خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ رضا دبيري نژاد، كارشناس موزه‌‌داري براين باور است كه موزه‌هاي ما، شبه موزه‌ اند نه موزه به معني واقعي كلمه. هنوز نه سند جامعي در ارتباط با موزه‌ها وجود دارد نه مخاطب‌شناسي درستي در اين زمينه انجام شده است.
 
او موزه را يك مجموعه اجتماعي ـ فرهنگي مي داند و مي گويد: طي اين سال‌ها، نگاه به موزه در همه‌جاي دنيا تغيير كرده و موزه به يك مجموعه اجتماعي- فرهنگي تبديل شده است كه به نياز و دغدغه مردم پاسخ مي‌دهد اما در ايران، اين اتفاق نيفتاده و اگرچه تعداد موزه‌ها در اين 10 سال، دوبرابر شده است اما نتوانسته اند به مجموعه‌هايي پويا تبديل شوند و خود را با نياز مردم هماهنگ كنند.
 
دبيري‌نژاد براين باور است كه موزه‌ها زماني مي‌توانند بازده اقتصادي خوبي داشته باشند كه ما تكليف خود را با آنها روشن كنيم.آيا همه موزه‌ها قرار است بازده اقتصادي داشته باشند؛ آن هم به هر قيمتي ؟! يا اين‌كه موزه‌ها مي‌توانند محصولات مرتبط با خود را توليد كنند؟!
 
او شكل‌گيري موزه‌ها در ايران را نه برمبناي نياز كه برپايه هدف و برنامه‌اي خاص مي‌داند و مي‌گويد: در سال‌هاي اخير، تعداد زيادي موزه ساخته شده بدون ان كه به هدف از ساخت اين مكان‌هاي فرهنگي توجه شود و اين در حالي است كه در همه‌جاي دنيا، موزه‌ها، سير منطقي خود را طي كرده و به شان و جايگاهي مستقل دست يافته‌اند نه اين‌كه از پس نيازهاي اوليه خود هم برنيايند.
 
دبيري نژاد، تعريف موزه‌ها را سيال و قابل تغيير مي‌داند و براين باور است كه تعريف ما از موزه‌ها، تعريف خشك و غيرقابل تغييري است كه توانايي هماهنگ شدن با شرايط زمانه را ندارد و محلي براي تفريح و لذت بردن نيست.
 
او با برشمردن پنج شاخصه براي موزه‌ها مي‌گويد: گرداوري، نگهداري، معرفي و اطلاع رساني جامع، تعامل اجتماعي و برنامه ريزي طرح محتوايي يا داشتن اساسنامه، شاخصه‌هايي هستند كه براي موزه‌ها درنظر گرفته شده‌اند اما در كشور ما موزه‌ها به مكاني براي گردآوري و در نهايت نگهداري اشيا تبديل شده‌اند.
 
دبيري نژاد با اشاره به شعار روز جهاني موزه‌ها مي‌گويد:«ـ موزه‌ها، جامعه را هماهنگ و همنوا مي‌كنند» شعار روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي است. به عبارتي موزه‌ها مي‌توانند پاسخگوي بحران‌هاي جامعه باشند اما موزه‌هاي ما چگونه مي‌توانند چنين كنند وقتي نيازهاي اوليه خود را برطرف نكرده‌اند؟! در صورتي‌كه اگر نگاه ابزاري از موزه‌ها حذف شود، هركس مي‌تواند برداشت خاص خود را از موزه‌ها داشته باشد.
 
نويسنده كتاب « موزه، ديروز، امروز، فردا»، شناخت مخاطب را ضرورتي انكارناپذير مي‌داند و آن را مقوله‌اي نسبي برمي‌شمارد. دبيري نژاد فكر مي كند بايد هميشه و به‌طور مداوم، نيازسنجي كنيم از سوي ديگر چند درصد از موزه‌هاي ما به مخاطبان خاص، براي مثال معلولان جسمي، امكانات مي‌دهند؟!
 
دبيري نژاد، فكر مي‌كند كه يك ساختار انساني متفكر بايد موزه را هدايت كند در صورتي كه ساختار حاكم بر موزه‌هاي ما، تنها به نگباني از اين اماكن و رتق و فتق امور اوليه آن مي‌پردازد. هنوز دغدغه اصلي ما داشتن امين اموال و ويترين استاندارد است در حالي‌كه كشورهاي پيشرفته از شي‌ء فراتر رفته و موزه برايشان نه يك مكان كه به يك مفهوم تبديل شده است.
 
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی