احضار اموات باستان

 
ميراث‌ايران- فاطمه يزدي:
نزديك به 46 سال از كشف اشيايي گذشت كه روايت تازه‌اي از تاريخ ما دادند.

آنها در آرامش بودند؛ 3 هزار و خرده‌ای سال در آرامش و همه در کنار هم. تا اینکه چراغعلی کتله‌ای در زمینش به جای سنگ و کلوخ، طلا پیدا کرد. برق آن تکه طلای ناب، چشمش را گرفت. روستایی بی‌خبر از همه‌جا روانه بازار شد و با فروش آنچه در زمینش پیدا کرده بود، سیل حفاران و قاچاقچیان را روانه آنجا کرد.

تصور آنچه ممکن بود در این زمین پیدا شود، آنها را به جان تپه انداخت. کندند و پیدا کردند و بردند. تا آمدن دکتر عزت‌الله نگهبان و همراهانش، دو سوم دفینه‌های این تپه باستانی غارت شده بود.

آنها در آرامش بودند تا وقتی کسی جایشان را نمی‌دانست. همه در کنار هم در سرزمین خودشان؛ مارلیك.

بد نیست بدانید
  تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شده‌اند؛ دره‌ای خوش آب و هوا که برای سال‌ها محل سکونت اجداد ثروتمند گيلاني‌ها بوده. تپه‌های زینب بیجار، پیلاقلعه، دوربیجار و جازم کول، بقيه این تپه‌ها هستند.

  در پاييز سال ۱۳۴۰ش، هياتى به سرپرستى دکتر عزت‌الله نگهبان جهت بررسى و تحقيق عازم منطقه رحمت‌آباد رودبار شد. اين حفارى که به مدت ۱۴ ماه از پاييز ۱۳۴۰ تا آخر پاييز ۱۳۴۱ ادامه داشت، منجر به پيدا شدن ۵۳ آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد. این  آرامگاه‌ها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند.

در ساخت اين آرامگاه‌ها از تخته سنگ‌هاى بزرگ طبيعى که در سطح تپه وجود داشته، استفاده ‌شده. در بعضى قسمت‌ها هم از سنگ‌هاى زرد رنگى استفاده شده که از ۱۵کيلومتر دورتر و از دره گوهررود به اين محل انتقال يافته‌‌اند.

  حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود. از درگیری‌ها و بی‌مهری‌های اهالی روستا که به تحریک قاچاقچی‌ها انجام می‌شد، تا تهمت‌ها و دردسرهایی که باعث و بانی‌اش مقام‌های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید؛ دردسری بزرگ که به نتیجه‌اش می‌ارزيد.

  در گذشته، تپه مارلیک محل زندگی مارها و موش‌ها بود و بعضی معتقدند این محل به این خاطر مارلیک نام گرفته. بعضی‌ها می‌گویند مارلیک تغییر یافته مارد لیک به معنای قوم مارد است.

  از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است. قدمت این آثار به حدود 3 هزار سال پيش يعنى اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد مسيح مى‌رسد.

  ماردی‌ها - اقوام ساکن مارلیک - مردگان‌شان را با لباس رسمى و تزئينات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى‌داده‌اند. در اين حالت زانوها اندکى خميده مي‌شدند. همراه مردگان، ظروف تشريفات مذهبى، مجسمه‌ها، زيورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب‌بازى کودکان دفن مى‌شد. اين امر نمايانگر هويت و حرفه صاحب آرامگاه و عقايد مذهبى اقوام ساکن در محل بود.

  به جز اين اشيا، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند: خنجر، پيکان، سرنيزه و نيز وسايل تزئينى مانند: گوش پاک‌کن، ناخن پاک‌کن، گوشواره‌، دستبند، گردنبند، پيشانى‌بند، موبند، سنجاق سر و همچنين ادوات و وسايل مورداستفاده نظير ظروف، دوک نخ ريسي، ديگ، ملاقه، سيخ کباب، ظروف سفالين، پيکرک‌ها و مجسمه‌هاى سفالين و فلزى در مارليک يافت شده‌اند. وسايل رزمى مانند: خنجر، شمشير، سرنيزه، سرگرز، مچ‌بند، بازوبند رزمي و تيردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.

  یکی از کشفیات مهم این تپه، 2 مهر استوانه‌ای است که روي آنها به خط میخی نقش شده است. این مهرها به باستان‌شناسان برای تشخیص خط و تاریخ  مارلیکی‌ها بسیار کمک کرده است.

  در تپه مارلیک آثار مفرغی، موزاییک و بدل چینی، مجسمه‌ و مهر یافت شده است.

 خرس نشسته


این موجود عجیب و غریب یک خرس سفالی است که مثل آدمیزاد نشسته تا آدمی رغبت کند و از دهان ناودانی شکلش چیزی بنوشد. گوش‌هایش سوراخ شده و دستانش 4 انگشت دارد. او هم ظرفي براي نوشیدن نوشيدني بوده است.

 افسانه طلایی

آن پایین بز تازه متولد شده در حال شیر‌خوردن است. کمی بالاتر بزرگ‌تر شده و شاخ درآورده و در حال خوردن برگ‌های درخت است.در ردیف سوم گراز و ترس از او وارد زندگی‌اش شده و بالاتر، لاشخورها مشغول تکه پاره کردن جسد او هستند و در نهایت موجودی شبیه جنین، نشانه تولد دوباره و زندگی دوباره است.

در بین آثار باستانی کشف شده، صحنه شیر خوردن یک حیوان تازه متولد شده، بسیار کمیاب است. نقش گراز هم چندان در هنر دنیای باستان دیده نشده و کارشناسان معتقدند که ممکن است این نقش منحصر به هنر ایران بوده باشد. مشابه لاشخورهای این جام، در نقش برجسته‌هایی که از شوش به دست آمده دیده می‌شود.

 جام زرین مارلیک

این گاوهای بالدار در حال بالا رفتن از درخت زندگی هستند. هنرمند مادی سر این گاوها را از دل ظرف طلایی بیرون آورده ! سر این گاوها را با این همه ظرافت و زیبایی از ظرف بیرون آورده و تنها گوش آنها را بعدا به سرشان پرچ کرده؛ کاری که پس از 3 هزار سال، با این همه امکانات تنها از دست قالب برمی‌آید و بس. بین جام‌های کشف شده، این جام بی‌نظير است و اوج هنر چکش‌کاری مارلیکی‌ها را نشان می‌دهد. در کف جام زرین مارلیک، یک گل تزئینی و در وسط گل، یک خورشید نقش شده.

 از حیوان به آدم

 این گوزن سفالی با گردن کشیده و گوش‌های تیز شده آماده فرار بوده که گل و آب و تردستی هنرمند عیلامی از حرکت نگه‌اش داشته تا ظرفی باشد برای نگه داشتن آب مقدس. ایرانیان باستان بر این عقیده بودند که نوشیدن  از این ظرف‌ها، سبب انتقال نیرو و تیزهوشی آن حیوان قدرتمند به آنها خواهد شد.

 نیم تنه طلایي

آن 2 دکمه برجسته، لباس تشریفاتی و تاجی که بر سر این مرد طلایی است، خبر از خاص بودن شخصیت او می‌دهد. او یک سلطان است؛ یک سلطان با گوشواره‌ای بر گوش که با احترام دست به سینه و ظاهرا در حال نیایش است.

 سبک هنری مارلیك

 اسب شاخدار با سم‌های طلایی و یال و کوپال افسانه‌ای، از 3 هزار سال پیش در رؤیاهای ما آدم‌ها بوده.  یکی از ویژگی‌های سبک نقش‌های هنری مارلیک، ظرافت، تزئینی بودن و رفتن به سمت انتزاعي کردن فرم‌های واقعی است. بعضی از کارشناسان نام سبک هنری مارلیک را برای آثار هنرمندان مارلیکی انتخاب کرد‌ه‌اند.

 گرزها و سرنیزه‌ها


 اهالی تپه مارلیک علاقه و ظاهرا احتیاج فراوانی به سرنیزه و سرگرز داشته‌اند؛ این‌را می‌شود از تعداد زیاد سرنیزه‌ها و سرگرزهای مکشوفه در آنجا فهمید. سرنیزه را از هر طرف نگاهش کنی، شکل سر انسان را یادت می‌اندازد.  سر گرز هم 9 سر انسان روی خودش دارد. هر دوی آنها از مفرغ ساخته شده‌اند؛ البته چشم‌های آدم‌های سر گرز از استخوان ساخته شده تا شاید ترسناک‌تر باشد.

 گاو پر استفاده


 کوهان بزرگ و اغراق‌شده، تمهید سفالگر مارلیکی بوده برای قوی‌تر نشان دادن گاو کوهان داری که فقط 26 سانتي‌متر طول و 19 سانتی‌متر عرض دارد.  وظیفه این حیوانات گلی، نگه داشتن آب مقدس یا مایعات دیگر در بدن‌های سفالین صیقلی‌شان بوده. حدود 18 مجسمه سفالی گاو کوهان‌دار در حفاری قبرستان سلاطین مارلیک به دست آمده. مارلیکی‌ها به این حیوان توجه زیادی داشته‌اند و ظاهرا برایشان مظهر قدرت و استفاده بوده.

 ساغر موزاییکی

چه حوصله‌ای می‌خواهد تراشیدن چیزی حدود 2هزار تکه سنگ به شکل استوانه و چیدن آنها در کنار هم؛ تنها برای اینکه می‌خواهی آنچه از آن چیزی می‌نوشی، زیبا باشد. حوصله‌ای که اجداد مارلیکی ما داشتند اما من و تو نداريم.

  آرایش مارلیکی
 این سنجاق‌های تزئینی برای نگهداری مواد آرایشی استفاده می‌شده‌اند. سر این سنجاق‌ها به شکل شیر و از طلا ساخته شده و قسمت پایینی‌شان از برنز. طول این سنجاق‌ها 5/18 سانتی‌متر است.

قطر این شبه سپر 5/16 سانتی‌متر است، پس لابد سپر نیست. این جسم طلایی دكمه است. از دكمه‌های طلایی با قطر 2 تا 5/16 سانتی‌متر، برای زینت دادن به لباس‌های تشریفاتی استفاده می‌شده است.

منبع: همشهری آنلاین

سکه ولایتعهدی امام رضا (ع)

 

پس از ظهور اسلام و گسترش آن در كشورها و مناطق ديگر، سكه هاي اين ممالك نيز تحت نفوذ دين اسلام قرار گرفت. سكه هاي



اسلامي به سبب وسعت مملكت اسلامي و امتداد آن در چهارده قرن، از ارزش تاريخي و هنري خاصي برخوردار است.
از منحصر به فردترين سکه های موجود در موزه آستان قدس رضوي  و موزه سکه بانک سپه تعدادی سكه نقره مربوط به ولايتعهدي امام رضا(ع) است. پس از اينكه آن حضرت در رمضان سال 201 هجري قمري مجبور به پذيرش ولايتعهدي شدند به دستور مأمون اين سكه ها در سال 202 هجري قمري در سمرقند و در سال 203 هجري قمري در اصفهان ضرب شد.
روي سكه ضرب اصفهان آمده است: «ا... محمد رسول ا... المأمون خليفةا... مما امر به الاميرالرضا ولي عهد المسلمين علي بن موسي بن علي بن ابي طالب ذوالرياستين» و در حاشيه آن نوشته شده « محمد رسول ا... ارسله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله ولوكره المشركون». در پشت سكه عبارت «لا اله الا ا... وحده لا شريك له المشرق» ديده مي شود.در حال حاضر اين سكه های بسيار نفيس در موزه سکه بانک سپه، موزه آستان قدس،موزه ملک و... نگهداری میشوند

مصاحبه میراث آریا با دکتر منصور زاده

سمیرا محبعلی  _ در ايران عليرغم وجود موزه‌هاي بسيار در زمينه‌هاي مختلف باستان شناسي، مردم شناسي‌، هنرهاي تزييني، صنايع دستي، موزه هاي علوم و فنون و ديگر موزه ها اما همچنان ارتباط مردم با موزه ها ارتباط ضعيفي است و اين امر خود باعث تضعيف دانش موزه داري و ناشناخته ماندن آن در بين مردم شده است .

در اين زمينه دکتر يوسف منصور زاده به عنوان نخستين و تنها دارنده مدرک دکتري موزه شناسي در ايران، مدير گروه موزه داري مرکز آموزش عالي ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و عضو شوراي برنامه ريزي آموزشي موزه داري معتقد است موزه ها نبايد به نمايشگاه هاي دائمي اکتفا کنند زيرا نمايشگاه هاي دائمي براي بازديد کننده تکراري است و باعث مي شود که هر بازديدکننده بيش از يکبار به موزه نيايد. وي در خصوص موزه و موزه‌داري به سوالات ميراث آريا (chtn) پاسخ مي دهد.

ادامه نوشته

کوه نور و دریای نور

 

كوه نور با 92/108 قيراط وزن  از ميان الماسهای مشهور جهان، بی شک کوه نور افسانه آميزترين آنها به شمار می رود اين الماس از يك سنگ اوليه 186 قيراطي برش داده شد. سرگذشت پر نشيب و فراز و حيرت انگيز آن با تاريخ هند، افغانستان، ايران و انگلستان درآميخته است. کوه نور در قرن شانزدهم ميلادی، در دوران سلطنت بابر، بنيانگذار سلسله گورکانی هند پديدارشد. سپس الماس مشهور به نوبت به دست شاه جهان(کسی که دستور ساختمان بنای تاج محل را داد)، اورنگ زيب(که تعصب دينی اش باعث اختلاف ميان هندوان و مسلمانان شد) مي رسد، اين الماس توسط نادرشاه افشار (يکی از معروفترين جهانگشايان آسيا) درسال 1739 به ايران آورده شد تا اينکه سرانجام به انگلستان برده می شود. كوه نور در سال 1850 به ملكه ويكتوريا اهدا شد در  دربار انگليس بر روي آن تراش مجدد صورت گرفت و در تاج ملكه اليزابت دوم قرار گرفت  هم اكنون از اين الماس در برج لندن (Tower Landon )نگهداري  مي شود.

 

دريای نور درياي نور يكي از بزرگترين الماس‌هاي شناخته شده به وزن175 تا 195 قيراط است. اين الماس  به رنگ صورتي شفاف بوده و در سال 1739 بعد از حمله ايراني‌ها به دهلي‌هند،توسط نادرشاه به ايران آورده شد. اين الماس بر روي تاج پادشاه ايران قرار داده شده است. درياي نور همراه با خواهر خود «كوه نور» كه اينك جزو گوهرهاي سلطنتي انگلستان است و در جلو تاج سلطنتي آن كشور نصب شده است، توسط نادر شاه افشار جزو هداياي محمد شاه گوركاني و غنايم جنگي، از هند به ايران آورده شده است. اين سنگ قيمتي پس از نادر ظاهراً به تصرف نوه وي شاهرخ در آمده، سپس به دست مير علم خان عرب خزيمه و پس از آن بدست محمد حسن خان قاجار افتاد و از او به كريم خان زند و سرانجام به لطفعلي خان زند رسيد. آغا محمد حسن خان قاجار پس از شكست دادن و كور كردن لطفعلي خان، خود بازوبندهاي درياي نور و تاجماه را از بازوان آن گشوده متصرف گرديد و بدين گونه اين گوهر يكتا جزو گوهرهاي خزاين قاجار درآمدناصرالدين شاه معتقد بوده كه اين الماس از گوهرهاي تاج كورش كيخسرو بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و گاهي آنرا به كلاه و زماني به بند ساعت و گاهي به سينه خود نصب ميكرد و حتي توليت درياي نور را منصبي مخصوص قرار داده بود و اين مهم را با عيان و بزرگان كشور محول ميداشت، چنانكه در ضمن وقايع سال 1296 هـ . ق. در منتظم ناصري مي خوانيم كه توليت درياي نور در ان سالها به حاجي محمد رحيم خان خازن الملك محول بوده است درياي نور بعدها داخل موزه جواهرات دولتي گرديده در همان محل بود تا در سال 1336هـ .ق. هنگامي كه محمد غلي ميرزا بر اثر شكستي كه از مشروطه خواهان خورد به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد، اين گوهر را جزو گوهر هاي ديگري با خود به آنجا برد و مدعي بود كه گوهر مزبور ملك شخصي اوست و چيزي نمانده بود كه اين گوهر گرانبهاي ايران كه يادگار جهانگيري‌هاي نادر شاه مي‌باشد مانند خواهر خود راه ديار ديگري را در پيش گيرد ولي همت مليون و آزاديخواهان آن را نجات داد. پس از رفت و آمدها و گفتگو هاي بسيار، اين گوهر را با مقداري گوهر هاي ديگر از محمد علي ميرزا پس گرفته به موزه و خزانه سلطنتي باز گردانيدند.

(دریای نور)

(کوه نور)

تاریخ مختصر سکه

کهن ترین پول فلزی کشف شده در جهان در موهنجودارو (در پاکستان فعلی) بدست آمده است که حدود ۵۰۰۰ سال پیش تهیه شده است. در شوش در جنوب غربی ایران حلقه‌های متعلق به ۴۰۰۰ سال پیش در کشفیات باستان‌شناسی فرانسویان بدست آمده است. کهن‌ترین سکه یافت شده در جهان متعلق به سناخریب پادشاه آشور است که حدود ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد تهیه شده است.در همین حدود (۲۷۰۰-۲۶۰۰ سال پیش) در لیدیه (واقع در ترکیه کنونی) سکه های از جنس الکتروم ضرب شد. سکه های که شاهنشاه لیدیه رواج داد بنابر نام شاهنشاه یعنی کرزوس به کرزویید (کرزوسی) معروف گشت. بعد از فتح لیدیه توسط کورش بزرگ سردار ایرانی این سکه‌های در ایران آنزمان (۲۵۵۰ سال پیش) رواج یافت. در زمان داریوش بزرگ وی سکه‌های دریک طلا و شِکِل نقره ضرب کرد.

دریک سکه طلایی دوره هخامنشی بود که در زمان داریوش کبیر پادشاه هخامنشی ضرب شد.(تصویر شاه  با کمان و تیر)