاي معماري و مدارک سفالي انجام شد که با استناد نتايج اين مطالعات، اين سکونتگاه به دوره ايلخاني تعلق دارد.

وي افزود:جزاير و اتلال ديگر واقع در سواحل درياچه اروميه که با پس روي آب درياچه نمايان شده‌اند در سال آينده توسط کارشناسان اين مرکز بررسي خواهند شد.

جزيره کبودان که نام محلي آن قويون داغي است بزرگترين جزيره درياچه اروميه بوده که به دليل داشتن آبشخورهاي آب شيرين، مرکز نگهداري گونه‌هاي نادر جانوري همچون گوزن زرد ايراني، قوچ و ميش است.

کتله خور، بهشت ناشناخته ایران

 

کتله خور، بهشت ناشناخته ایران (+عکس)


غار کتله خور در پنج کیلومتری بخش گرماب از توابع شهرستان خدابنده واقع شده و بر اساس اظهار نظرهای مختلف این غار از لحاظ وسعت دومین غار جهان و از لحاظ زیبایی اولین غار جهان شناخته می‌شود و گنجینه ای ناشناخته در صنعت گردشگری ایران است.
کتله خور بر اساس بررسی‌های انجام گرفته معانی مختلفی مثل تپه خورشید، روستای بدون خورشید و غیره دارد که مناسب‌ترین معنی بدست آمده یک کاربرد ترکی بوده که کتله به معنی پستی و بلندی و ناهمواری‌های داخل غار و خور به معنی راحتی و آسانی است که به صورت کلی به معنی پستی و بلندی‌های راحت و دنج است.
 
راه دسترسی مناسب، امکانات رفاهی و جاذبه‌های دیدنی منطقه از جمله ویژگی‌هایی است که مطمئنا می‌تواند اوقات خوشی را برای مسافرین نوروزی ایجاد نماید.
غار کتله خور در دل کوه‌های آهکی جنوب استان در پنج کیلومتری بخش گرماب از توابع شهرستان خدابنده واقع شده است. فاصله این غار با مرکز شهرستان 85 کیلومتر است. گرماب از طرف شرق با استان همدان و از جانب غرب با استان کردستان هم مرز است. این منطقه به بخش افشار یا قشلاقات معروف است و ساکنان آن از ایل معروف به شاهسون‌های افشاری تشکیل یافته‌اند.
 
کتله خور
 
غار به طول تقریبی 10 کیلومتر در بهار سال 1331 هجری شمسی توسط یک هیئت کوهنوردی و با همکاری مرحوم سید اسدالله جمالی شناسایی و کشف شد.
طبق نظریه‌های علمی ‌و نقشه‌های زمین شناسی غار کتله خور در دل کوه ساقیزلو در آهک‌های الیگومیوسن مربوط به دوران سوم زمین شناسی بوجود آمده و تقریبا حدود 30 میلیون سال می‌تواند قدمت داشته باشد.
سال پیدایش این غار برای اولین بار توسط انسان معلوم نیست ولی مردمان این منطقه از سال پیدایش در این غار رفت و آمد داشته اند. گفته‌های افراد مسن منطقه حاکی از آن است که پدران آنان نیز در این غار رفت و آمد داشته و داستان‌های مختلفی در این باره تعریف می‌کرده اند. دهانه ورودی غار کتله خور به صورت طاق مثلثی شکل به قطر 70 سانتیمتر تنها راه دسترسی به داخل غار بوده و هست.
 
کتله خور
 
از عمق 150 متری تا عمق 700 متری به نسبت زیادی در غار گشایش حاصل شده و شعب متعددی بوجود آمده است. در مکان‌هایی که از ریزش مصون مانده استالاگیت‌ها و استالاگمیت‌ها خودنمایی می‌کنند. استالاگیت‌ها و استالاگمیت‌ها با ارتفاع 30 تا 40 متر از کف و سقف غار قرار گرفته‌اند که با شنیدن صدای موزون قطرات آب، آهنگهای دلپذیر و مناظر بدیعی، چشم و گوش گردشگر را به خود جلب می‌کند. پس از عبور از این قسمت، منطقه وسیع و مسطحی ظاهر می‌شود که به شبستان مساجد شبیه است. در این بخش، در ضلع شرقی آن، استخر آبی به ابعاد 20×35 متر قرار گرفته است.
 
غار کتله خور
 
برای دسترسی به این غار باید از آبادی‌های کرسف و زرین رود گذشته و با پشت سر گذاشتن گرماب، در قسمت شمال این منطقه به دهانه غار رسید. دهانه این غار در ارتفاع 11 متر از سطح مسیر که مشرف بر آن است، قرار گرفته و در وضعیت ضلع قطری معادل1.40 متر ارتفاع دارد. ابتدای غار تا عمق 150 متری، شبیه به راسته بازارهای معمولی است، با این تفاوت که عناصر و اندامهای آن اندکی از بازار کوچکتر می‌باشد. کف این قسمت را لایه ضخیمی ‌از خاک و خاکستر پر کرده است.
 
غار کتله خور
 
هم اکنون این غار به صورت سه طبقه خشک و طبقه چهارم به بعد مسیرهائی نیز به صورت آب بوده و زمین شناسان احتمال تشکیل چهار طبقه دیگر را تا سفره آب زیرزمینی داده اند که در سال 2003 میلادی حدود 30 کیلومتر از مسیرهای متعدد غار توسط زمین شناسان آلمانی و سوئیسی نقشه برداری شد و از سال 72 تاکنون تقریبا 5.2 کیلومتر آن به صورت رفت و برگشت آماده بازدید شده است.
 
غار کتله خور
 
پدیده‌های داخل غار نظیر دهلیزها و گذرگاه‌ها و وجود ستون‌های عظیم و وجود استاگتیت‌ها (چکنده‌ها) و استلاگمیت‌ها (چکیده‌ها) به رنگهای مختلف و تعدادی قندیل‌های تو خالی و نیسانی که جز کمیاب‌ترین قندیل‌ها به شمار می‌رود، جلوه منحصر به فردی به این غار بخشیده است.
 
غار کتله خور
 
به وجود آمدن قندیل‌ها به اشکال مختلف مثل شیر خوابیده، پنجه شیر، پای فیل، لباس عروس، قلع شمع، سگ شکاری، دست شیطان، نخل سوخته، مریم مقدس، دوجادوگر، سفره عقد و عروس و داماد و گفته‌های زمین شناسان فوق از لحاظ پیدا نشدن انتهای غار وجود مسیرهای دیگر این مهم را ثابت می‌کند.
 
 
مجموعه تفریحی غار کتله خور دارای 12 سوئیت تک خوابه و دو خوابه می‌باشد که با داشتن امکاناتی نظیر حمام، سرویس بهداشتی فرنگی و ایرانی، وسایل پخت و پز، شومینه و ... محیط مناسبی را جهت اسکان شبانه گردشگران فراهم کرده است. چشم انداز مناسب این سوئیت‌ها، مجاورت در کنار غار، دسترسی به کوه جهت کوهنوردی و استفاده از محیط سد غار کتله خور از سایر مزایای این سوئیت‌ها است.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: mehrnews.com

آشنایی با سرداران ایران

طاهر ذوالیمینین

 

طاهربن حسین معروف به "طاهر طاهر ذوالیمینین" از سرداران بزرگ بنی عباس در زمان مامون عباسی و موسس سلسله طاهریان. سال 159 هـ ق به دنیا آمد. طاهر بن حسین فرمانده سپاه مأمون عباسی است. او نه فقط در امور نظامی، بلکه از حیث سیاسی، توانایی زیادی در دستگاه مأمون داشت. از این رو، زمانی که مأمون برادرش "امین" را از خلافت خلع کرد، طاهربن حسین را با "هرثمه بن اعین" به جهت دفع امین، به طرف بغداد فرستاد. طاهر به بغداد رفت و قصر امین را محاصره کرد و توانست او را شکست دهد و جنگهای زیادی بین لشگر آنها و امین واقع شد، بسیاری از خانه ها سوخته و خراب شد واموال بسیاری از مردم بغداد، از بین رفت و این واقعه که سال 196 ق بود چهارده ماه طول کشید، مردم را خسته کرد و بناچار بسیاری از مردم به عنوان مسافرت به حج، از بغداد فرار کردند و عده ای هم جزو لشکریان مامون شدند، لذا امین به ستوه آمد و متوجه شد که بیشتر لشکرش دست از او برداشتند و او را تنها گذاشتند. در این موقع، طاهر برای بزرگان و اعیان بغداد نامه نوشت و به آنها وعده سیم و زر زیادی داد تا "امین" را به قتل برسانند. آنها هم در جواب نوشتند که ما امین را از خلافت خلع کردیم و دست از یاری او برداشتیم و بعد قتل امین اتفاق افتاد. بعد از این واقعه طاهر به خراسان که در آن زمان مهم ترین منطقه ایران بود، رفت و سال 205 هـ ق امیر خراسان شد. او که آرزو داشت حکومت مستقلی تشکیل دهد، به محض یافتن این فرصت اعلام کرد که دیگر از مامون اطاعت نمی کند و با اقدام جسارت آمیزش سال 206 هـ ق نام مامون را از خطبه ها حذف کرد و این آغاز تشکیل اولین حکومت ایرانی (اسلامی) بعد از اسلام بود و شاید بتوان مبدأ استقلال ایران و به منزله قدم اول در راه کسب استقلال دانست.

ذوالیمینین
شهرت او به ذوالیمینین، به قولی آن بوده که وقتی از طرف مامون نزد امام رضا علیه السلام رفت تا با حضرت بیعت کند، دست چپ را برای بیعت دراز کرد و دست راستش را به این بهانه که این دست، به بیعت خلیفه است، جلو نیاورد، لذا مامون هم او را به این لقب خواند. ولی وجه دیگر نقل شده که او در شمشیر زنی و شجاعت مشهور بود و چون در جنگ ها با دو دست شمشیر می زد، او را به این لقب می گویند. مدت حاکمیت او در خراسان بسیار و کوتاه بود، گویند که در سال 206 یا 207 هـ ق، قبل از سن 50 سالگی، در خراسان در گذشت. نقلی در تاریخ آمده که او را مسموم کردند.

منبع:دایره المعارف طهور

http://www.tahoordanesh.com

موزه مولانا، پرجاذبه‌ترين مقصد گردشگري ترکيه

 
 
                 

موزه مولانا ترکيه با جذب يک و نيم ميليون گردشگر داخلي و خارجي طي 10 ماه گذشته، پرجاذبه ترين مقصد گردشگري اين کشور شناخته شد.

به گزارش ميراث آريا(Chtn)،‌ مقامات موزه مولانا اعلام کردند، تعداد گردشگراني که در فاصله ماه‌هاي ژانويه تا اکتبر از اين موزه ديدن کرده اند با رشدي 15 درصدي به يک ميليون و 400 هزار نفر رسيده است که در مقايسه با سال گذشته 300 هزار نفر افزايش داشته است.

مسئولان موزه انتظار دارند، در ماه دسامبر که مصادف با برگزاري جشن‌هايي به منظور بزرگداشت مولانا خواهد بود، بيش از 250 هزار گردشگر ديگر نيز از اين موزه بازديد کنند. پيش بيني مي‌شود شمار بازديد کنندگان موزه تا پايان سال به يک ميليون و 700 هزارنفر برسد.

موزه مولانا در شهر استان کونيا در مرکز ترکيه قرار داشته و به بقعه سبز يا گنبد سبز نيز شناخته شده است. اين موزه که مکان اصلي آيين صوفي مولوي بوده، مقبره و آرامگاه اين شاعر بلند آوازه ايراني را نيز در خود جاي داده است./

نمايش آثار ايراني موزه لوور در ايران

 

رييس سازمان ميراث فرهنگي در ديدار با سفير فرانسه در ايران از اختصاص بخشي از ساختمان سابق سازمان ميراث فرهنگي به عنوان موزه بين‌الملل خبر داد.


به گزارش ميراث آريا(chtn) حميد بقايي که بعداز ظهر ديروز با برنار پولتي؛ سفير فرانسه در ايران ديدار داشت افزود: بر اساس پيش بيني‌هاي صورت گرفته موزه بين‌الملل که به آثار سفارتخانه‌هاي کشورهاي مهم جهان درتهران اختصاص دارد بازديد‌کنندگان بسياري به سوي خود جلب خواهد کرد.

وي افزود: همچنين هم‌اکنون مراحل غرفه‌بندي بخشي از ساختمان سابق سازمان ميراث فرهنگي به منظور ارائه صنايع‌دستي استان‌هاي کشور در حال انجام است.

وي اجراي اين مهم را يکي از سياست‌هاي دولت جمهوري اسلامي دانست و افزود:در اين راستا حتي‌الامکان براي ساختمان‌هاي اداري دولتي، کاربري‌هاي‌ اجتماعي فرهنگي تعريف مي‌شود.

اين مقام مسئول به قدمت طولاني روابط ايران و فرانسه به ويژه در حوزه فرهنگي اشاره کرد و افزود: معاهده فين‌کن‌اشتاين در زمان ناپلئون و فتحعلي شاه قاجار، نخستين قرار داد منعقد شده بين ايران و فرانسه بود که به زودي متن اصلي آن در کاخ گلستان رونمايي مي‌شود.

وي با اشاره به برپايي دو نمايشگاه از سوي سازمان ميراث فرهنگي در موزه لوور افزود: براساس مذاکرات صورت گرفته پس از برگزاري نمايشگاه صفوي قرار بود آثار ايراني موزه لوور در ايران به نمايش گذاشته شود.

بقايي خواستار تسريع در برگزاري اين نمايشگاه و اجراي تعهدات گذشته موزه لوور شد و گفت: فرهنگ، مهمترين عامل پيوند مشترک دو ملت است، روابط فرهنگي و هنري همواره عامل نزديکي ناگسستني کشورها هستند.

وي به تبادل نمايشگاهي با کشور انگليس و در نهايت برگزاري نمايشگاه منشور کوروش در ايران اشاره کرد و گفت: هم‌اکنون در حال مذاکره با آنها در حوزه حفاري‌هاي باستان‌شناسي برخي محوطه‌هايي هستيم که قبلاً در اختيار فرانسوي‌ها بود.

معاون رييس جمهور همچنين به ارتباطات فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي با موزه درسدن آلمان اشاره کرد و گفت: دو هفته پيش با هيأتي از پارلمان آلمان در زمينه حفاري‌هاي باستان‌شناسي به توافق رسيديم. البته مذاکره در حوزه حفاري‌هاي باستان‌شناسي و نيز برگزاري نمايشگاه آثار آلمان در ايران نيز در حال انجام است.

به گفته اين مقام مسئول؛ همين توافقات نيز با طرفهاي اتريشي و ايتاليايي در حال انجام است و به اين ترتيب شاهد گسترش همکاري‌هاي جديد‌تري در حوزه فرهنگي هستيم.

به گفته رييس سازمان ميراث فرهنگي؛ هم‌اکنون بسياري از کشورهاي اروپايي که دچار نوسانات سياسي هستند با سازمان ميراث فرهنگي همکاري‌هاي بسياري، بيشتر از گذشته در حوزه‌هاي باستان‌شناسي و برگزاري نمايشگاه‌هاي مشترک خارجي دارند.

بقايي با بيان اينکه دايره همکاري‌هاي ما در حوزه فرهنگي با فرانسه بسيار فراتر است تصريح کرد: تلاش مشترک هر دو بايد در راستاي پايداري، فعال بودن و توسعه روابط به ويژه در حوزه فرهنگي باشد.

رييس سازمان ميراث فرهنگي تاکيد کرد: در اين راستا مي‌توانيم در حوزه فرهنگي به صورت پروژه‌اي با کشور فرانسه همکاري کنيم.

اين مقام مسئول در سازمان ميراث فرهنگي، گام اول فرانسه در توسعه روابط فرهنگي با ايران را برگزاري نمايشگاهي از آثار ايراني موزه لوور در ايران همانند نمايشگاه منشور کوروش عنوان کرد که داراي ابعاد سياسي بسياري نيز است.

وي در توضيح اين مطلب بيان داشت: هر اندازه اين امر مهم تسريع يابد موفقيت بيشتري در توسعه روابط با ساير بخش‌ها ايجاد مي‌شود .

بقايي يادآور شد: در برنامه‌هاي فرهنگي بهتر مي‌توان تعامل برقرار کرد، در فرهنگ ارزش‌هاي انساني بسياري وجود دارد و فرهنگ در بين ملت فرانسه جايگاه و ارزش والايي دارد.

 

منبع: میراث آریا

آشنایی با سرداران ایران باستان

سورنا جوانی نیکو چهره از خاندان معروف ایرانی
 

سورنا جوانی نیکو چهره از خاندان معروف ایرانی


سپهبد سورنا (رستم سورن پهلو) (52-82 پیش از میلاد) یکی از سرداران دلیر سپاه ایران در زمان اشکانیان است. بر پایه گفته پلوتارک  «سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی/ایرانی دوران خود بود.»
 
سورنا سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم، ارد اول (قرن اول ق م.) وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبه اول را داشت و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را به کمر بندد. سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت می‌کردند به زیر افکند.
وی در این هنگام بسیار جوان بود مع هذا بحزم و احتیاط و خردمندی شهره بود و بر اثر این صفات کراسوس سردار رومی ‌را مغلوب کرد، چه نخست جسارت و تکبر کراسوس و یأسی که بر اثر بدبختیها سورنا را دست داده بود، به آسانی ویرا در دامهایی افکند که سورنا برایش گسترده بود. با وجود این ارد بجای اینکه سورنا را پاداش نیک دهد، بر او رشک برد و نابودش کرد.
سورن یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ، در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانی‌بندی به سبک ایرانیان باستان بر سر می‌بست. وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. (نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردیسور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.) از دیگر نام آوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی می‌دانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان می‌دهد.

ژولیوس سزار
(Julius)، پومیه (Pompee) و کراسوس (crassus) سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک اداره می‌کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوکا (Luca) تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان ، یعنی شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران، دستیابی به گنجینه‌های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهم کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
 
کراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مرکب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشک13) پادشاه اشکانی، سورن سردار نامی ‌ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومی‌ها کرد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه‌های میانرودان (بین النهرین) و در نزدیکی شهر حران یا کاره (carrhae) روی داد. در جنگ حران، سورن با یک نقشه نظامی‌ماهرانه و بهیاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند. کراسوس و پسرش فابیوس Fabius (پوبلیوس) دراین جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومی‌ها موفق به فرار گردیدند.
روش نوین جنگی سورن، شیوه جنگ و گریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه‌داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
افسران رومی ‌درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورن فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل می‌کرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود، آب و مهمات می‌رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویژه ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کرده‌اند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر آنها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین‌های دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی درپی پرتاب می‌شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می‌کرد و مانند ما خود را سنگین نمی‌کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومی‌ها پس از پیروزی‌های پی درپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.
 
همانگونه که دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را در شرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود در خاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی سورن بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شکست‌های آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند، به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.
بد نیست یادآوری شود که سورن پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت می‌کردند به زیر افکند. سورن در این هنگام بیش از 30 سال نداشت.
اماشوربختانه سورن هیچ بهره ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه به جای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را کشت؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت.

 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: tarikhema.parsiblog.com

ده روستای جذاب و ناشناخته ایران را بشناسید

10 روستای جذاب و ناشناخته ایران را بشناسید! (+عکس)

 
10روستای جذاب و ناشناخته ایران را که یک فرصت گردشگری بکر محسوب می‌شوند را در این گزارش بخوانید.
 
کرمانشاه ـ هجیج
کفش‌هایتان لنگه به لنگه نمی‌شود

آنجا اگر کمی سر کیسه را شل کنید و یک جفت گیوه مرغوب هجیجی بخرید، کفش‌هایتان دیگر هرگز لنگه‌ به لنگه نمی‌شوند چون گیوه لنگه راست و چپ ندارد و یکی از اصلی‌ترین مکان‌های تولیدش، روستای هجیج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است.
هجیج ـ که برخی آن را با «ح جیمی» می‌نویسند و می‌گویند به معنای دره سرسبز و عمیق است ـ روستایی است که همه خانه‌هایشان از سنگ هستند و حتی یک آجر در آنها به کار نرفته است.
 
هجیج  
 
در یکی از وب‌نوشته‌ها درباره هجیج، قصه‌ای هست که می‌گوید، پانصد سال پیش در هجیج، آسمان خسیس شد و خشکسالی بیداد کرد. اهالی روستا سراغ مردی متدین که نسبش به امام موسی کاظم(ع) می‌رسید، رفتند تا برای باریدن باران، دعا کند. مرد دعا کرد و چشمه‌ای پر آب، دل خاک را شکافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامی ویژه میان مردم شد و حتی پس از مرگش، بقعه‌ای به یادش ساختند به نام «بقعه سیدعبدالله» یا «بقعه کوسه هجیج».
کسی نمی‌داند این ماجرا درباره روستای هجیج و بقعه سیدعبدالله در کنار رودخانه سیروان، راست است یا تنها قصه‌ای ساده است برای سنگین شدن پلک‌های بچه‌های هجیجی، وقت خواب. مهم این است که اهالی هجیج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام می‌گذارند واین بقعه از پنج قرن پیش تاکنون سرپا بوده است و زیارتگاه دوستدارانش.
 
هجیج  
 
چند کار واجب است که به محض رسیدن به هجیج باید انجام دهید، نخست این که دست‌کم یک جفت گیوه مرغوب بخرید، چون پیشه بیشتر هجیجی‌ها، دوختن همین گیوه‌های فوق‌العاده است، دوم به چراگاه‌های خوش‌منظره «پیاز دول میشا» و «گاول» و‌ آبشار بل در نزدیکی روستا که آب معدنی شفابخش دارد، سری بزنید و سوم اگر فرصت کردید از یکی از قدیم‌های ده بپرسید چرا هجیجی‌ها قاب‌های در و پنجره همه خانه‌های روستا را آبی آسمانی می‌کنند؟
 
گیلان ـ قلعه رودخان
افسون می‌شوید
حتی از دیدن عکس‌ روستای قلعه رودخان از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت می‌برید و دلتان تازه می‌شود تا چه رسد به این‌که آنجا باشید و در هوای خنک و مطبوعش نفس عمیق بکشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس کنید و به آواز پرندگان گوش کنید که در اعماق آن سبزی یکدست می‌خوانند.
 
رودخان
     
طوری نمی‌شود، هیچ‌کس نمی‌فهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازی‌تان را روشن کنید و خودتان را به ما بسپرید تا پیشنهادمان را برای شما توصیف کنیم. آماده‌اید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده‌اید و از روستای حیدرکلات گذشته‌اید، در پارک جنگلی قلعه‌رودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شده‌اید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنک رودخانه زیر پایتان را تجربه کرده‌اید.
 
رودخان
        
از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می‌شود؛ دالانی سبز که سرشاخه‌های درهم‌پیچیده درختان، آن را برای شما آذین بسته‌اند. بگذارید آن سبز دلاویز چشم‌هایتان را بنوازد، بگذارید ریه‌هایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند کنید تا به پله‌های قلعه رودخان، باشکوه‌ترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پله‌ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه‌بسته بالای تپه، چنان افسونتان می‌کند که مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا می‌روید و خستگی را از یاد می‌برید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام کنید و تنها به یک پرسش ما پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخوردارید و خبر دارید این همه زیبایی در جایی از کشور، انتظارتان را می‌کشد، در خانه نشسته‌اید و ترجیح می‌دهید در رویا سیر کنید؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!
 
آذربایجان غربی ـ سهولان
به کبوترها احترام بگذارید
حتی اگر هیچ‌یک از آن قلعه‌ها و مساجد قدیمی، دور و بر روستای سهولان، از توابع بخش مرکزی شهرستان مهاباد در آذربایجان غربی نبود، حتی اگر آن چشمه‌های خروشان و باغ‌های میوه پربار، روستا را احاطه نکرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قایقی پارویی و گردش در دالان‌های تو در توی غار معروف این روستا، حتما می‌توانست هر گردشگری را به آنجا بکشاند؛ وسوسه دیدن قندیل‌هایی که گاهی خوشه انگور شده‌اند، گاه پروانه، گاهی پای فیل، گاهی توت فرهنگی، گاه عروس دریایی و ... .
 
سهولان   
 
کردها می‌گویند سهولان به زبان آنها به معنای یخبندان است که احتمالا دلیل گذاشتن این نام بر روستای چهارصد ساله سهولان، آب و هوای سرد آن است که اگر شما این پیشنهاد را بپذیرید و به آنجا بروید، به خوبی تجربه‌اش می‌کنید.
وقتی مسافر دنیای اسرارآمیز غار سهولان شدید، چه در دالان‌های تو در توی بخش خشک آن پرسه می‌زدید، چه سوار قایق در حوضچه‌هایش شدید، به یاد داشته باشید به کبوترها و آرامششان احترام بگذارید، چون آنها ساکنان اصلی سهولان به شمار می‌روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته‌اند، به همین خاطر هم اهالی به این غار «کوته‌کوتر» یا «لانه کبوتر» گفته‌اند!
برای سفر به روستای سهولان، باید آنقدر در جاده بوکان مهاباد برانید تا به فرعی برسید که به روستای عیسی کندی می‌رسد و همین جاده را اگر ادامه دهید، سهولان در انتظار شماست.
 
تهران ـ کر کبود
همخوانی موزون آب و سنگ

برخی از پدربزرگ‌های آنها می‌گویند که از پدربزرگ‌هایشان شنیده‌اند و پدربزرگ‌هایشان از پدربزرگ‌هایشان نقل کرده‌اند و پدربزرگ بزرگ‌های آن پدربزرگ‌ها تعریف کرده‌اند که ... به هر حال مهم نیست دقیقا چه کسی گفته است، مهم این است که برخی بر این باورند که شاید نام روستای کر کبود از نام دو اسب که «کهر» و «کبود» صدایشان می‌کرده‌اند، گرفته شده است.
هر کس در دیدار از کر کبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره این‌که مهمترین جاذبه گردشگری روستا کدام است، نظری دارد، اما از نظر ما، زیباترین اجزای روستا، معماری سنتی خانه‌های آن، درخت‌های تنومند کهنسالش با سایه‌های پربرکت و کوچه‌های خاکی و شیبداری است که دیوانه‌وار پیچ و تاب می‌خورند، پله می‌شوند، حیاط می‌شوند، یا به دل کوه می‌زنند و به آبشار کر در هفتصد متری شمال شرقی روستا یا یخچال‌های طبیعی آن در شمالش می‌رسند.
 
آبشار کر  
 
آبشار کر سی تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صدای ریزش آبش آنقدر بلند است که با نیم ساعت گوش کردن به آن تا پایان روز در خواب و بیداری زمزمه‌اش در گوش‌هایتان تکرار می‌شود.
روستای کر کبود که به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه، آب و هوایی دلپذیر دارد، از مسیر اتوبان کرج ـ قزوین و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسی است. فراموش نکنید شما به روستایی دعوت شده‌اید که حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام‌های امامزاده زید ابراهیم و امامزاده شاه محمد حنفیه و البته آرامگاه ملا یغمایی کر کبودی هم در قبرستان تاریخی روستا واقع شده است.
امامزاده زید ابراهیم در مرکز روستاست و نسبش بنا به گفته‌های اهالی، به امام موسی کاظم(ع) می‌رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفیه در ارتفاعات شمال شرقی روستا معروف به کوه عقیق قرار دارد، علاوه بر همه اینها، روستا حمامی تاریخی هم دارد که متعلق به دوره قاجار است.
 
چهارمحال و بختیاری ـ آتشگاه
خانه آبشارها

ممکن است از ما بپرسید چرا از استان چهارمحال و بختیاری که سرزمین لاله‌های واژگون است، روستای آتشگاه از توابع بخش مرکزی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری را انتخاب کرده‌ایم که کمتر لاله وحشی دارد که به شما پاسخ می‌دهیم، اولا لاله‌ها معمولا در اردیبهشت باز می‌شوند و در فروردین هنوز باز نشده‌اند و ثانیا شک نکنید طبیعت آتشگاه هم آنقدر بکر و دست‌نخورده است که از سفر به آن پشیمان نمی‌شوید.
قدمت این روستا به دوره قاجار برمی‌گردد؛ همان زمانی که عشایر بختیاری آن را به عنوان یکی از ییلاق‌های خود پسندیدند و چادرهایشان را در مجاورت آبشارهای زیبای آن که در مساحتی سه کیلومتری گسترده شده‌اند، برپا کردند.
 
آتشگاه
 
طبیعت در تبدیل آتشگاه به یکی از جذاب‌ترین مکان‌های گردشگری چهارمحال و بختیاری نقش اساسی داشته است. درختان کهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگی که روستا در آن واقع شده، کوه‌های شورم جلا و دریک در جنوب و شمال روستا و حتی جنس آهکی آنها که سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهای متعدد در منطقه شده، همگی از جاذبه‌های بی‌نظیر این منطقه به شمار می‌روند.
اگر خواستید از آتشگاه سوغاتی بخرید، از اهالی سراغ گیاهان معطر و دارویی یا شیر و پنیر و ماست و دوغ محلی یا گلیم‌های ساده و بادوامشان را بگیرید. برای سفر به این روستا، باید به شهرستان لردگان بروید و از آنجا دو جاده هست که شما را به آتشگاه می‌رساند، اولی که طولانی‌تر است جاده‌ای است که از روستاهای منجر موثی و کیهان و چله‌گاه و کلار و چمن‌بید و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ کاج و ده کهنه می‌گذرد و جاده دوم که کوتاه‌تر است، از لردگان و میلاس و سردشت و آبزا و دلی رد می‌شود و به آتشگاه می‌رسد.
 
خراسان شمالی ـ درکش
داروخانه سرسبز
چند بار نام روستای درکش از توابع بخش مرکزی شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آیا دوست دارید مهمان کردهای کرمانجی در خراسان شمالی شوید؟ تا حالا پیش آمده به آوازهای محزون آنان، وقتی با دو تار همراه می‌شود، گوش دهید؟ تا به حال دوتارنوازی کرمانجی‌ها را دیده‌اید؟ از مهمان‌نوازی‌ و غیرتمندی‌شان شنیده‌اید؟ وصف رسوم و سنت‌هایشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اینها کنجکاوید، به روستای درکش بروید که مردمش بیشتر کردهای کرمانجی‌اند.
درکش روستای خوش آب و هوا و کوهستانی است که چشمه‌های فراوانی در اطرافش جریان دارند و یافته‌های باستان‌شناسی در حوالی برج تاریخی سبزعلی‌خان قراچورلو و تپه‌های اطرافش، نشان می‌دهند این روستا عمری دویست ساله دارد.
از زیباترین جاذبه‌های طبیعی روستای درکش، می‌توان به مراتع وسیع و سبز اطراف روستا، حواشی رودخانه زومار و دره کنداب در جنوب آن اشاره کرد، اما آنچه دوستداران طبیعت را به درکش می‌کشاند، جنگل زیبا و انبوه بلوط در نزدیکی آن است که تنها جنگل بلوط شرق کشور به شمار می‌رود.
یک نکته دیگر هم درباره درکش هست که بد نیست آن را بدانید. این روستا بنا بر نظر گیاه‌شناسان، گنجینه‌ای کم‌نظیر از گیاهان دارویی است، به گونه‌ای که چند سال پیش، یکی از این کارشناسان گفته بود، 380 گونه گیاه دارویی در روستای درکش شناسایی شده است که 79 گونه از آنها بسیار ارزشمند هستند.
او برای نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گیاهی منحصر به فرد در درمان بیماری‌های گوارشی نام برده بود که در حوالی این روستا می‌روید. برای سفر به درکش از بجنورد به سمت آشخانه حرکت کنید و همین که روستای کلاته زمان صوفی را پشت سر گذاشتید، نرسیده به جوزک، جاده‌ای فرعی شما را به روستا می‌رساند.
 
سیستان و بلوچستان ـ تیس
از خانه جن‌ها تا خلوت با دریا

آنجا روی یکی از آن صخره‌های آهکی بلند که هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه‌ای دنج و خلوت پیدا می‌کنی و می‌نشینی و خورشید را نگاه می‌کنی که سرخ و لرزان و بی هیچ تقلایی در دریا غرق می‌شود و به صدای موج‌هایی گوش می‌کنی که آرام و منظم بر تن صخره‌ها می‌کوبند و اگر حوصله داشتی به بلوچ‌های سپیدپوشی که با دست پر از دریا برمی‌گردند، «خداقوت» می‌گویی، اما همه این توصیف‌ها حتی گوشه‌ای از زیبایی‌های روستای ساحلی تیس، از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در سیستان‌وبلوچستان نمی‌شوند و حتما پیشینیان ما هم این را فهمیده‌اند که از 2500 سال پیش در تیس ساکن شده‌اند و به آن گاهی بندر تیزیا گفته‌اند و گاهی تیز و گاهی تسی.
 
تیس  

تیس، سه قلعه باستانی مهم دارد؛ اولی قلعه تیس است که سبک معماری‌اش نشان می‌دهد، به دوره سلجوقی تعلق دارد، دومین قلعه، «پیروز گت» نام دارد که به غیر کوهنوردها پیشنهاد نمی‌کنیم از داخلش بازدید کنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناک است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است که بالای کوه قرار گرفته و دو مقبره هرمی کوچک هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تیس ـ که از طرف نیک‌شهر و جاده چابهار ـ کنارک جاده‌ای آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط این هشدار را بشنوید که اگر به تیس نروید، نه مقابر جنانی گچ را (که به باور اهالی، محل سکونت جن‌ها بوده) می‌بینید، نه پیل‌بند را، نه سدهای تیس را، نه غارهای بان مسیتی و نقاشی‌های عجیب و غریب داخلشان را، نه چاه باستانی تیس کوپان را و نه حتی گورهای مرموز تپه نهادی را. حالا تصمیمتان چیست؟ چمدان ها را می‌بندید یا نه؟
 
فارس ـ سرمشهد
یک مرد با دو شیر مرده

آنجا شما شاهدان جنگی تقریبا تمام شده‌اید؛ پیکاری میان بهرام دوم، پنجمین پادشاه ساسانی با شیری شرزه. بهرام خنجرش را در سینه شیر فرو کرده و شیری دیگر هم پیشتر به دست او کشته شده و بر خاک افتاده است. پشت سر شهریان چند تن از اعضای خانواده‌‌اش در کنار کرتیر (موبد موبدان) ایستاده‌اند که ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شیرها جنگیده است. درست بالای سر بهرام و خانواده‌اش هم کتیبه‌ای نصب شده که یکی از چهار کتیبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترین کتیبه عهد ساسانی روستای سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده‌ شهرستان کازرون در استان فارس که جاده‌های رسیدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف کازرون، آسفالته و مناسب است.        
 
متون قدیمی نشان می‌دهد روزگاری این منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشی و ساسانی بوده است و در آن بناهای گوناگونی ساخته‌اند که بقایای آنها هنوز در اطراف سرمشهد دیده می‌شود و از آن جمله می‌توان به تپه باستانی تل نقاره‌‌خانه،‌ آتشکده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و کاروانسرای کوشک اشاره کرد. در شش کیلومتری شمال شرقی روستا هم‌، باستان‌شناسان شهری کهن به نام «قندجان» را از دل خاک بیرون آورده‌اند که از دیدن آن پشیمان نخواهید شد.
 
کردستان ـ پالنگان
پله پله تا بهشت
واقعا عجیب نیست که هنوز هم وقتی می‌پرسی: «کدام روستای ایران معماری پلکانی دارد؟» همه بلافاصله می‌گویند: «ماسوله»!. فکر می‌کنید چند نفر در پاسخ به این پرسش، از روستای پالنگان از توابع بخش مرکزی شهرستان کامیاران استان کردستان، یادی می‌کنند؟ فکر می‌کنید چند نفر می‌دانند این روستا گوشه‌ای از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده کیلومتری شمال غرب این روستا در رشته کوه‌های «گواز»، چشمه‌های داغ آب معدنی شفابخشی از دل کوه، بیرون می‌جوشند که از فراوانی ترکیبات گوگردی و آ‌هنی، شیری‌رنگ شده‌اند؟ چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیده‌اند؟ خیلی کم! خیلی خیلی کم! و به همین دلیل است که برخی ترجیح می‌دهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیک جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت کردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامه‌نگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش کنیم: «ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».
 
پالنگان   
 
اما شما که این مطلب را خوانده‌اید امسال پالنگان را انتخاب کنید، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه‌ها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با کردهای مهربانی که به اورامی سخن می‌گویند و وقتی دلتنگ می‌شوند با صدایی محزون سیاه چمانه می‌خوانند یا چپله یا گریان، اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یک دهل، چگونه هنرنمایی می‌کنند. وقت رفتن فراموش نکنید از پالنگانی‌های شریف، کشک و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان کردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین، رد نکنید چون غذاهای کردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای کامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است. پس بهانه نگیرید که چون دقیقا نمی‌دانید کجاست آن را برای سفر انتخاب نمی‌کنید.
 
کرمان ـ سیرچ
اینجا با کویر کنار نمی‌آید

همین ابتدا باید اعتراف کنیم ما هم پیشتر مثل خیلی از خوانندگان این مطلب، خیال می‌کردیم کرمان استانی گرم و خشک و بی آب و علف است، اما شما هم باید مثل ما روستاهای طرز، لاله‌زار، میمند، هرزا و ... را ببینید تا باور کنید کرمان یک بهشت کوچک و دوست‌داشتنی است که کمتر کسی از همه جاذبه‌هایش خبر دارد.
سخت است از بین روستاهای دیدنی کرمان، یکی را انتخاب کنیم، اما وقتی پای اجبار به میان می‌آید، ما به هزار و یک دلیل، روستای سیرچ از توابع بخش شهداد را برای معرفی می‌پسندیم. می‌پرسید کدام دلایل؟ اول این‌که سیرچ، زادگاه هوشنگ مرادی کرمانی، خالق «قصه‌های مجید» است، دوم آن‌که روستای ما، سروی تاریخی دارد که سیرچی‌ها می‌گویند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستای پیشنهادی ما در مجاورت کویر واقع شده، اما در آن پیست اسکی زمستانی ساخته‌اند چون آب و هوایش با خلق و خوی کویر هیچ همخوانی ندارد و خنک و کوهستانی است که همین تضاد موجب شگفتی‌تان خواهد شد. چهارم این‌که در نزدیکی سیرچ، رودخانه‌ای باصفا و کوهی بلند و مناسب برای کوهنوردی وجود دارد. پنجم آن ‌که سیرچ چشمه‌های آب گرمی دارد که کرمانی‌ها، آنها را برای آب‌درمانی مناسب‌سازی کرده‌اند تا از گردشگران استقبالی درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سیرچ می‌توانید کره و روغن نباتی مرغوب، خشکبار، قالیچه‌های کوچک و حصیربافته‌های تزئینی سوغاتی بخرید و ... .
ما شش دلیل از هزار و یک دلیل سفر به سیرچ را گفتیم، حالا نوبت شماست که از طریق جاده‌های آسفالته شهرهای کرمان یا شهداد، راهی سیرچ شوید تا شاید 995 دلیل دیگر را هم پیدا کردید.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: jamejamonline.ir
 

مشخصات اموال فرهنگي و اشياي قديمي مجاز اعلام شد

 

روزانه چندين مورد درخواست بررسي و ارزيابي کارشناسي از سوي دارندگان اموال فرهنگي مجاز به کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي ارائه مي‌شود.

 



سخنگوي سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري در گفتگو با ميراث آرياchtnافزود: روزانه چندين مورد درخواست بررسي و ارزيابي کارشناسي از سوي دارندگان اموال فرهنگي مجازي چون؛ نسخه‌ها و کتاب‌هاي خطي به کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي استان تهران و شهرستانها ارائه مي‌شود.

حسن محسني گفت: به زودي فراخواني براي دارندگان اموال فرهنگي مجاز (اشياي قديمي غير زيرخاکي) و ساماندهي اين اشياء اعلام مي‌شود تا اينگونه اشياء در فضايي به عنوان بازار، خريد وفروش شوند.

مدير کل روابط عمومي و امور فرهنگي اجتماعي سازمان ميراث فرهنگي، اموال فرهنگي مجاز را اموالي توصيف کرد که غير زيرخاکي بوده و بدون حفاري از منطقه‌اي تاريخي در منازل مردم يافت مي‌شوند.

وي اين اشياء را با اشياي تاريخي کاملاً متفاوت دانست و افزود: جزيره کيش به عنوان نخستين مکان براي راه‌اندازي بازار دائمي خريد و فروش اشياي فرهنگي مجاز اعلام شده است

اسرار جالب سلسله «توت آنخ آمون»

اسرار جالب سلسله «توت آنخ آمون»

 
مومیایی‌ها فکر، ذهن و قلب بسیاری از باستان‌شناسان را به خود مشغول کرده‌اند. اگرچه مومیایی‌ها سرشار از اسرار سر به مهر و مسائل حل‌نشده هستند. اما آنها نیز زمانی انسان‌هایی معمولی بودند که زندگی کرده‌اند؛ عاشق شده‌اند و از دنیا رفته‌اند. درست همان‌طور که ما امروز زندگی می‌کنیم. برخی از باستان‌شناسان اعتقاد دارند که باید به این اجساد باستانی احترام بیشتری گذاشت و به آنها اجازه داد که در آرامش به خواب ابدی خود ادامه دهند. 
 
 اسرار زیادی درباره مصر باستان وجود دارد که کشف آنها تنها با مطالعه اجساد مومیایی‌شده فراعنه امکان‌پذیر است. با انجام آزمایش‌های سی‌تی‌اسکن روی مومیایی توت آنخ‌آمون (Tutankhamun) در سال 2005، باستان‌شناسان نشان دادند این پادشاه جوان در هنگام مرگ تنها 19 سال سن داشته؛ برخلاف آنچه بسیاری از مردم عقیده دارند؛ به دلیل اصابت ضربه‌ای به سرش نمرده و سوراخی که در پشت جمجمه وی وجود دارد؛ طی فرایند مومیایی کردن وی ایجاد شده است.
با وجود این کشفیات حیرت‌انگیز، هنوز معماهای زیادی درباره توت‌آنخ‌آمون وجود داشت که حتی سی‌تی‌اسکن نیز نمی‌توانست جوابی برای آنها پیدا کند. به‌تازگی مطالعات جدیدی توسط زاهی حواس، دبیرکل شورای عالی آثار باستانی مصر، انجام شده که حقایق شگفت‌آوری را درباره زندگی، تولد و مرگ توت‌آنخ‌آمون فاش کرده است.
 
بخش هایی از این گزارش در ادامه می آید.
از نظر زاهی حواس، داستان زندگی توت‌آنخ‌آمون شبیه نمایش تئاتری است که پایان آن هنوز نوشته نشده است. آغاز نخستین پرده این نمایش به سال 1390 پیش از میلاد، چندین دهه پیش از تولد توت‌آنخ‌آمون و زمان فرمانروایی آمن‌هوتب سوم (Amenhotep III) بازمی‌گردد. آمن‌هوتب از پادشاهان سلسله هجدهم بود که امپراتوری وی بیش از 1900 کیلومتر امتداد داشت و سرزمین‌های زیادی را از رودخانه فرات در شمال تا سرچشمه نیل در جنوب دربرمی‌گرفت. آمن‌هوتب سوم در کنار ملکه قدرتمند خود، بانو تی (Tiye)، به مدت 37 سال حکوت کرد و طی این مدت خدایان مصر باستان را که در رأس همه‌شان آمون قرار داشت؛ می‌پرستید. در زمان حکومت وی، مردم مصر، دوران پررونقی را پشت‌سر گذاشتند و از جمع‌آوری مالیات‌ها، ثروت هنگفتی به خزانه سلطنتی مصر سرازیر شد.
در حالی‌که سنت‌ها و ثبات امپراتوری پرده اول این نمایش را تشکیل می‌دهند؛ پرده دوم سراسر طغیان و شورش است. پس از مرگ آمن‌هوتب سوم، پسر دوم وی آمن‌هوتب چهارم بر تخت نشست اما وی از خدای آمون و دیگر خدایان سنگی روی برگرداند و به‌جای آنها، خدای واحدی را که خورشید بود و آتن خوانده می‌شد؛ برای پرستش انتخاب کرد. در پنجمین سال سلطنتش، وی نام خود را به آخن‌آتن (Akhenaten) که به معنای خدمتگزار آتن بود؛ تغییر داد.
 
او مقام خود را به یک خدای زنده ارتقا داد و با کنار گذاشتن شهر تبس (Thebes) که به طور سنتی پایتخت مذهبی مصر به شمار می‌رفت؛ شهر تشریفاتی بزرگی را در 290 کیلومتری شمال آن و در مکانی که امروزه آمرنا (Amarna) نامیده می‌شود، بنا کرد. وی به همراه ملکه خود نِفِرتی‌تی (Nefertiti) در این شهر سکنی گزید. آنها زندگی خود را به‌عنوان کاهنان اعظم صرف خدمت به آتن کردند و شش دخترشان نیز در این راه همراهی می‌کردند. ثروت و قدرت کاهنان معابد آمون رو به زوال نهاد و آتن به اوج رسید.
جالب اینجاست که پایان عصر آخن‌آتن هم همراه با اغتشاش و آشوب بود. اتفاقات این دوره مانند حوادثی است که بین دو پرده یک نمایش و در پشت صحنه رخ می‌دهد. پس از مرگ آخن‌آتن و شاید همزمان با پایان عمر وی، یک یا شاید دو پادشاه برای مدت کوتاهی بر تخت نشستند. بسیاری از مصرشناسان عقیده دارند که نخستین پادشاه پس از آخن‌آتن درواقع نفرتی‌تی است. پادشاه دوم اسمنخ‌کاره (Smenkhkare) نام داشت و تقریبا هیچ اطلاعاتی درخصوص وی در دسترس نیست.

 توت آنخ آمون می‌آید
چیزی که باستان‌شناسان بااطمینان می‌توانند درباره آن سخن بگویند؛ آغاز پرده سوم نمایش با جلوس فرعونی نوجوان بر تخت پادشاهی است: پسری نه ساله به نام توت‌آنخ‌آتن (به معنی تصویر زنده آتن). در دو سال نخست فرمانروایی، وی و همسرش آنخ‌اسنپ‌آتن (Ankhesenpaaten) که یکی از دختران آخن‌آتن و نفرتی‌تی بود، آمارنا را ترک کردند و پس از بازگشت به تبس، بازگشایی معابد آمون و بازگرداندن ثروت و قدرت به معابد، برائت خود را از ارتداد آخن‌آتن اعلام و بیعت خود را با آیین آمون تجدید کردند! چنین شد که پادشاه و ملکه مصر نام خود را به توت‌آنخ‌آمون و آنخ‌اسن‌آمون تغییر دادند.
 
پس از آن پرده فرو می‌افتد. ده سال پس از آغاز سلطنت، توت‌آنخ‌آمون مرد و هیچ جانشینی برای خود باقی نگذاشت. وی با عجله در مقبره کوچکی که در اصل برای یکی از ثروتمندان ساخته شده بود، دفن می‌شود. جانشینان او برای آنکه ننگ ارتداد آخن‌آتن پنهان شود؛ تلاش کردند تا هر ردپایی از پادشاهان آمارنا را، از صفحه تاریخ پاک کنند و حتی توت‌آنخ‌آمون که شکوه آمون را به او بازگرداند، از این قاعده مستثنی نماند.
اما طعنه تاریخ این است که این تلاش‌ها برای پاک کردن تاریخ باعث شد توت‌آنخ‌آمون برای همیشه ماندگار شود. کمتر از یک قرن پس از مرگ فرعون جوان، مکان مقبره وی فراموش شد. سازه‌هایی که بالای قبر وی ساخته شد، آن را از دستبرد دزدان در امان نگاه داشت و مقبره وی تا زمان اکتشاف در سال 1922/1301 دست‌نخورده باقی ماند...

 ده مومیایی مرموز

برای پاسخگویی به این سوالات، گروهی از دانشمندان تصمیم گرفتند دی‌ان‌ای توت‌آنخ‌آمون را به همراه دی‌ان‌ای ده مومیایی دیگر که گمان می‌رفت اعضای خانواده وی باشند؛ آزمایش کنند. در این گزارش فرآیند آزمایش این ده مومیایی، نسبت آنها با خاندان آنخ آمون و ... هم مورد بررسی قرار گرفته است.
مومیایی توت‌آنخ‌آمون در مرکز توجهات قرار داشت. اگر فرایند استخراج و جداسازی با موفقیت انجام می‌گرفت، دی‌ان‌ای وی باید به شکل یک محلول شفاف درمی‌آمد. با این وجود، نمونه‌های اولیه همگی تیره‌رنگ بودند. بخشی از آلودگی مربوط به مواد ناشناخته‌ای بود که در فرایند مومیایی کردن استفاده شده بود اما در نهایت پس از شش ماه کار سخت، گروه تحقیقاتی موفق شد روش مناسب حذف این آلودگی‌ها را کشف کند و نمونه‌ای را که برای انجام آزمایشات دی‌ان‌ای مناسب باشد به دست آورد.
 
همه خانواده توت‌آنخ‌آمون، دوران سلطنت و ویژگی های این دوران، رسیدن به این نکته که ژنتیک ابزاری قدرتمند برای بالا بردن درک باستان‌شناسان از تاریخ مصر است از دیگر بخش های گزارش است.
گزارش می‌افزاید: نتایج تحقیقات جدید، نشان می‌دهد که رشد استخوان‌های جدید در واکنش نسبت به بافت‌مردگی ایجاد شده و ثابت می‌کند این وضعیت در طول حیات توت‌آنخ‌آمون وجود داشته است. همچنین از میان تمام فراعنه، تنها توت‌آنخ‌آمون است که نقاشی‌های دیوار، وی را هنگام انجام فعالیت‌هایی همچون تیراندازی با کمان در حالت نشسته نشان می‌دهد. اینها همگی مدارک روشنی است که نشان می‌دهد توت‌آنخ‌آمون پادشاهی نبوده که یک چوب‌دستی را تنها به‌عنوان نماد قدرت نگاه دارد بلکه وی به این چوب‌دستی‌ها برای راه رفتن نیاز داشته است.
 
بیماری استخوانی توت‌آنخ‌آمون اگرچه فلج‌کننده بود، اما به تنهایی مرگ‌بار نبود. گروه برای یافتن دلایل احتمالی مرگ وی، مومیایی را در جست‌وجوی ردپایی از بیماری‌های مسری آزمایش کردند. آنها دی‌ان‌ای چندین رشته از یک انگل به‌نام «Plasmodium falciparum» را پیدا کردند که نشان از ابتلای قطعی فرعون جوان به بیماری مالاریا داشت. اما آیا مالاریا باعث مرگ پادشاه شده است؟ احتمالا همین‌طور است. این بیماری می‌تواند نوعی واکنش ایمنی کشنده را در بدن به راه بیندازد که به شوک خونی، خونریزی، تشنج، کما و در نهایت مرگ منتهی می‌شود....
عدم موفقیت در بچه‌دار شدن، نه‌تنها این خانواده را که یک سلسله پادشاهی قدیمی را به پایان راه خود رساند. باستان‌شناسان می‌دانند که پس از مرگ توت‌آنخ‌آمون، یکی از ملکه‌های مصر که احتمالا آنخ‌اسن‌آمون بوده، به پادشاه هیتی‌ها (قومی باستانی ساکن در شمال سوریه و آسیای صغیر) که دشمنان اصلی مصریان بودند، پناه برد. این ملکه بیوه که فرزندی هم نداشت؛ از پادشاه هیتی‌ها خواست تا شاهزاده‌ای را برای ازدواج با وی بفرستد.
 
پادشاه هیتی‌ها یکی از پسران خود را فرستاد اما وی پیش از رسیدن به مصر از دنیا رفت. برخی از باستان‌شناسان عقیده دارند که وی توسط هورم‌هب (Horemheb)، فرمانده لشکر توت‌آنخ‌آمون که در نهایت به امپراتوری رسید، به قتل رسیده است. اما هورم‌هب نیز بی‌آنکه بچه‌دار شود، از دنیا رفت و سلطنت را برای یک فرمانده نظامی دیگر باقی گذاشت. فرعون جدید، رامسس اول (Ramses I) نام داشت. با سلطنت وی سلسله جدیدی آغاز شد و در دوران زعامت نوه وی، رامسس بزرگ، مصر باستان به قله‌های تازه‌ای از قدرت امپراتوری رسید...
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hamshahrimags.com

فرش ایرانی؛ نماد زندگی ایرانی

 

                                     

 از گذشته تا امروز در تمام خانه‌های ایرانی حتی محقرترین آنها مفروش كردن خانه با فرش دستباف یكی از زینت‌های خانه محسوب می‌شود. هرچند كه امروزه به دلیل گران بودن این فرش‌ها خرید آن برای بسیاری از طبقات جامعه غیرممكن است، ولی استفاده از آن به عنوان هنر و صنعت ایرانی از جایگاه و منزلت ویژه‌ای در میان خانواده‌ها برخوردار است.
 
در گذشته كه تا حدودی سبك چینش و دكوراسیون وسایل داخل خانه با امروز متفاوت بود و استفاده از مبل و صندلی جایگاه چندانی نداشت و تنها برای طبقات بالای جامعه مورد استفاده قرار می‌گرفت، معمولا سراسر اتاق را با فرش می‌پوشاندند و بافت قالی‌های بزرگ بسیار رایج بود تا سطح تمام اتاق را بپوشاند، ولی با جایگزین شدن مبل و صندلی به جای مخده و پشتی، استفاده از فرش‌های بزرگ در منازل از رواج افتاد، ولی از ارزش و جایگاه فرش كاسته نشد و به جای فرش‌های بزرگ، فرش‌هایی با قطعات كوچك‌تر رواج پیدا كرد.
مساجد نیز از جمله مكان‌هایی است كه همچنان از گذشته تا به امروز از مشتریان فرش‌های دستباف است. در گذشته شاهان متدین قالی‌های گرانمایه را به نشانی دینداری وقف مساجد می‌كردند. قالی در فرهنگ ایرانی از چنان منزلتی برخوردار بوده است كه در مساجد و كاخ‌های سلطنتی به امین اموال و متصدی مخصوص سپرده می‌شد تا حفظ و مرمت آن را به عهده بگیرد. حتی قالی‌های بسیار گرانبها را زیرپا نمی‌انداختند و همچون تابلوهای نقاشی بر دیوارها آویزان می‌كردند یا لوله می‌كردند و در گوشه‌ای از منزل قرار می‌دادند و در مراسم خاص از آن استفاده می‌كردند.
به هر حال وقتی صحبت از فرهنگ و هویت ایرانی می‌شود بی‌شك فرش یكی از نمادهای بارزی است كه این فرهنگ و هویت را نمایان می‌‌كند. گذشته از صنعت فرش كه امروزه به عنوان یكی از اهرم‌های قوی بازرگانی كشور تبدیل شده، این هنر ایرانی كاركرد فرهنگی نیز به خود گرفته است؛ به طوری كه طرح‌ها و نقش‌های هریك نه تنها نشان‌دهنده دوره ویژه تاریخی است، بلكه نمادهایی از فرهنگ بافندگان آن را كه از منطقه‌ای خاص از ایران هستند، آشكار می‌كند.
اگرچه تاریخ شروع بافت فرش به درستی معلوم نیست و مشخص نیست كه بافت فرش از كدام منطقه شروع شده، ولی اغلب مورخان و باستان‌شناسان متفق‌القولند كه ایرانیان از جمله اولین اقوامی هستند كه بافت فرش را شروع كرده‌اند. شواهد حاكی از آن است كه فرش برای مقاصد صرفا كاربردی نظیر حفاظت خانه روستاییان از سرما و نم به وجود آمد و كم‌كم راه خود را به عنوان یك اثر زینتی و نشانه‌ای از تحول در خانه‌های اشراف و اعیان باز كرد.
گفته می‌شود دوره شكوفایی هنر فرشبافی در ایران مقارن حكومت صفویان است.

 

                                   


دوره رونق فرش ایرانی

دوران صفوی دوره درخشان احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان نظیر قالی مشهور اردبیل اكثرا حاصل كارگاه‌های قالیبافی شاهی در این دوران است. حمایت سلاطین صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت قالیبافی از حد یك پیشه و حرفه روستایی تا مقام یكی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این زمینه سهم بسزایی داشت، زیرا وی با تاسیس كارگاه قالیبافی در كنار قصرهای سلطنتی خود مستقیم بافندگان را زیر نظر داشت تا از كیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود.
شاه عباس با گردآوری بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصا نقاط كشور و تجمع آنها در كارگاه‌های سلطنتی خود، شاهكارهای بی‌نظیری را در هنر فرشبافی به وجود آورد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افاغنه همه چیز را از بین برد و خاطره دردناك حمله مغولان را در اذهان عموم زنده كرد.
نادرشاه هم نتوانست برای حفظ این هنر تلاش كند تا این كه فرشبافی ـ كه همچنان در خفا به حیاتش ادامه می‌داد ـ در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت. در دوره قاجاریه نیز بازار صادرات رونق گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس كارگاه‌های فراوان قالیبافی نه‌تنها در تبریز بلكه در كرمان، مشهد، كاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشتند و قالی‌های بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه یافتند.
فضل‌الله حشمتی رضوی، رئیس اسبق موزه فرش ایران و مولف كتاب «تاریخ فرش» در مورد تاریخچه فرش ایران می‌گوید: تاریخ میانه ایران با حمله مغول آغاز می‌شود كه ایلخانیان و تیموریان نیز در ادامه همین دوره ظهور می‌یابند. این دوره اگر چه با جنگ و خونریزی همراه بوده است، ولی از اعتلای هنرهای ایرانی بویژه نگارگری خالی نیست. از این‌رو می‌توان گفت این دوره زمینه‌ساز شكل‌گیری عصر درخشان قالیبافی بوده است و در دوره صفویان قالیبافی رواج می‌یابد و به همین دلیل این دوره، دوره زرین‌ قالیبافی نام می‌گیرد. اكثر قالی‌های نفیس موزه‌های جهان كه توسط استادان ایرانی بافته شده، متعلق به همین دوران است، البته در دوره افشاریان و زندیان به سبب ضعف اقتصادی كشور قالیبافی چندان رونقی نمی‌یابد. وی با اشاره به این كه در دوره صفوی شكوه و بالندگی هنر قالیبافی آغاز می‌شود، می‌افزاید: اكثر قالی‌های نفیس موزه‌های جهان كه از استادی و هنرمندی ایرانیان در نقش، رنگ و بافت حكایت دارد ثمره تلاش بافندگان و طراحان این دوره است و به روایتی برخی شاهان صفوی از جمله شاه طهماسب صفوی خود از طراحان فرش بوده‌اند. حتی برخی جهانگردان خارجی نظیر برادران شرلی، تاورنیه شارون ـ كه در زمان صفویه به ایران سفر كرده بودند ـ در نوشته‌های خود با تاكید از رونق قالیبافی در این زمان یاد می‌كنند. در این دوره هنر قالیبافی از ایل‌ها و عشایری كه دائم در حال كوچ كردن بودند به شهرهای بزرگ آورده و به دنبال آن كارگاه‌های بافندگی بزرگ در شهرهای كشور راه‌اندازی می‌شود.
این محقق سپس دوره قاجار را از این جهت مهم می‌داند كه در آن صادرات فرش رونق می‌یابد.

قدیمی‌ترین فرش جهان

اگر پازیریك را به عنوان قدیمی‌ترین فرش ایرانی بپذیریم قدمت قالیبافی در ایران به 500 سال قبل از میلاد حضرت مسیح یعنی بیش از 2 هزار سال پیش بازمی‌گردد.
 
               
                                           فرش پازیریک
البته شواهدی از اولین فرش ایرانی در كتب چینی نوشته شده است كه به دوره ساسانیان مربوط می‌شود.
این هنر در برهه‌های مختلف تاریخی تحولات زیادی به خود دیده است. از جمله عوامل تاثیرگذار بر این هنر دیرین ایران می‌توان به حمله مغول و ظهور اسلام اشاره كرد.
براساس اطلاعات سایت تخصصی بین‌المللی فرش ایرانی، قدیمی‌ترین فرش جهان ـ فرش پازیریك ـ یك اثر كاملا ایرانی هخامنشی است كه اكنون در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می‌شود.
در این فرش به ابعاد تقریبا 2 مترمربع (210×183 سانتی‌متر) در هر سانتی‌متر مربع 36 گره وجود دارد و رنگ‌های به كار رفته در این فرش، سبز، آجری، قرمز تیره، آبی و قهوه‌‌ای هستند. البته گذر زمان باعث دگرگونی در رنگ قالی شده و تنها دلیلی كه باعث سالم ماندن نسبی قالی بوده یخبندان شدید منطقه دره آلتای است. شواهدی بیشمار گویای ایرانی بودن این قالی است؛ اسب‌ها و گوزن زرد خالدار ایرانی و آهوان كه همگی مربوط به نژاد ویژه ایرانی است. همچنین سبك كار (گره زدن) به شیوه قالیبافی ایرانیان است. بهره‌گیری از رنگ‌های متفاوت و تقارن آنها نشان می‌دهد این قالی در یك كارگاه مجهز و با تبعیت از یك الگوی دقیق بافته شده است.
حشمتی رضوی در مورد فرش پازیریك نیز می‌گوید: طبق بررسی‌های باستان‌شناسی این فرش متعلق به دوران هخامنشیان است كه توسط پروفسور رودنكو، باستان‌شناس روسی هنگام كاوش در گورهای اقوام سكایی منطقه پازیریك (واقع در دامنه‌های جنوبی جبال آلتای سیبری)‌ كشف شد. رودنكو پس از بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق اسلوب بافت و نقش‌مایه‌ها و سنجیدن آنها با دیگر آثار بافته شده آن دوران، این فرش را از بافته‌های ایران هخامنشی می‌داند؛ هرچند بسیاری درصدد بوده‌اند كه برخی از آثار تمدن ایران باستان را به سرزمین‌های دیگر نسبت دهند.
پس از كشف این قالیچه بود كه بسیاری از صاحب‌نظران بر این عقیده شدند كه بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگی‌هایی، مستلزم دارا بودن پشتوانه فرهنگی و هنری قوی است و حتی تاكید داشتند كه در قرون متمادی قبل از بافت این قالیچه، این حرفه در فلات ایران رواج داشته است.
حتی گزنفون، مورخ یونانی در كتاب خود با عنوان «سیرت كورش» می‌نویسد: ایرانیان برای این كه بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند.

مراكز تولید فرش در ایران

اگر چه قالیبافی در ایران یك هنر ملی است و به شهر و نقطه خاصی از كشور محدود نمی‌شود، اما برخی شهرهای كشور به مراكز فرش ایرانی شهرت دارند. تبریز از سال 1500 تا 1550 میلادی، كاشان از سال 1525 تا 1650 میلادی و كرمان از سال 1600 تا 1650 میلادی به مراكز فرش ایران تبدیل شدند. امروزه فرش‌هایی از این دوره‌ها در موزه‌های بزرگ جهان از جمله موزه هنرهای زیبای بوستون، موزه ویكتوریا و آلبرت لندن، موزه لس‌آنجلس، موزه هنرهای كاربردی وین، موزه لوور فرانسه، موزه استكهلم و بسیاری از موزه‌های بزرگ جهان نگهداری می‌شوند.
 
                              

آیین‌های قالیبافی

یكی از آیین‌های بسیار مشهور در میان قالیبافان، آوازخواندن هنگام بافت فرش است. آواز یا ترانه خواندن هنگام بافت قالی دارای وزن و آهنگی است كه با گره زدن بر تارها هماهنگی دارد. به گونه‌ای كه هجاهای آواز با سرعت گره‌ها تنظیم می‌شوند. از این رو قالیباف از میان تمامی مراحل بافت بیشتر هنگام گره زدن می‌خواند و هنگام پود كشیدن خواندن آرام‌تر شده و وقتی كه زمان شانه كوبیدن می‌رسد ساكت می‌شود، زیرا خواندن او با صدای كوبیدن شانه تناسبی ندارد و موزون نیست.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع مطالب: jamejamonline.ir
تصاویر: فرش نایین و پازیریک

مسجد مولانا؛ جذابترین ساختمان شهر روتردام

 مسجد مولانا؛ جذابترین ساختمان شهر روتردام

 
 مسجد مولانا در جنوب هلند و شمال غربی شهر روتردام واقع شده که در ششم اکتبر سال 2001 فعالیت آن آغاز و مردم هلند در نظرسنجی‌های انجام شده این مسجد را جذابترین ساختمان هلند معرفی کردند.
مسجد مولانا در روتردام هلند به احترام مولانا شاعر و عارف قرن سیزدهم نامگذاری شده است.
 

این مسجد یکی از بزرگترین مساجد هلند است که فعالیت آن از سال 2001 تا کنون ادامه دارد.
 
مسجد مولانا

ارتفاع مناره‌های مسجد مولانا به 41 متر می‌رسد. این ساختمان دارای سه طبقه است و ظرفیت 1500 نمازگزار را دارد.
 

معماری این ساختمان براساس معماری دوره عثمانی است. طراحی این مسجد برعهده بریت تورمان معمار هلندی بوده است.
 
مسجد مولانا

 گنبد و مناره‌های این مسجد از فاصله بسیار دور نیز نمایان است و مشخصه‌های بارز این مسجد محسوب می‌شوند.
 
مسجد مولانا

اقلیت ترک تبار هلند بیشترین نمازگزاران مسجد مولانای روتردام را تشکیل داده اند که برای اقامه نمازهای یومیه و همچنین انجام مراسم مختلف دینی در این مسجد اجتماع می‌کنند.
 

در کشور هلند یک میلیون مسلمان زندگی می‌کنند. 300 مسجد، 1000 مرکز فرهنگی اسلامی‌و 42 مدرسه ابتدایی اسلامی‌در هلند وجود دارد.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: mehrnews.com

عجایب معماری جهان باستان

 

گزارش تصویری: عجایب معماری جهان باستان!

وقتی که ما به سازه های زمان باستان نگاه می‌کنیم، ساختارهای حیرت انگیزی را می‌بینیم که مردمان باستان بدون داشتن هیچ گونه تکنولوژی ساخته اند. آنها تمام تلاششان را کرده اند تا امروزه ما با دیده حیرت و تحسین بهشان نگاه کنیم...
 
قلعه کورال که یک نفر برای معشوقه اش ساخت، فلوریدا، آمریکا
 
قلعه کورال
 
دیوار بزرگ چین، ‌چین
 
دیوار چین
 
آرامگاه بزرگ تاج محل، آگرا، هند
تاج محل
 
برج کج پیزا، ایتالیا
پیزا
 
هرم بزرگ جیزه، مصر
اهرام مصر
 
مسجد سلطان احمد/ مسجد آبی، استانبول، ترکیه
مسجد آبی
 
بودای لشان
 
بودای لشان
 
فانوس دریایی اسکندریه، جزیره فاروس، اسکندریه، مصر
فانوس اسکندریه
 
 
مسجد بادشاهی،‌ لاهور، پاکستان
مسجد بادشاهی
 
 
کاخ الحمرا
الحمرا
 
الحمرا
 
الحمرا
 
 
 تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ / مریم محبعلی نژاد
منبع: سایت سیمرغ  www.seemorgh.com/culture

آشنایی با سرداران ایران باستان

 

بهرام چوبین یا وهرام چوبین یا بهرام ششم پسر بهرام گشنسپ از خاندان مهران، یکی از هفت خاندان ممتاز ساسانی بود بهرام از مردم ری بوداو به علت بلندی قد و عضلانی بودن اندام، به چوبین (مانند چوب) معروف شده بود.

                              

                                (سکه بهرام چوبین)

داستان بهرام چوبین در کتابی به عنوان بهرام چوبین نامگ در عهد باستان وجود داشته‌است که متأسفانه برجای نمانده‌است. مورخان ایرانی چون طبری، دینوری، بلعمی، و فردوسی نیز مطالبی از این داستان را به رشتهٔ تحریر کشیده‌اند

سرگذشت پر حادثهٔ بهرام چوبین در اذهان ایرانیان تأثیری قوی گذاشته‌است و موجد افسانهٔ شیرینی به زبان پهلوی  شده‌است که مطالب آن را مورخان عرب و ایران خاصه فردوسی  در کتب خویش آورده‌اند. مؤلف گمنام این روایت توانسته‌است سرگذشت آن سردار بزرگ ناکام را با بیانی کافی، مجسم و محسوس کند. بنابر قول او بهرام نه تنها در لشکرستانی از قهرمانان مشهور بشمار می‌آمده، بلکه در خصال مردانه و اطوار شایسته دارای مقامی عالی بوده‌است.

به روایت طبری بهرام در ایجاد نفاق و سوءظن بین هرمز چهارم  و پسر وی خسرو پرویز  دست داشت و خسرو در این هنگام از ترس پدر به آذربایجان گریخته بود.

از طرف دیگر در خود تیسفون، گستهم دائی خسرو پرویز موفق شد، برادر خود وندوی را که بر اثر سوءظن هرمز، به زندان افتاده بود، از زندان بیرون بیاورد و رهبری شورشی را بر عهده گرفتند که در نهایت شورشیان پایتخت، توانستند هرمز را خلع کرده و پسر وی خسرو پرویز  را پادشاه کنند. خسرو شتابان از آذربایجان به پایتخت آمد و در سال ۵۹۰ میلادی، تاج بر سر نهاد.

بهرام چوبین حاضر نشد که بفرمان پادشاه جدید در آید زیرا خود سودای پادشاهی داشت. دودمان مهران مدعی بودند که از نسل ملوک اشکانی هستند و وهرام بر این امر تکیه کرده خود را پادشاه نامید. از آنجا که سپاه بهرام نیرومند بود، خسرو رو به هزیمت گذاشت. بهرام فاتحانه به پایتخت آمد و بنام بهرام ششم و به دست خود تاج بر سر گذاشت و بنام خود سکه زد. در این اثنا خسرو از سرحد ایران گذشته به امپراتور بیزانس موریکیوس پناه برد.

یکسال پادشاهی بهرام توأم با یک سلسله شورش و فتنه بود.وندوی دائی خسرو که دستگیر و زندانی شده بود، بیاری چند تن از بزرگان رهایی یافت و پیشرو مخالفان بهرام شد. وندوی به آذربایجان گریخت و به کمک برادر خود گستهم  بیاری خسرو پرویز برخواستند.

خسرو همراه با سپاهی که امپراتور موریکیوس در اختیارش گذاشته بود به ایران برگشته و با سپاه بهرام در حوالی گنزک آذربایجان جنگ کرد و بهرام بعد از شکست، رو به هزیمت نهاد

در سال ۵۹۱ میلادی بهرام چوبین بعد از شکست در نبرد نهایی با خسرو و سپاهیانش، همراه با باقیماندهٔ سپاهش به سوی ترکان گریخت و با مهربانی تمام از سوی خان ترک پذیرفته شد. در مآخذ پارسی از این خان ترک نامی برده نشده‌است. گمان می‌رود این خان یون یوللیق یا دولان خان، فرمانروای خاقانات شرقی ترک باشد که با خاقانات غربی ترک جنگ داشتند و شاید به همین سبب بهرام را پناه دادخسرو با هدایایی که برای خاتون همسر خان ترک فرستاد، موجبات کشته شدن بهرام را فراهم کرد. خاقان ترک که از مرگ بهرام، غمگین شده بود، از گردیه خواهر و همسر بهرام چوبین، خواست که به همسری برادر خاقان، درآید. گردیه پیشنهاد خاقان را نپذیرفت و همهٔ سپاهیانی را که همراه برادر وی، بهرام، به دیار ترکان آمده بودند، از دیار ترکان بیرون آورده و به ایران بازگرداند.

منبع: ویکیپدیا

مجسمه های درختی جالب برای عاشقان طبیعت

 
درخت های از ریشه درآمده در هرجایی هستند و شاید علاقه کسی را به خود جلب نکنند. اما با یک دست هنرمندانه آنها می‌توانند تبدیل به آثار هنری شگفت انگیزی بشوند. برای شکل دادن به چنین مجسمه‌هایی نیاز به کاری دشوار است،‌ آثار هنری پسندیده ای که به اندازه کافی خاص هستند تا سختی‌های کار و یا طنز و مفهومی که در آن نهفته است را بازگو کنند.
پس به عکس های زیر نگاه کنید و سعی کنید پیام نهفته هنرمند در این آثار را بفهمید.
 
مجسمه درختی
 
 
 
 
 
 
 
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد
 
 
 

قصری كه برای شیرین بنا شد

قصر شیرین


مروری بر جاذبه‌های گردشگری قصر شیرین
 سفر به شهر عشق، شهری كه نام آن همذات دلدادگی است؛ قصر شیرین. نامش رمانتیك و مردمانش نیز. خسرو پرویز عاشق می‌شود، دلداده شیرین. شاید هم رقیبی برای فرهاد! اما یك رقیب برنده. در حالی كه فرهاد تیشه به ریشه كوه می‌زند، خسرو پرویز كاخی بنا می‌نهد مزین به نام همسر مسیحی‌اش.
 
كاخی كه از دل تاریخ می‌گذرد و امروز همچنان فخرفروشی می‌كند. حالا محل این كاخ شهری است به همین نام. در دفتر و كتاب زیاد از قصر شیرین نوشته‌اند هر كس به زعم خود. ابودلف یكى از گردشگران و مورخان خارجى درباره این شهرستان چنین نوشته است: قصر شیرین داراى ساختمان‌هاى بلند و عظیمى است كه دید انسان از تعیین ارتفاع آن عاجز و فكر از پی بردن به آن قاصر است. این بناها شامل ایوان‌هاى پیوسته، خلوتگاه‌ها، انبار، كاخ‌ها، سقف‌هاى ضربى، گردشگاه‌ها و اتاق‌هایى است كه بر فراز تپه بنا شده و مدتى وقت می‌خواهد تا شخص خردمند به كیفیت آن پى ببرد. به گفته وى، این شهر را پادشاهى به نام ابرویز و یا به عبارتى خسروپرویز بنا نهاده است. از همان بدو ورود مهمان قصر شوید. راستی قصر شیرین در استان كرمانشاه است.

قصر بی‌شیرین مانده!

به سمت حاشیه شمالی شهر بروید درست در نزدیكی آتشكده چهارقابی، ویرانه‌های قصر خسرو پرویز خودنمایی می‌كند. اما دیگر نه از فرهاد دلسوخته خبری است و نه خسرو خود را فاتح این عشق می‌داند. سرنوشتشان تنها نقل كوچه است و دستمایه شاعر. درباره این كاخ جغرافی‌نویس و اهالی تاریخ زیاد گفته و نوشته‌اند. بیشتر آنها نیز بر این باورند كه این كاخ توسط خسرو پرویز در میان باغ وسیعی احداث شده است. بهشتی بوده برای حیوانات وحشی كه اجازه داشته‌اند در آن زندگی كنند. آب فراوانی نیز از رودخانه الوند در جدولی مرتفع به این باغ وارد می‌شد. یكی از مورخان این كاخ را از زمره عجایب جهان دانسته است كه در سال 628 میلادی توسط هراكلیوس به ورطه ویرانی رفت.
از آن همه ابهت قصر، امروز بوی ویرانی به مشام می‌رسد و اندكی ضعف مدیریت. ورود به كاخ در ابتدا از پلكان دوطرفه‌ای میسر بوده است. در بخش شرقی بنا نیز تالار ستون مستطیل شكلی وجود دارد كه طاق‌های آجری آن را پوشش داده‌اند. در پشت تالار هم اتاق گنبد‌دار بزرگی وجود دارد. در دو طرف شمال و جنوب اتاق گنبددار، اتاق‌های مستطیل شكلی به چشم می‌خورد كه از طریق اتاق گنبد‌دار قابل دسترسی بوده‌اند.
حالا می‌توانید به پشت اتاق گنبددار بروید، در اینجا حیاطی مربع شكل با رواق ستون‌دار قرار دارد. اطراف این حیاط ستون‌دار را اتاق‌های متعددی فراگرفته اند. اتاق‌هایی كه روزی روزگاری مامن كاخ‌نشینان بود. حالا از چه طبقه و یا به چه شغلی بودند را نمی‌دانیم. اما این كاخ امروز به آه دل فرهاد گرفتار آمده است.

از هر در كه می‌خواهید وارد شوید

چهارقاپی نزدیك همین قصر شیرین است. پس تا زیاد دور نشده‌اید زمان را از دست ندهید. معنی چهار‌قاپی یا چهارقاپو ساده است؛ جایی كه 4 در دارد. این آتشكده تاریخش به دوران ساسانی بازمی‌گردد.
اهل فن و تحقیق درباره این آتشكده بر این باورند كه از نوع آتشكده‌هایی بوده كه دالان طواف داشته است كه به مرور رواق آن فرو ریخته است. با این وجود هنوز می‌توان در بخش‌هایی از آن نشانه‌هایی را یافت.
با گذشت این همه سال هنوز باستان‌شناسان در پی كشف زوایای ناشناخته آن هستند. آنها گاهی هم در نتیجه‌گیری از یافته‌ها با هم اختلاف نظر دارند.
بیشتر باستان‌شناسان این بنا را آتشكده‌ای از زمان خسرو پرویز پادشاه ساسانی می‌دانند ولی برخی نیز آن را كاخی از همان زمان می‌دانند.
در مجموع آتشكده چهارقاپی متشكل از اتاقی مربع شكل با یك سقف گنبدی شكل است. اما بار دیگر باید گفت متاسفانه حالا اثری از آن باقی نیست. دلخور نشوید شما می‌توانید آن را در ذهن خود مجسم و بازسازی كنید. با این وجود شما بقایای گوشواره‌ها را در چهار گوشه آن خواهید دید اگر دیر بجنبید ممكن است آن را هم نبینید!
گفتیم این اتاق مربع شكل 4 در دارد، انتخاب با خودتان است كه از كدام در وارد شوید.
هر 4 در هم به رواق اطراف فضای مركزی ختم می‌شوند. در حاشیه این بنا اتاق‌ها و فضاهایی وجود دارند كه بخش‌هایی از آن نتیجه كوشش باستان‌شناسان است كه پیش از حفاران غیرمجاز آن را شناسایی كرده‌اند.
در این بنا از مصالح محلی مثل لاشه‌سنگ و ملات گچ استفاده شده است. هرچند گنبد بنا آجری است.

از آن بزرگی یا بلندی

حالا پس از آن كه كلی میراث تاریخی دیدید، از شكوه گذشته آن لذت بردید و بر حال نزار امروزش غصه خوردید، بر لب جوی نشین و از زندگی لذت ببر. كنار رودخانه الوند بی‌ریا و زلال. درست مثل یك مسافر. رودخانه الوند زیبا و خروشان است. هر لحظه را از نو برای آدمی معنی می‌كند. «از آن بزرگی یا بلندی» معنی الوند است. واژه‌ای از لغات غنی زبان‌های آریایی. رودخانه از 2 سرچشمه سیراب می‌شود؛ یكی از كوه‌های دالاهو است و دیگری از قلاجه.
سرچشمه اصلی رودخانه الوند از سراب اسكندر در غرب زاگرس و حدود 32 كیلومتری در مشرق زهاب در شمال دهستان ریژآب است. همین ریژآب خود كلی دیدنی است با دنیایی از افسانه‌ها و مردمانی نیك‌نژاد.
رودخانه الوند همچنان كه پیش می‌رود، بسیاری از نهرهای دیگر، خود را به آغوش آن می‌سپارند تا ماهی كوچك خود را نزد وی به امانت سپارند به امید دریاهای آبی رنگ. دوباره جان آرام می‌گیرد اینجا. سرانجام رودخانه پس از كلی مهربانی با زمین راهی عراق می‌شود. رودخانه الوند به دلیل این كه از سرپل‌ ذهاب (حلوان) می‌گذرد به نام رودخانه حلوان نیز معروف است.

سیستم‌های آبرسانی

تعجب كردید؟خب پس بیشتر تعجب كنید و لذت ببرید. سیستم‌های آبرسانی یكی دیگر از جاذبه‌های تاریخی شهرستان قصرشیرین است.
در ضلع شمالی عمارت خسرو درست به موازات جاده كمربندی قصر شیرین باقیمانده سیستم‌های آبرسانی دوره ساسانی به طول تقریبی 10 كیلومتر دیده می‌شوند كه در میان اهالی محل به نهر شاهگدار معروف است.
این كانال به وسیله بندی از شمال شرقی روستای سید ایاز، آب رودخانه حلوان را به حاشیه شمالی شهر قصر شیرین انتقال می‌داد. در ساخت كانال كه بسیار فكورانه طراحی شده است از بلوك‌هایی از جنس سنگ‌های ماسه‌ای خاكستری رنگ و ملات گچ استفاده شده است. مشاهده چنین كارهایی دانش و فرهنگ مردمان آن روز را به خوبی نشان می‌دهد.

قصری دیگر به نام شیرین

حالا كه سرشار از آرامش شدید به سبك و سیاق پیشینیان به كاروانسرا بروید. كاروانسرای قصر شیرین در داخل خود شهر است. شهری كه در همین دوره معاصر هم رنگ جنگ و خون به خود گرفت. كاروانسرا هم زخمی و دلشكسته شد، بسیار زیاد. به گونه‌ای كه تنها قسمت ورودی آن باقی ماند. حالا پس از گذشت این همه سال، این هیبت رنجور در حال التیام و مرمت است به كوشش میراث فرهنگی. اروانسرای قصر شیرین از نظر پلان مثل دیگر كاروانسراهای دوره صفوی همچون بیستون و ماهیدشت است. این كاروانسرا دارای ورودی طاقداری در ضلع جنوبی است و در هر طرف ورودی سكویی دراز برقرار شده است. پس از ورودی، هشتی گنبدداری قرار دارد كه از طریق آن می‌توان وارد حیاط مركزی شد. چنان كه به نظاره ایستاده‌اید در 4 طرف این حیاط، ایوان‌های بزرگی با طاق جناغی مشاهده می‌كنید. در اطراف ضلع حیاط مركزی هم تعدادی اتاق ساخته شده است. گذشتگان لاشه‌های سنگ و آجر را بر هم نهادند و با دانش روز خود بنایی برپا كردند تا امروز گوشه‌ای باشد از میراث ملی این مرز و بوم.

دیگر كاخ نیست

در گذشته‌ها در شمال قصر شیرین كاخی بود كه حالا دیگر نیست. از آن تنها نامی مانده است. اهل محل به آن حوش كوری می‌گویند. این كاخ در دوران آبادانی خود یكی از قصرهای سلطنتی زیبا و بزرگ ساسانی به شمار می‌آمد. مكانی برای صدور فرمان. در حال حاضر این قصر ویرانه‌ای بیش نیست.

پایان سفر و جیب‌های...

نمی‌شود كه دست خالی برگشت. می‌شود؟ تنها به این فكر كنید هنرمندان قصر شیرین هنوز هم هنر و صنعت را درمی‌آمیزند تا تحفه‌ای باشد در خور نام شهر شیرین. حالا كه مطمئن شدید امكان ندارد، كلی سوغات برای خرید در بازار انتظار شما را می‌كشند. اگر به صنایع دستی علاقه‌مندید موج، گلیم و قالی در این شهر به نام است و اگر اهل خوراكی بهتر می‌دانید مهم‌ترین سوغات شهر خرماست. محصول نخلستان‌های زیبا. البته اگر به فصلش باشد مركباتی چون پرتقال، لیمو و نارنج خوشمزه سفرتان را خوشكام می‌كند.

قصر شیرین، شیرین است اگر...
داستان عشق و عاشقی، شهری كه مردمانی آرام دارد، اما اندكی دلشان گرفته است از رسم زمانه جوانانی دارد جویای كار. هنوز آهنگ گلوله و توپ و بمب در مغزشان می‌پیچد. شهری با شاخه‌های پربار نارنج و لیمو، آفتاب داغ تابستان و رنگ طلایی خرما. امید كه بهارشان زود فرا رسد. سامان گیرند و دل خوش دارند به شهر شیدایی. این قصر شیرین است اگر...
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: jamejamonline.ir