مهرهاي اينشوشيناک از گور يک زن حکومتي سر در آوردند


با پايان ششمين فصل کاوش و لايه‌نگاري در مجموعه معابد هفت تپه و کشف دو مهر حکومتي استوانه‌اي شکل به خط ميخي و به زبان بابلي ميانه با قدمتي 3400 ساله از تدفين يک زن، حقايق تازه‌اي از اين تاريخ‌نگاري آشکار شد.

به گزارش ميراث آريا (chtn)، به نقل از اداره کل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه ميراث فرهنگي؛ سرپرست هيأت آلماني کاوش از دانشگاه ماينز آلمان با بيان اين مطلب افزود:ساخت گور، نوع تدفين و مهرهاي يافت شده بيانگر آن است که اين زن از جمله افراد حکومتي يا شاخص در پايان دوران حکومت اينشوشيناک شر ايلاني پادشاه ايلامي بوده است.

بهزاد مفيدي نتايج بدست آمده از ششمين فصل کاوش در اين محوطه باستاني را دليلي بر رد فرضيه‌هاي پيشين مبني بر وجود يک دوران ساختاري در اين محوطه دانست و گفت: حفاري‌هاي عميق و جداسازي سفال‌هاي ياد شده بيانگر وجود چندين استقرار در نيمه هزاره دوم پيش از ميلاد در اين محل است به طوري‌‌که اين شهر باستاني حدود 150 تا 200 سال برپا بوده است.

سرپرست هيأت کاوش هفت تپه با اشاره به دستاوردهاي پنج فصل گذشته و کشف ساختمان اداري و الواح گلي در بخش جنوبي محوطه از گسترش کاوش در مجاور اين بنا در فصل ششم و کشف فضاهاي معماري خبر داد.

به گفته وي؛ اين فضاهاي معماري داراي اتاقهايي کوچک است که به نظر مي رسد با توجه به قرار گرفتن آنها در مجاورت ساختمان اداري متعلق به کاتبان باشند.

مفيدي با اشاره به مطالعات مقدماتي خود بر روي آثار و مواد يافت شده افزود: ساختار ساختمان اداري، وجود اتاق‌هاي طويل موازي، قفسه‌بندي‌هاي صورت گرفته، متن نوشته‌هاي الواح يافت شده، عدم دسترسي راحت به آنها و شناسايي اتاق کاتبان بيانگر آن است که اين بنا داراي کاربري انبار براي اشياي خاص بوده و از اين رو اشيا پس از صورت‌برداري در همين محل نگهداري مي‌شدند.

سرپرست هيأت کاوش هفت تپه در مورد متن الواح گلي يافت شده گفت: تعدادي از اين الواح خوانده شده و قرار است به زودي به دو زبان فارسي و آلماني منتشر شوند.

وي اين الواح ميخي به زبان بابلي ميانه را اسناد، مدارک و فهرست اشياي با ارزش مربوط به اسب‌ها، ارابه‌ها، سوارکاري و آلات جنگي دانست.

مفيدي در مورد ديگر آثار يافت شده در بنا گفت: به جز الواح ياد شده شيء ديگري يافت نشده است. بنابراين مي‌توان چنين نتيجه گيري کرد که اشياي موجود در اين بنا يا غارت شده يا پيش از تخريب، به محل‌هاي امن منتقل شده‌‌اند.

اين باستان‌شناس در ادامه با اشاره به اينکه شواهد موجود نشان مي‌دهد اين بنا در رابطه با فتح تخريب شده است گفت: همچنين قرائن موجود بيانگر زندگي در شهر پس از تخريب تا مدت کوتاهي به مدت چند دهه است.

به گفته وي؛ در ويرانه‌هاي اين بنا گورهاي مختلفي کنده شده که تابوت سفالي متعلق به يک زن با مهر حکومتي از جمله آنهاست.

اين عضو هيأت علمي دانشگاه ماينز آلمان با مورد توجه قرار دان اندازه‌گيري‌هاي ژئوفيزيک از تشخيص 5 تا 6 مجموعه بزرگ با ديوارهايي به قطر 10 تا 12 متر خبر داد و گفت: دست کم ارتفاع اين مجموعه‌ها مي‌بايد 20 تا 30 متر بوده باشد و به نظر مي رسد اين مجموعه با گستردگي زياد معابد شهري بزرگ باشد.

خاطرنشان مي‌شود؛ هفت تپه ما بين شهر شوش و چغازنبيل قرار گرفته است. همان طور که از نام اين محوطه پيداست از تپه‌هاي متعددي تشکيل شده و مربوط به 15 تا 14 قرن پيش از ميلاد است.

اولين عمليات حفاري در اين تپه به سرپرستي مرحوم عزت ا... نگهبان درسال 1344 آغاز شد و تا سال 1357 ادامه يافت.

در حال حاضر ادامه اين کاوش‌ها به سرپرستي بهزاد مفيدي از دانشگاه ماينز آلمان به صورت مشترک با هيأت ايراني در حال انجام است
 
منبع: خبرگزاری میراث آریا

جاي خالي موزه‌هاي شهري را پر کنيم

 

در دنياي امروزي موزه‌ها از عناصر وجودي هر شهري به شمار مي‌روند، بزرگ و کوچک و يا غني و فقير بودن هر شهر مي‌طلبد که آن شهر برخوردار از موزه باشد؛ چراکه وجود موزه‌اي که معرف هر آن چه که به يک شهر مربوط مي‌شود کاملاً ضروري است.

هيچ شهري فاقد گردشگر نيست، حتي اگر گردشگر ورودي به شهري را يک نفر در نظر بگيريم آن يک نفر نيازمند آشنايي کلي با شهري است که آن را به عنوان مقصد سفر خود انتخاب کرده است؛ اين از نيازهاي يک گردشگر است و "موزه شهر" مي‌تواند پاسخگوي اين نيازها باشد.

موزه‌هاي شهري عنواني نه چندان جديد از موزه‌ها است که در رده‌بندي موزه‌ها در کنار موزه‌هاي باستان‌شناسي، مردم‌شناسي، صنايع‌‌دستي، موزه‌هاي تاريخ طبيعي و ... جاي مي‌گيرد، با اين تفاوت که موزه‌هاي شهري تمامي موضوعات مرتبط با يک شهر اعم از تاريخي و باستان‌شناسي، منابع تاريخي و طبيعي، مردم‌شناسي، خوراک، پوشاک، آداب و رسوم، صنعت، کشاورزي و ... را شامل مي‌شود، پس مي‌توان گفت:" موزه شهر چکيده‌اي از هويت يک شهر است".

طبيعي است فردي که در هر قالب تعريف شده براي گردشگري به شهري ديگر سفر مي‌کند تمايل به آشنايي هرچه بيشتر با آن شهر و مردم آن را خواهد داشت، پس وجود يک موزه شهر مي‌تواند پاسخگوي بخش عمده‌اي از اطلاعات مورد نياز يک گردشگر باشد.

به منظور راه‌اندازي يک موزه شهري بخش‌هاي مختلفي قابل تعريف است که عبارتند از: جغرافيا و موقعيت شهري، اقليم، پوشش گياهي و جانوري، کشاورزي، صنعت، مردم‌شناسي، خوراک و پوشاک، تاريخ و باستان‌شناسي، بناهاي تاريخي، اسناد و نسخ خطي، مشاهير(دانشمندان، پزشکان، ادبا، شعرا، هنرمندان و ...) و ساير بخش‌هاي مرتبط.

امروزه در بسياري از شهرهاي دنيا موزه‌هاي شهري به عنوان ضرورتي غير قابل انکار راه‌اندازي مي‌شوند تا از اين طريق داشته‌هاي آن شهر به گردشگران ورودي معرفي شود و اين خود زمينه‌ساز جذب هرچه بيشتر گردشگران به يک شهر به شمار مي‌رود؛ علاوه بر اينکه توسعه گردشگري را در کنار توسعه دانش موزه‌داري بسياري از کشورها به دنبال داشته است.

رسيدن به چنين مرحله‌اي‌ از رشد و تکامل براي موزه‌هاي ايران، چيزي دور از دسترس نيست؛ چراکه تاريخ صنعت جهانگردي در دنيا نشان مي‌دهد که موزه‌ها، عامل اساسي در توسعه اين صنعت به شمار مي‌روند.

لازمه اين امر داشتن گوشه چشمي به دانش موزه‌داري کشور و ارزش قائل شدن به موزه‌ها و راه‌اندازي موزه‌هاي شهري و محلي در شهرهاي مختلف است تا از اين طريق کهن فرهنگ ايراني که در هريک از شهرهاي ايران بخش عظيمي از آن ديده مي‌شود به گردشگران داخلي و خارجي معرفي شود.
 
منبع: سایت میراث آریا

جایی شبیه موزه

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ رضا دبيري نژاد، كارشناس موزه‌‌داري براين باور است كه موزه‌هاي ما، شبه موزه‌ اند نه موزه به معني واقعي كلمه. هنوز نه سند جامعي در ارتباط با موزه‌ها وجود دارد نه مخاطب‌شناسي درستي در اين زمينه انجام شده است.
 
او موزه را يك مجموعه اجتماعي ـ فرهنگي مي داند و مي گويد: طي اين سال‌ها، نگاه به موزه در همه‌جاي دنيا تغيير كرده و موزه به يك مجموعه اجتماعي- فرهنگي تبديل شده است كه به نياز و دغدغه مردم پاسخ مي‌دهد اما در ايران، اين اتفاق نيفتاده و اگرچه تعداد موزه‌ها در اين 10 سال، دوبرابر شده است اما نتوانسته اند به مجموعه‌هايي پويا تبديل شوند و خود را با نياز مردم هماهنگ كنند.
 
دبيري‌نژاد براين باور است كه موزه‌ها زماني مي‌توانند بازده اقتصادي خوبي داشته باشند كه ما تكليف خود را با آنها روشن كنيم.آيا همه موزه‌ها قرار است بازده اقتصادي داشته باشند؛ آن هم به هر قيمتي ؟! يا اين‌كه موزه‌ها مي‌توانند محصولات مرتبط با خود را توليد كنند؟!
 
او شكل‌گيري موزه‌ها در ايران را نه برمبناي نياز كه برپايه هدف و برنامه‌اي خاص مي‌داند و مي‌گويد: در سال‌هاي اخير، تعداد زيادي موزه ساخته شده بدون ان كه به هدف از ساخت اين مكان‌هاي فرهنگي توجه شود و اين در حالي است كه در همه‌جاي دنيا، موزه‌ها، سير منطقي خود را طي كرده و به شان و جايگاهي مستقل دست يافته‌اند نه اين‌كه از پس نيازهاي اوليه خود هم برنيايند.
 
دبيري نژاد، تعريف موزه‌ها را سيال و قابل تغيير مي‌داند و براين باور است كه تعريف ما از موزه‌ها، تعريف خشك و غيرقابل تغييري است كه توانايي هماهنگ شدن با شرايط زمانه را ندارد و محلي براي تفريح و لذت بردن نيست.
 
او با برشمردن پنج شاخصه براي موزه‌ها مي‌گويد: گرداوري، نگهداري، معرفي و اطلاع رساني جامع، تعامل اجتماعي و برنامه ريزي طرح محتوايي يا داشتن اساسنامه، شاخصه‌هايي هستند كه براي موزه‌ها درنظر گرفته شده‌اند اما در كشور ما موزه‌ها به مكاني براي گردآوري و در نهايت نگهداري اشيا تبديل شده‌اند.
 
دبيري نژاد با اشاره به شعار روز جهاني موزه‌ها مي‌گويد:«ـ موزه‌ها، جامعه را هماهنگ و همنوا مي‌كنند» شعار روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي است. به عبارتي موزه‌ها مي‌توانند پاسخگوي بحران‌هاي جامعه باشند اما موزه‌هاي ما چگونه مي‌توانند چنين كنند وقتي نيازهاي اوليه خود را برطرف نكرده‌اند؟! در صورتي‌كه اگر نگاه ابزاري از موزه‌ها حذف شود، هركس مي‌تواند برداشت خاص خود را از موزه‌ها داشته باشد.
 
نويسنده كتاب « موزه، ديروز، امروز، فردا»، شناخت مخاطب را ضرورتي انكارناپذير مي‌داند و آن را مقوله‌اي نسبي برمي‌شمارد. دبيري نژاد فكر مي كند بايد هميشه و به‌طور مداوم، نيازسنجي كنيم از سوي ديگر چند درصد از موزه‌هاي ما به مخاطبان خاص، براي مثال معلولان جسمي، امكانات مي‌دهند؟!
 
دبيري نژاد، فكر مي‌كند كه يك ساختار انساني متفكر بايد موزه را هدايت كند در صورتي كه ساختار حاكم بر موزه‌هاي ما، تنها به نگباني از اين اماكن و رتق و فتق امور اوليه آن مي‌پردازد. هنوز دغدغه اصلي ما داشتن امين اموال و ويترين استاندارد است در حالي‌كه كشورهاي پيشرفته از شي‌ء فراتر رفته و موزه برايشان نه يك مكان كه به يك مفهوم تبديل شده است.
 
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

ده وب سایت برتر موزه ای جهان

 

 

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ پايگاه‌هاي اينترنتي يا وب سايت‌ها امروزه فضاهاي نامحدودي براي موزه‌هاي جهان فراهم كرده‌اند كه آنان را قادر ساخته است با حداقل هزينه و در كمترين فرصت، اشياي بي‌نظير تاريخي خود را با كيفيت بسيار عالي در اختيار علاقمندان قرار دهند.
 
اهميت و كارآيي وب سايت‌ها زماني آشكار مي‌شود كه توجه كنيم موزه‌ها به ندرت قادر به برگزاري نمايشگاهي هستند كه بيش از يك بعد از اشيايي را كه در اختياردارند به تماشاگران نشان دهند و حتي در بهترين حالت و با بهترين كاركنان خود نيز اغلب ناگزيرند اين اشيا را از پشت شيشه‌ها و يا در ميان انبوه حاضران و گروه‌هاي بازديد كننده دراختيار علاقمندان بگذارند.
 
اما چنين مشكلاتي درموزه‌هاي مجازي وجود ندارد و علاقمندان مي‌توانند بدون هيچ محدوديتي از نزديك اشياي موجود درموزه‌هاي جهان را ببينند.
 
مجله تايمز در همين راستا ده وب سايت مهم از بهترين‌هاي موزه‌هاي جهان معرفي كرده است كه وب سايت موزه لوور پاريس در بالاترين مرتبه اين جدول قرار دارد.
 
louvre.fr بنا به همين گزارش موزه لوور كه به عنوان بزرگ‌ترين موزه جهان نيز شناخته شده بيناد فرهنگ فرانسه محسوب مي‌شود كه وب سايت آن نيز در خور چنين جايگاهي است. اين سايت از نظر اندازه متغير است و درعين حال داراي امكانات بازديد مجازي آسان نيز هست كه مي‌توانيد درمسير خود حين بازديد از نمايشگاه‌هاي اين موزه روي آثار مورد نظر كليك كنيد. ديدار از  راهروهاي اين موزه كه به نحو دلپذيري آراسته شده‌اند نيز امكاناتي است كه نبايد از دست داد. بازديد از اين وب سايت با اين نشاني قابل دسترس است. همچنين با استفاده از موتور جستجوي اين سايت دسترسي به قسمت ايران و آثار ايراني در اين سايت نيز امكان‌پذير است.
 
 hermitagemuseum.org دومين وب سايت برتر موزه‌هاي جهان در تايمز به موزه هرميتاژ روسيه تعلق دارد كه با سه ميليون اثر هنري از سرتاسر جهان در كاخ سنت پطرزبورگ واقع است.
وب سايت موزه هرميتاژ هرچند به اندازه موزه لوور تاج‌هاي گران بها درخود ندارد اما از نظر نمايش آثار با استفاده از امكانات چند رسانه‌اي اقدامي جامع و سريع براي معرفي اين موزه انجام داده است.
 
vam.ac.uk موزه ويكتويا و آلبرت در لندن سومين وب سايت برتر موزه‌هاي جهان معرفي شده است كه درعين حال از زيباترين موزه‌هاي بريتانيا نيز هست. اين موزه علاوه بر صفحات بي‌شماري از اطلاعات درباره گنجينه‌ها و مجموعه‌هاي هنري آن داراي انواع فيلم و كليپ‌هاي ويديويي و آثار شنيداري است.
 
rijksmuseum.nl موزه آمستردام چهارمين وب سايت برتر جهان را دارد كه دربردارنده مجموعه‌اي از آثار هنري و نقاشي از هنرمندان بزرگي چون رامبراند است. اين وب سايت انگليسي اين موزه داراي 1000 اثر هنري است كه همه آن ها با كيفيتي عالي قابل مشاهده از نزديك هستند.
 
پنجمين وب سايت برتر جهان موزه تاريخ طبيعي آكسفورد است كه با نشاني mhs.ox.ac.uk قابل دسترسي است و مجموعه بي‌نظيري از انواع آثار علمي از راه حل‌هاي رياضي گرفته تا انواع ميكروسكوپ است.
 
culture24.org.uk موزه فرهنگ 24 بريتانيا ششمين رتبه جهان را از نظر بهترين وب سايت‌هاي جهان بدست آورده است. اين وب سيات تنها موزه آن لاين جهان است كه فاقد هرگونه ساختمان و مكان غير مجازي است و هيچ مجموعه و شي واثري نيز در آن نيست. اين وب سايت انگليسي تنها به گونه‌اي هوشمندانه بهترين اثار واشيا تاريخي و هنري را از تمام موزه‌هاي جهان يك جا گردآورده و زير سقف واحد مجازي به علاقمندان نمايش مي‌دهد.
 
موزه اسميت سونيان نيز هفتمين وب سايت برتر موزه‌هاي جهان را عرضه كرده است. اين موزه كه موسسه‌اي متشكل از 19 موزه و خانه موزه‌اي است داراي 136 اثر وشي تاريخي و هنري است. وب سايت اين موزه دروازه‌اي براي مشاهده بسياري از اين آثار است شامل موزه ملي فضا و هواپيمايي ملي نيز هست.
 
nationalarchives.gov.uk موزه آرشيو ملي بريتانيا متعلق به دولت اين كشور نيز هشتمين وب سايت برتر موزه‌هاي جهان را داراست. اين موزه در واقع موزه يا آرشيو رسمي دولت بريتانياست كه بيننده را قادر مي‌سازد انواع اسناد و مدارك و نامه‌هاي رسمي و غير رسمي را از دوره‌هاي مختلف تاريخ اين كشور ديدار كرد.
 
museumstuff.com اين وب سايت نيز درواقع يك موتور كاوشگر اينترنتي است كه دسترسي آسان به هزاران موزه از جهان را براي محققان و علاقمندان امكان پذير مي‌كند. اين وب سايت تنها يكي از چندين سايت‌هاي گوگل است.
 
sciencemuseum.org.uk دهمين وب سايت برتر جهان موزه علوم بريتانياست كه به عنوان يك منبع بزرگ سويه شما را قادر مي‌كند اولا نگاه سريع و لذت‌بخشي به محيط خارجي اين موزه آجرها و تزيينات قرينه آن در كنسيگتون واقع در غرب لندن بيندازيد. مراجعه به اين وب سايت به ويژه براي جوانان و علاقمندان جوان به موزه ها و آثار تاريخي و هنري توصيه شده است.

منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

 

تفاوت موزهاي ايران با اروپا در جذب مخاطب

                              

در اواخر دهه‌ي 60 قرن بيستم، موزه‌هاي بزرگ دنيا در نوع فعاليت‌هاي خود، تغييرهاي عمده‌اي را اعمال کردند. آن‌ها براي ايفاي بهتر نقش آموزشي خود و يافتن شيوه‌هايي نوين براي جذب شمار بيشتري از بازديدکنندگان، در پي آن بودند که ظاهر خود را آراسته‌تر و زيباتر كنند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي - گردشگري - نگارنده در سال 1388 از تعداد قابل توجهي موزه در كشورهاي اروپايي بازديد كرده و قصد دارد تا در اين نوشتار مقايسه‌اي ميان موزه‌‌هاي كشورهاي گردشگرپذير فرانسه، يونان، ايتاليا، آلمان، هلند و بلژيك با موزه‌هاي ايران به عنوان كشوري كه به رونق گردشگري مي‌انديشد، انجام دهد.

در اواخر دهه‌ي 60 قرن بيستم، موزه‌ها در نوع فعاليت‌هاي خود، تغييرهاي عمده‌اي را اعمال کردند. آن‌ها براي ايفاي بهتر نقش آموزشي خود و يافتن شيوه‌هايي نوين براي جذب شمار بيشتري از بازديدکنندگان، در پي آن بودند که ظاهر خود را آراسته‌تر و زيباتر نمايند. شمار موزه‌ها افزايش يافته بود. مفهوم رايج موزه نيز، به شکل قابل توجهي تغيير يافت، به گونه‌اي که موزه‌ها از شکل سنتي خود خارج شدند و به صورت‌هاي بسيار متنوعي درآمدند.

 
امروزه موزه مكاني است كه مي‌توان از هر زاويه‌اي به آن نگاه كرد و آن را مورد بررسي قرار داد و بدون شك همچون كتاب و همچون سفر، يكي از اركان ارتباط اجتماعي محسوب مي‌شود. حال با اين مقدمه به برخي از موزه‌ها در كشورهاي فوق‌الذكر اشاره مي‌كنيم:

يونان؛ سايت- موزه‌‌ها
اولين موضوعي كه در تمام كشور يونان در رابطه با موزه‌ها قابل مطرح كردن است، وجود سايت - موزه‌هاست. در كنار هر سايت باستاني اين كشور حداقل يك موزه و گاهي چند موزه ديده مي‌شود. به طور مثال در كنار سايت باستاني «المپيا»، سه موزه وجود دارد كه هر يك به موضوعي ويژه مي‌پردازند، در حالي كه سايت‌هاي باستاني «پاسارگاد»، «بيستون»، «گنبد سلطانيه» و «آسياب‌هاي شوشتر» كه اتفاقا در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده‌اند اصلا موزه‌اي در نزديكي خود ندارند. يا به فرض، براي ديدار از اشياي يافت شده در معبد «چغازنبيل»، يكي ديگر از آثار ثبتي در فهرست ميراث جهاني بايد به تپه باستاني «هفت‌تپه» رجوع كرد.

 
موضوع ديگر درباره‌ي موزه‌هاي كشور يونان، اهميتي است كه يونانيان براي موزه‌ها قائلند. موزه آكروپليس در شهر آتن در حدود 20 برابر موزه تخت جمشيد وسعت دارد و طوري طراحي شده كه بازديدكنندگان در هنگام استراحت و نوشيدن قهوه، سايت آكروپليس را پيش‌رويشان مي‌بينند و خاطره‌ي آن را دوچندان در ذهن ثبت مي‌كنند. اين در حالي است كه موزه‌ي تخت جمشيد هرگز بازتابي از ابهت و شكوه اين مهم‌ترين سايت باستاني كشورمان ارائه نمي‌دهد.


در بسياري از سايت - موزه‌هاي يونان، هم محلي براي خريد سوغاتي‌هاي مرتبط با آن سايت باستاني وجود دارد و هم مكاني براي استراحت و خوردن و نوشيدن، و اين موضوعي است كه در هيچ يك از موزه‌‌هاي ايران مورد اهميت واقع نشده است.

 

ايتاليا؛ موزه مكاني براي درآمدزايي
ايتاليا كشور زيبايي است و ايتاليايي‌ها اين موضوع را خوب مي‌دانند و به همين دليل است كه راه درآمدزايي از طريق گردشگري و اتفاقا به واسطه‌ي موزه‌هايشان را خوب مي‌شناسند. آن‌ها  براي اين كه بتوانند از موزه‌ها درآمد داشته باشند، آثار هنري لئوناردو داوينچي، ميكل‌آنژ، رافائل و ديگر هنرمندانشان را در شهرهاي مختلف و موزه‌هاي مختلف قرار داده‌اند. بدين ترتيب گردشگري كه مشتاق است همه‌ي آثار ميكل آنژ را ببيند بايد به بيش از 10 موزه در شهرهاي مختلف، مراجعه كند. به طور مثال، فلورانس به تنهايي براي ديدار آثار لئوناردو كفايت نمي‌كند و گردشگر هرگز از رفتن به ميلان و رم بي‌نياز نيست.

 
ايتاليايي‌ها مي‌دانند كه چگونه با نام لئوناردو جيب گردشگران را خالي كنند. آن‌ها از طرفي آثار لئوناردو را در موزه‌ها به نمايش گذاشته‌اند و از طرفي در چند شهر ايتاليا موزه‌‌هايي به نام موزه داوينچي وجود دارد كه هم دست‌نوشته‌هاي او را در آن‌جا مي‌توان ديد و هم ابزارها و پديده‌هاي ساخته شده‌اي كه او در روزگار خويش آن‌ها را طراحي كرده بود.

فرانسه؛ موزه‌ها همچون عبادتگاه
فرانسه كشوري است كه امروزه آن را به عنوان يكي از مهدهاي هنر و فرهنگ تلقي مي‌كنند و موزه‌هاي اين كشور نماد بسيار بارزي از اين طرز فكر هستند. از لوور و عظمت آن سخن نمي‌گوييم، اما به هر موزه‌اي در شهر پاريس از جمله Orsay و Quai branley كه قدم بگذاريم، احساس مي‌كنيم كه به عبادتگاه قدم گذاشته‌ايم. هر شي‌ء موزه قداست منحصر به خودش را دارد و از يك حريم و حرم ويژه برخوردار است. موزه و اشيا‌ي آن چنان اهميتي در فرانسه دارد كه بسيارند كساني كه دوست دارند به جاي بستر در موزه جان بسپارند. موزه در فرانسه يعني مكاني كه صبح با اشتياق به آن وارد شوي و عصر با انرژي مضاعف از آن خارج شوي.

موزه‌هاي فرانسه براي جلب مشتريان نمايشگاه‌هاي موقتي بسياري برگزار مي‌كنند و وجود صف‌هاي طولاني و انتظارهاي چند ساعته در پاريس موضوعي عادي است.

در كشور ما موزه هنوز جايگاه ويژه‌اي حتي براي اهالي ميراث فرهنگي و گردشگري ندارد و از اين جاست كه در ميان اقشار مردم نفوذ پيدا نكرده است. هنوز هيچ يك از موزه‌هاي ايران، كتاب راهنما ندارد و بسياري از آن‌ها حتي كتابچه راهنما هم برايشان تهيه نشده است. در كشور ما شايد تعداد موزه‌هايي كه سايت اينترنتي فعال و به روز دارند به تعداد انگشتان يك دست هم نرسد.

هلند؛ موزه بازتابي از سبك زندگي
هلند زادگاه نقاشان معروفي همچون ون‌گوك و رامبرانت است. در آمستردام مي‌توان از خانه‌- موزه‌ي رامبرانت و نقاشي‌ها و دست‌نوشته‌هاي ون‌گوك در موزه‌‌اي كه به نام اين نقاش است، ديدار كرد. آيا هيچ موزه‌اي در ايران هست كه كسي با ديدار از آن موزه بداند كه با ايراني كوچك روبرو شده است؟ جواب منفي است.

 
عمرخيام، مولانا، ابوريحان، ابن سينا، حافظ، سعدي، زكرياي رازي و ... هيچ كدام يك موزه به نام خودشان ندارند و تعداد خانه – موزه‌هايي كه براي اشخاص مشهور كشورمان بنا شده باشد باز هم چنان اندك است كه اگر تعدادشان را ذكر نكنيم بهتر است. 

آلمان؛ موزه در خدمت صنعت
آلمان بدون شك از مهم‌ترين كشورهاي صنعتي دنياست و به همين دليل بسياري از موزه‌ها روايتگر تاريخ علم و توانايي صنعتي اين كشورند. موزه‌ي «دويچ» در شهر مونيخ گويي يك شهر صنعتي است و ساختمان فروش اتومبيل «بي‌ام‌و»، بهانه‌اي است براي نمايش اين شي‌ء گرانقدر.

بلژيك؛ موزه براي همه‌‌ي فصول
موزه ديگر فقط جايي نيست كه در آن به سفال بنگريم و به مفرغ نظر كنيم. امروزه موزه‌ها تنوع بسيار دارند و همه‌ي قشرها براي ديدار از آثار موزه‌ها، به اين مكان‌ها روي مي‌آورند. در بلژيك يكي از مهم‌ترين موزه‌ها، موزه‌ي كارتون است و در آن تاريخ كارتون و چگونگي ايجاد يك كارتون به نمايش گذاشته شده است. آدم‌بزرگ‌ها در اين موزه، كودك درونشان را مي‌يابند و بچه‌ها هم‌بازي‌هايشان را پيدا مي‌كنند.

ايران؛ موزه‌هاي بي‌طرفدار
وضعيت موزه‌ها در ايران ناگفته پيداست. با اين حال  فقط اين سوال را مطرح مي‌كنيم كه آيا اصلا در ايران انجمني به نام «انجمن دوستداران موزه» وجود دارد؟ ما با نام انجمن‌هاي دوستداران ميراث فرهنگي براي بسياري از شهرهاي كوچك ايران هم آشنا هستيم، اما ظاهرا دوستداران ميراث فرهنگي هم با موزه ميانه‌ي خوشي ندارند. با جرات مي‌توان گفت كه تعداد مديران و كارمندان موزه‌ها در كشور ما كه جزو انجمن‌هاي مردم نهاد دوستدار موزه باشند بسيار اندك و شايد صفر باشد.


يكي از وظايف دوستداران موزه در كشورهاي مختلف دنيا، تنظيم ديدار دانش‌آموزان و دانشجويان و سالمندان و قشرهاي خاص از موزه‌ها، ارائه اطلاعات، اجراي تور، برگزاري جلسات و نمايشگاه و گالري و ... است كه در ايران ما از آن خبري نيست.

منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي

نویسنده: آرش نور آقایی

 

 

 

براي حفاظت از موزه‌هاي کشورمان بکوشيم

به مناسبت گراميداشت روز جهاني موزه
 
 

بر مبناي تعريفي که " ايکوم " از موزه مي دهد ، موزه عبارت است از مکان گردآوري ، نگهداري ، مطالعه ، بررسي کردن و به نمايش گذاشتن نعمت‌هاي فرهنگي يا طبيعي به منظور آموزش ، پژوهش و ارزش دادن به اين مجموعه ها و لذت بردن از آنها .

امروز مصادف با 28 ارديبهشت‌ماه روز جهاني موزه و موزه‌داري است ، بر اين اساس برنامه‌هاي مختلفي از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در تمام کشور در حال اجرا است که از مهمترين آن مي‌توان به بازديد رايگان از موزه‌هاي سراسر کشور اشاره کرد .

در اين روز عموم مردم مي‌توانند از موزه‌ها و کاخ موزه‌هاي سراسر کشور به جز کاخ گلستان به صورت رايگان بازديد کنند.

کاخ موزه گلستان در روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي محل برگزاري مراسم " ثبت ملي تقويم جلالي" همزمان با روز بزرگداشت حکيم عمر خيام فيلسوف، رياضيدان و شاعر ايراني است از اين رو مردم نمي‌توانند از اين کاخ موزه ديدن کنند .

هر ساله معاونت ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري براي روزهاي اين هفته نامگذاري کرده است که برنامه‌هاي اين هفته هر چه پر بارتر برگزار شود ،امسال نيز همانند سال‌هاي پيش برنامه‌ هفته ميراث فرهنگي امروز 28 ارديبهشت با شعار موزه‌ها عامل هماهنگي اجتماعي آغاز مي‌شود.

روزهاي بعدي هفته ميراث فرهنگي از 29 ارديبهشت تا سوم خرداد با عناوين و شعارهاي مختلفي نامگذاري شده است به طور مثال چهارشنبه 29ارديبهشت ، ميراث فرهنگي و تلاش مضاعف براي مرمت و احياي بافت‌ها و خانه‌هاي تاريخي با شعار " سال احياي خانه‌هاي تاريخي"،پنج شنبه 30 ارديبهشت ميراث فرهنگي و نقش آن در توسعه گردشگري با شعار " ميراث فرهنگي ضامن توسعه گردشگري"، جمعه 31 ارديبهشت ميراث فرهنگي و احياي هنرهاي سنتي، شنبه 1خرداد ميراث فرهنگي و ميراث طبيعي و کشاورزي ، يکشنبه 2خرداد ميراث فرهنگي و جايگاه آن در عرصه جهاني و دوشنبه 3خرداد ميراث فرهنگي و ميراث معنوي نامگذاري شده است .
اما مي دانيم که نقش حياتي موزه‌ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است.

موزه‌ها از معدود مراکز حفظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يک از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند؛ زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي‌دهند.

تاريخ تشکيل نخستين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي که باستان شناسان به دست آورده‌اند، جستجو کرد.

ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند کلوزر، کلماکره و مجموعه سفال آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره هايي پنهان مي کردند.

نخستين بار به دستور ناصرالدين شاه قاجار در داخل کاخ سلطنتي گلستان، تالاري به موزه اختصاص يافت که سپس همين مکان با ملحقاتي غني تر شد و به نام موزه "همايوني" گشايش يافت. در توصيف اين موزه مي نويسند: « طول "موزه همايوني" چهل و سه زرع و عرضاً هيجده زرع مشتمل بر بيست اتاق است. اين موزه خزينه اي است مشحون به ظواهر و جواهر گرانبها و ظرايف و نفايس اشياء آثار جليله علميه و مهمان حريبه قديمه، آلات، ادوات متنوعه و مصنوعات ازمنه سابقه و نتايج خيالات حکماي بزرگوار و تماثيل و تصاوير نگارنده هاي بي مثل و مانند روزگار و پرده هاي نقاشي کار نقاش هاي مشهور و حاصل صناعي کارخانه‌هاي معروف و ظروف چيني بسيار و ممتاز کار چين ، روسيه ، انگليس و بلور آلات، کارخانه‌هاي ساکس و نيز کارخانه هاي معتبر»

اين موزه پس از مدتي از بين رفت. جواهرات آن به خزانه بانک ملي انتقال يافت و بعدا به موزه مجهزي تبديل شد و سلاح هاي آن به موزه دانشکده افسري سپرده شد . در دوره مشروطه به دستور وزير معارف صنيع الدوله دايره اي به نام اداره عتيقات بين سال هاي ( 1295- 1297 م) به وجود آمد که کارش سر و سامان دادن به وضع خراب حفاري هاي غير مجاز بود. در همين زمان بود که موزه" ايران معارف" تأسيس شد.

اين موزه در برگيرنده اشياي عتيقه، کاشي، سفال، سکه و سلاح بود که به عنوان نخستين گام موثر در تاريخ موزه داري ايران به شمار مي رود.

بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو کرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يکي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود که به سال 1316 خورشيدي افتتاح شد.

از آن به بعد آثار و اشياي بدست آمده در کاوش‌هاي باستان‌شناسي کشورمان در موزه‌هاي مختلفي که با کوشش و تلاش بسيار ايجاد شدند براي بازديد عموم به نمايش در آمد .

آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه ها، نمايي از فرهنگ، هنر، آداب و رسوم، باورها و اعتقادات گذشتگان و نياکان ماست که آن رامي توان تنها پل ارتباطي بين گذشته، حال و آينده به شمار آورد.

موزه را نبايد مکاني دانست که در آنجا صرفا آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلکه تمامي نمايشگاه هاي هنري ، نگارخانه ها، کتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند.

از اين رو براي حفاظت و صيانت از موزه‌هاي کشورمان بايد کوشيد و براي معرفي آثار و اشياي موجود در آنها به آيندگان تمام تلاش خود را به کار بست .
 
منبع: میراث آریا

‌موزه بايد براي تمامي گروه‌هاي سني پيش‌بيني شود

علويان صدر:
‌موزه بايد براي تمامي گروه‌هاي سني پيش‌بيني شود

در بزرگداشت روز جهاني موزه مراسمي با شعار موزه‌‌ها عامل هماهنگي اجتماعي در مجموعه فرهنگي تاريخي گلستان برگزار شد.

به گزارش ميراث آريا (chtn) ، معاون حفظ،‌ احيا ‌و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي در اين مراسم گفت: به مناسبت روز بزرگداشت حکيم عمر خيام امروز تقويم جلالي در فهرست آثار ملي ثبت مي‌شود. گاه‌شماري‌هاي ايرانيان همواره بعنوان يکي از پيشرفته‌ترين گاه‌شماري‌هاي جهان مطرح بوده‌اند به طوريکه هر ده هزار سال يک ساعت تأخير دارند در حالي‌که گاه‌شماري‌هاي اروپا هر 2500 سال يک روز تأخير دارند.

مسعود علويان صدر در ادامه خاطر نشان کرد: حفظ افتخارات، انديشه‌ها، افکار و دانش‌هايي که توانست نام ايران را در جهان همواره سربلند نگه‌دارد وظيفه سازمان ميراث فرهنگي است.

وي موزه‌ها را در خدمت مردم و زمينه‌ساز توسعه عنوان کرد و افزود: امسال هم با شعار موزه‌ها عامل هماهنگي اجتماعي و در واقع انتظام بخشي اجتماعي هفته ميراث ‌فرهنگي را آغاز مي‌کنيم.

وي با بيان اينکه موزه فضايي است که نه تنها يک مکان بلکه تمامي فعل و انفعالات، افکار، انديشه‌ها، اقدامات و تمام زمينه‌هايي که باعث رشد، شکوفايي و باروري توسعه يک جامعه را شامل مي‌شود، اظهار داشت: موزه‌ها زمينه‌هاي شناخت،‌ خودشناسي و خودباوري را فراهم مي‌کنند و از سويي ديگر قصد دارند هويت‌آفريني را در جامعه نهادينه کنند و اين موضوع بيانگر پشتوانه قوي تمدن و ميراث معنوي است که همواره ايران را در سطح جهان به شکلي تأثيرگذار معرفي کرده است.

به گفته اين مقام مسئول همچنين موزه‌ها ظرفيت‌هاي طبيعت و ميراث فرهنگي به طور کامل را ياد مي‌دهند.

وي با اشاره به اينکه ايران همواره با بهترين ظرفيت‌ها در اقتصاد جهاني حضور داشته است تصريح کرد: مسير جاده ابريشم ، بازارهاي مختلف و کاروانسراها از جمله اين فضاها به شمار مي‌روند.

علويان صدر ادامه داد: موزه‌ها محلي براي شناخت به شمار مي‌روند، اين شناخت همواره با ارزش‌ها و اخلاقيات انساني عجين بوده است.

وي اضافه کرد: موزه‌ها همه جا وجود دارند حتي در آلبوم‌هاي عکس‌ها هم حضور دارند، انديشه‌هاي فرهنگي ايرانيان که در خانه‌هاي متبلور شده‌اند بخشي از موزه‌ها به شمار مي‌روند. همچنين کاروانسراهاي ايران نيز موزه‌هاي راه‌ و ترابري کشور هستند که امنيت، ‌آسايش و رفاه مسافران را در آن زمان را فراهم مي‌کردند.

معاون حفظ، احيا‌ و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي تأکيد کرد: ‌موزه بايد براي تمامي گروه‌هاي سني پيش‌بيني شوند و اساساً بايد پاسخگوي همه نيازهاي جامعه باشند از سويي ديگر پژوهش و آموزش و پرورش و نيز تربيت نيروي انساني بايد در موزه‌ها نهادينه شوند.

وي با بيان اينکه موزه بيانگر مديريت پوياي جامعه است، تصريح کرد: موزه‌ها صرفاً مکاني براي نمايش اشياء نيستند بلکه مکاني براي تبلور افکار و انديشه‌هاي جامعه انساني هستند.

عجایب بارگاه خسرو پرویز

 
از «هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویز بارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است.
«ساسانیان» اثر «كریستین سن» یكى از منابعى است كه به این عجایب اشاره كرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج یاقوت‌نشان، تخت طاقدیس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از یاقوت و زمرد به عنوان عجایب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نیز در قصیده ای، از «هفت گنج» خسروپرویز نام مى‌برد. هندیان بودایى هم به تقلید از «هفت گنج» خسروپرویز، پادشاه ساسانى، «هفت گوهر» را ترتیب داده بودند.

گنج گاو

كشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حركت كرد. به مزرعه كه رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو كرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به كندن زمین كرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد كرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى‌شد. ظرف پر از سكه بود. سكه را كه نگاه كرد نام اسكندر روى آن حك شده بود. كشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بكنند و ظروف دیگر را از خاك بیرون بكشند. صد كوزه نقره و طلا كه مهر اسكندر بر آن حك شده بود، از خاك بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را كه یكى از عجایب هفت گانه كاخش بود، گرفت و یكى از كوزه‌ها را به كشاورز داد. گنج را در جایى از كاخ مخفى كرد و آن را «گنج گاو» نامید.

دستمال نسوز خسرو‌پرویز
یكى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست‌هاى خود را پاك مى‌كرد و چون كثیف و چرب مى‌شد آن را درون آتش مى‌انداخت تا آتش آن را تمیز كند، دستمال پاك مى‌شد ولى نمى‌سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه كوهى بوده است.

تاج یاقوت‌نشان خسرو پرویز

از دیگر عجایب كاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت‌هاى به كار رفته در تاج طورى مى‌درخشید كه به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى‌كردند و یاقوت‌هایش همه جا را روشن مى‌كرد. زمردهایش چشم افعى را كور مى‌كرد. این تاج آنقدر سنگین بود كه زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان كرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى كه تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد و سنگینى تاج را احساس نكند    

تخت طاقدیس بارگاه خسروپرویز

یكى دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شكل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده‌هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلكی، كواكب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورت‌هاى پادشاهان، مجالس بزم و شكار، بر این سقف، حك شده بود. روى آن وسیله‌اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یك به تناسب یكى از فصول سال دیده مى‌شد. بر بالاى آن وسیله اى بود كه قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى‌ریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى‌رسید.

طلاى مشت افشار

خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت كه به طلاى مشت فشار یا مشت افشار معروف بود. این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شكلى حالت مى‌گرفت. این قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج كرده بودند و200 مثقال وزن داشت.

گنج بادآورد

«گنج بادآورد» از عجائب دیگر دستگاه پرویز است. هنگامى كه ایرانیان اسكندریه را محاصره كردند، رومیان ثروت شهر را در كشتى‌هائى نهادند تا به مكانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزید و كشتى به سمت ایرانیان آمد. ثروت را به تیسفون بردند و «گنج باد آورد» نامیدند‌.

شطرنجى از یاقوت و زمرد

از عجایب دیگر دستگاه پادشاه ساسانی، شطرنج مخصوصى از جنس یاقوت و زمرد بود.
خسروپرویز شاید از معدود پادشاهانى باشد كه از همسرش نیز در برخى از منابع تاریخى به عنوان یكى از عجایب دربار او نامبرده شده است. در تاریخ ثعالبى به جز آنچه كه در بالا اشاره شد، از زن او شیرین، قصرش تیسفون، درفش كاویانی، رامشگران دربار ساسانی، اسب خسرو به نام شبدیز و فیل سفید دربار نیز به عنوان گنج‌هاى خسرو و عجایب دربار او یاد شده و درباره برخى از آنها توضیحاتى آمده است. در تاریخ ثعالبى آمده است: «شیرین و خسرو در جوانى دلباخته یكدیگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسید شیرین را فراموش كرد. شیرین كه بار دیگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شكار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد. اودر همان لحظه او را به زنى گرفت. شیرین بعد از راهیابى به كاخ پس از چندى مریم بانوى اول زرتشتیان را مسموم كرد و خود زن اول دربار شد.»
اسب خسرو «شبدیز» هم از دیگر عجائب كاخ اوست كه در تاریخ ثعالبى از آن نامى به‌میان آمده است. خسرو گفته بود اگر كسى خبر مرگ «شبدیز» را بدهد او را خواهد كشت. هنگامى كه «شبدیز» مرد تنها «باربد» جرات كرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبدیز را بدهد. او خواند: «دیگر شبدیز نمى‌خواند و نمى‌چرد.» شاه گفت: «مگر او مرده است.» وباربد گفت: «شاه چنین فرماید.»

«باربد»
خود نیز از عجائب دستگاه پرویز بود. «سركس» از خنیاگران دربار كه به او حسادت مى‌كرد در فرصتى مناسب او را كشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سركس كشته شده است دستور قتل «سركس»را هم داد.
تخت طاقدیس. تخت خسرو پرویز را که از فریدون به وی رسیده بود طاقدیس می‌گفتند. گویند جمیع حالات فلکی و نجومی ‌در آن ظاهر می‌شده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعی از ارکان دولت او جابجا قرار می‌گرفته اند و خسرو پرویز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود. طول آن تخت یکصد و هفتاد ذراع و عرض آن یکصد و بیست ذراع و مکلل بجواهر بود.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنرسیمرغ
منبع: iran-tourism.ir

بازدید رایگان موزه سکه در هفته میراث فرهنگی

به مناسبت روز جهاني موزه ها و ميراث فرهنگي

موزه سكه بانك سپه به صورت رايگان پذيراي علاقمندان مي باشد

موزه سكه بانك سپه به منظور گراميداشت روز جهاني موزه و هفته ميراث فرهنگي از تاريخ 28 ارديبهشت لغايت 3 خرداد ماه سالجاري به استثناي ايام تعطيل از ساعت 9 الي 15 به صورت رايگان پذيراي عموم علاقمندان است.

    

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني بانك سپه: موزه سكه اين بانك به عنوان غني ترين مجموعه سكه در برگيرنده مسكوكات ادوار مختلف تاريخ ايران، سكه هاي خارجي و اشياء اهدايي مي باشد و علاوه بر ايام فوق در روزهاي زوج هفته از ساعت 9 الي 15 جهت بازديد عموم مفتوح مي باشد.

                                         

لازم به ذكر است مدارس ، دانشگاهها و ارگانها  مي توانند جهت هماهنگي براي بازديد گروهي با شماره تلفكس 66748060 تماس حاصل نموده يا به آدرس ميدان امام خميني(ره) پشت  ساختمان ادارات مركزي بانك سپه، موزه سكه مراجعه نمايند.

منبع تصاویر: سایت بانک سپه

                 سایت باشگاه خبرنگاران جوان

کتاب سکه های دوره پهلوی منتشر شد

مجموعه سكه هاي دوره پهلوي

bookii_cover2.jpg
انتشار جلد دوم دو روي سكه
مجموعه سكه هاي پهلوي اول و دوم

مجموعه سكه هاي پهلوي اول و دوم بهمراه سكه هاي ارور  چاپ شد و از ارديبهشت ماه 89 آماده توزيع است.
مشخصات : قطع وزيري 292 صفحه كاغذ گلاسه رنگي- قيمت 150,000 ريال
تلفن تماس جهت سفارش5247 6697  انتشارات پازينه
 
منبع: سایت انجمن سکه ایران

اندونزي، موزه دريايي مي‌سازد

 

دولت اندونزي به منظور حفاظت از زيورآلات، صنايع دستي و اشيا گرانبهاي کشف شده از يک کشتي غرق شده در آب‌هاي اين گشور اقدام به ساخت موزه زيرآب در جاکارتا مي‌کند.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ وزير شيلات و امور دريايي اندونزي پس از افتتاح کنفرانس اقيانوس شناسي دربالي گفت:‌ دولت اندونزي درصدد است براي حفظ اشيا گرانبهايي که در طول سال‌ها از کشتي‌هاي غرق شده چند صد ساله اين کشور به دست آمده اند، موزه‌اي اختصاصي احداث کند.

وي افزود:‌ گنجينه‌ها و آثار ارزشمند فراواني از کشتي‌هاي غرق شده تاجران عرب و چين به همراه کشتي‌هاي نظامي هلندي‌ها که در حدود صد سال پيش اين کشور را تحت سلطه خود داشته اند در آب‌هاي اندونزي وجود دارد که در حال حاضر بسياري از اين اشيا در موزه‌هاي شهرهاي مختلف اندونزي قرار دارند.

وي افزود: اين موزه جديد که به زودي مراحل انتهايي ساخت آن به اتمام مي رسد تمام آثار موجود در موزه‌هاي مختلف را گردهم آورده و در قالب يک موزه واحد در معرض ديد عموم قرار مي دهد

تدارک ويژه نياوران به مناسبت هفته ميراث فرهنگي

 

به مناسبت روز جهاني موزه و هفته بزرگداشت ميراث فرهنگي، نمايشگاه‌هاي متنوعي در مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران برگزار مي‌شود.

 

                         



سرپرست مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران در گفتگو با ميراث آريا(chtn) ضمن بيان اين مطلب افزود:اين مجموعه هم‌زمان با روز جهاني موزه در راستاي معرفي آثار موزه‌اي و نيز معرفي بيشتر ميراث‌هاي تاريخي- فرهنگي به ويژه مجموعه‌هاي ارزشمند خصوصي، اقدام به برگزاري چند نمايشگاه موزه‌اي کرده است.

علي‌رضا مقيمي با بيان اينکه در نمايشگاه "تنديس‌هاي عاجي" 30 مجسمه عاجي متعلق به هنر شرق دور مربوط به کشورهاي هند و چين به نمايش گذاشته مي‌شوند افزود: اين آثار مربوط به گنجينه ناديده‌هاي کاخ صاحبقرانيه است که در موزه جهان‌نما در برابر ديد علاقمندان قرار مي‌گيرد.

وي اضافه کرد: نمايشگاه اسکناس نيز برگزيده آثاري مجموعه داري خصوصي به نام باقري شامل؛ تمبر و پاکت‌ها، 30 قطعه اسکناس و 120 قطعه تمبر و 50 قطعه پاکت تمبردار متعلق به دوران قاجار در اتاق اسناد کاخ صاحبقرانيه به نمايش گذاشته مي‌شود.

مقيمي با اشاره به نمايشگاه 40 حديث نبوي دربرگيرنده 14 تابلو خوشنويسي نفيس ترجمه جامي به خط خوشنويس؛ مير عماد حسني افزود:اين نمايشگاه با همکاري موزه ملک در کوشک احمد شاهي به نمايش درمي آيد.

وي همچنين به برنامه‌هاي ويژه کارمندان مجموعه نياوران چون نمايش فيلم آموزشي در زمينه محوطه‌هاي تاريخي ايران و چند کشور خارجي به مناسبت گراميداشت اين هفته اشاره کرد.

به گفته اين مقام مسئول در مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران؛ همچنين بزرگداشت علي اکبر صنعتي، پدر آبرنگ ايران همزمان در گالري جهان نماي مجموعه فرهنگي-تاريخي نياوران و موزه دکتر حسابي برگزار مي شود.

مقيمي در پايان يادآور شد: همچنين برنامه شاهنامه‌خواني در محوطه جنوبي کاخ اختصاصي نياوران توسط استاد امير صادقي در تاريخ 28و30ارديبهشت ماه و دوم و چهارم خردادماه اجرا مي‌شود

موزه ملک ميهمان برج آزادي است

 

موزه ملک به مناسبت روز جهاني موزه و هفته ميراث فرهنگي برنامه‌هاي مختلفي برگزار خواهد کرد.

 



به گزارش ميراث آريا(chtn) به نقل از روابط عمومي مؤسسه کتابخانه و موزه ملي ملک؛ اين موزه در نظر دارد از روز سه شنبه 21 ارديبهشت ماه 89 تور کمال‌الملک را که از چندي پيش در مدارس تهران آغاز کرده بود را در مجموعه فرهنگي آزادي برگزار کند.

اين نمايشگاه از کپي آثاري از کمال‌الملک است که متعلق به مؤسسه کتابخانه و موزه ملک بوده و پيش از اين با استقبال زيادي روبرو شده‌اند.

اين آثار در موزه سنگ و گهر و درياي نور برج آزادي در مجموعه فرهنگي آزادي واقع در ميدان آزادي تهران به نمايش گذاشته خواهند شد.

در اين نمايشگاه تعداد 15 تابلو کپي‌برداري شده از آثار کمال‌الملک که در موزه ملک نگهداري مي‌شوند به نمايش گذاشته خواهد شد و در کنار آن راهنمايان موزه به معرفي کمال الملک، زندگي و آثار وي خواهند پرداخت.

نمايشگاه آثار کمال الملک موزه ملک تا اوايل خرداد ماه 89 در مجموعه برج آزادي برقرار خواهد بود.

سریلانکا؛ مروارید اقیانوس هند

سریلانکا؛ مروارید اقیانوس هند (تصویری)

زیبایی‌های سریلانکا چنان غنی و چشمگیر هستند که بسیاری از گردشگران آنجا را بهشت روی زمین می‌نامند...
  
آبشار سن کلاری
آبشار سن کلاری
 
شهر Nuwara Eliya
شهر Nuwara Eliya 
 
مجسمه های بودا
مجسمه های بودا در دامبولا
 
کلمبو
کلمبو
 
سریلانکا
 
معبد نالور موروگان
معبد نالور موروگان، ‌در جفنا
 
معبد Wewurukannala Vihara
معبد Wewurukannala Vihara- دیکولا
 
روستای سریلانکا
روستایی در سریلانکا
 
خانواده میمون ها
خانواده میمون ها
 
 
 
زنان چای چین
زنان چای چین
 
کشت چای
مراسم جشن کشت چای
 
سریلانکا
پایان جهان
  
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد
منبع:سایت سیمرغ

راه‌اندازي مرکز مطالعات و موزه سکه در شيراز

 
                              

رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي از برگزاري يک دوره آموزشي چند روزه در مورد مطالعات سکه با همکاري بخش فرهنگي سفارت ايتاليا و پژوهشگاه ميراث فرهنگي خبر داد.

احمد ميرزا کوچک خوشنويس در گفتگو با ميراث آريا(chtn) با بيان اين مطلب افزود: با حضور متخصصان ايراني و ايتاليايي در يک گردهمايي چند روزه ضمن آموزش مباحث مقدماتي، مطالعات سکه نيز انجام خواهد شد.

وي با اشاره به تعداد محدود مرکز مطالعات سکه در کشور اظهار داشت: بر اساس پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته قرار است با کمک بخش فرهنگي سفارت ايتاليا و پژوهشگاه ميراث فرهنگي، اين دوره آموزشي برگزار شود.

خوشنويس با بيان اينکه در اين رابطه يک سري اصول نيز تدوين شده است بيان داشت: در نهايت پس از برگزاري اين گردهمايي وارد مرحله اجرا خواهيم شد.

اين مقام مسئول در ادامه خاطرنشان کرد: بر اساس طرح مصوب سفر رياست جمهوري به استان فارس قرار است بانک ملي موجود در حريم ارگ کريم خان به مرکز مطالعات و موزه سکه تبديل شود که البته هنوز تغيير کابري بانک انجام نشده است

اسکلت پنج هزار ساله مراکشي کشف شد

 

باستان‌شناسان در کاوش‌هاي خود در قبرستاني باستاني در يکي از غار‌هاي مراکش، اسکلتي با قدمت 5000 سال کشف کردند.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ به گفته باستان‌شناسان، محققان براي اولين بار موفق به کشف اسکلت انساني در مناطق باستاني مراکش شده که متعلق به اواخر دوره پارينه سنگي تا عصربرنز بوده است.

يوسف بوکبات، سررست تيم باستان‌شناسي گفت:‌ اين قبرستان که در منطقه‌اي کوهستاني در شرق شهر رباط پايتخت مراکش به دست آمده هفت و اسکلت و چهار قبر را در خود جاي داده است اين امکان را در اختيار کاوشگران قرا خواهد داد تا با دقتي هرچه تمام‌تر به بررسي مراسم کفن و دفن اقوام اين منطقه بپردازند.

وي افزود: کشف اشيايي مسي در داخل برخي از قبرها، نشان دهنده تکامل روش زندگي مردمان اين منطقه بوده و مسيري از دوره استفاده از سنگ تا به کارگيري فلز را براي ما مشخص مي‌کند.

اين حفاري‌ها و اکتشافات که از سال 2006 آغاز شده تاکنون مدارک و اسناد معتبري از تمدن باستان مراکش را در اختيار محققان قرار داده است./

برترین جزایر اروپا

جزیره سانتورینی

 
بسیاری اروپا و سرزمین‌های سبز آن را، محیط و فضایی پرجاذبه برای گذراندن سفر یا تعطیلات خود می‌دانند. کشورهایی با سابقه‌ای گذشته از دوران سیاه وسطی، مناطقی مملو از تاریخ کهن بشر و حتی جاذبه‌هایی به جای مانده از اولین مهاجران آفریقایی، همه و همه این تکه سبز مستقر در میان قاره‌های آفریقا و آسیا را به یکی از مقصدهای اصلی گردشگری تبدیل کرده است.
علاوه بر آن، جزایر اروپا را می‌توان در طول فصول گردشگری، از پرجمعیت‌ترین مناطق جهان نامید. جزایری که گذشته از مناظر زیبا، خورشید، دریا و سواحل شنی خود، تجربه‌ای کامل از تعطیلاتی عالی و بی‌نقص را در اختیار گردشگران قرار می‌دهند.
آنچه در ادامه می‌آید، برگزیده‌ای از برترین جزایر اروپا در کشورهای مختلف این قاره است که آشنا شدن با آنها خالی از لطف نیست. شاید مسافر بعدی این جاذبه‌ها، شما باشید.
 
مایورکا:
مایورکا بخشی از جزایر بالئاریک (Balearic)و یکی از شلوغ‌ترین جزایر اروپا است، خلیج‌هایی با سنگ‌های فیروزه‌‌ای آبی، سواحل شنی، ویرانه‌های باستانی و بناهای تاریخی همچون کلیسای لاسو (la Seu) و کاخ پالاسیو رئال دو لا آلمودانیا، این جزیره را به منطقه‌ای مشهور مبدل ساخته است. چشیدن لذایذ موجود در این جزیره، نیازمند سپری کردن مدت زمانی طولانی است. از اینرو دهکده‌های سنتی، بازارهای محلی و روش‌های ساده و بومی زندگی آن همواره میزبان گردشگران علاقه‌مند هستند.
 
جزایر قناری:
جزیره اسپانیایی گران قناری (Gran Canarie) که به دلیل تنوع آب وهوایی خود به قاره کوچک شهرت دارد، در 125 مایلی سواحل آفریقای غربی قرار گرفته است. آب و هوایی گرمسیری و خشک در جنوب و آب و هوایی نیمه معتدل و گرم در شمال، دو نیمه کاملاً متفاوت را برای این جزیره توریستی به وجود آورده است. این جزیره به لطف برخورداری از کوهستانی با ارتفاع 2000 متر همه ساله میزبان کوهنوردانی از سراسر جهان بوده و ساحل ماسه‌ای آن به یکی از جاذبه‌های اصلی گردشگری در جنوب جزیره تبدیل شده است. دوستداران مناطق تاریخی و فرهنگی نیز با سپری کردن روزهایی مفرح در شهر لاس پالماس، مرکز جزیره گران قناری، می‌توانند فرصتی مناسب را برای بازدید از بناهایی برجسته، همچون کلیسای سانتا آنا ( santa Ana) و قلعه قدیمی کاستیلو دو لا لوز که در حال حاضر به موزه‌ای تبدیل شده، به دست آورند.
 
رودز:
این جزیره به مجمع الجزایر دودکانیز (Dodecanese) تعلق داشته و تمام ویژگی‌های یک جزیره تفریحی و توریستی را نیز در خود جای داده است. این جزیره فرهنگ ساحلی مخصوص به خود را داشته و جاذبه دنیای زیرآب آن همه ساله محل تردد غواصان سراسر جهان می‌شود.
پتالودز (Petaloudes) یکی از جاذبه‌های مهم جزیره رودز به شمار می‌رود. منطقه‌ای محافظت شده که تابستان‌هایی شلوغ از پروانه‌های رنگارنگ داشته و از این رو به دره پروانه‌ها شهرت پیدا کرده است. شهر رودز یا رودز سیتی نیز ویژگی مخصوص به خود را دارد. کاخ بزرگ (Master palace) و خیابان شوالیه‌ها در بافت قدیمی شهر، بقایایی به یادماندنی از قرون وسطی این جزیره به شمار می‌روند.
 
تنریف:
تنریف بزرگترین جزیره از جزایر قناری است. بازدیدکنندگان و گردشگران این مناطق از منظار متنوعی دیدن می‌کنند. برخی از مهم‌ترین و پر جاذبه‌ترین مناظر آن را صخره‌های همیشه سبز با گل‌ها و درختانی با برگ‌های سوزنی تشیکل می‌دهند. گردشگران می‌توانند با صعود بر قله 3718 متری پیکو دل تید (pico del tiede) بلندترین کوهستان اسپانیا، به راحتی تمام حفره‌های به جای مانده از فعالیت‌های آتشفشانی آنرا مشاهده کنند. پارک پرندگان «لورد پارک» یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری تنریف است که گونه‌های مختلفی از پرندان را در خود جای داده است.
 
فوئرته ونچورا:
جزیره فوئرته ونچورا (fuerte ventura) به خاطر بادهای سهمگین خود شهرتی جهانی پیدا کرده و جاذبه و مقصدی مفرح برای علاقه‌مندان به ورزش‌های آبی است.
عاشقان آب، خواه قایقران باشند، خواه موج سوار، هر آنچه را که تمایل قلبیشان است در این جزیره به دست خواهند آورد. این جزیره آتشفشانی کمتر از 70 مایل با سواحل مراکش فاصله داشته و سواحل سفید در کنار شن‌های سیاه آتشفشانی از این منطقه جاذبه‌ای منحصر به فرد ساخته است. کاستا کالما (casta calma) نیز یکی دیگر از مناطق گردشگری این جزیره به شمار می‌رود که در جنوب فوئرته ونچورا قرار گرفته و مسیری 20 مایلی را برای قدم زدن ساحلی مسافران به وجود آورده است.
 
کورفو:
جزیره کورفو که در آثار هومر، شاعر یونان باستان، به بهشت توصیف شده است، امروزه یکی از پر جمعیت‌ترین جزایر این کشور محسوب می‌شود. این جزیره به دلیل برخورداری از پوشش گیاهی بسیار زیاد خود به جزیره سبز شهرت پیدا کرده است. بخش جنوبی آنرا درخت‌های زیتون در بر گرفته که توانایی رشد تا ارتفاع 20 متری را نیز دارا هستند. دریاچه کورشیا بزرگترین دریاچه شمال غرب کورفو است که زیباتین ساحل این جزیره را به خود اختصاص داده است. در این بین، شهر کورفو، که مرکزیت این جزیره را بر عهده دارد، نقطه با ارزش آن به شمار رفته که با ساختمان‌هایی به سبک معماری باستانی، چشم هر بیننده‌ای را به خود معطوف ساخته است. صومعه مونی پالئوکاستریتسا (moni paleo kastaritsa) که روی صخره ای قرار دارد، یکی دیگر از جاذبه‌های این جزیره به شمار می‌رود.
 
لانزاروت:
در نگاه اول، جزیره لانزاوت را منظره‌ای می‌بینیم که پس از گذشت سال‌ها فعالیت آتشفشانی اقیانوس‌ها، حالت و شکل امروز خود را پیدا کرده است.
اما مشاهده دقیق و موشکافانه‌تر به این جزیره، مناظری حیرت آور را برای بازدید کنندگان به تصویر می‌کشاند. پارک ملی تیمانفایا (timanfaya) یکی از مناطق به جای مانده از فوران‌های آتشفشانی است که هنوز هم آثاری از گدازه‌های آتشفشانی در آن مشاهده می‌شود. به عنوان مثال، اجاقی که در رستوران "ال دیبالو" این جزیره قرار دارد با استفاده از یک تنور آتشفشانی فعال غذاها را می‌پزد. این جزیره که دومین جزیره بزرگ از جزایر قناری است در سال 1994 به عنوان یکی از زیست منطقه‌های محافظت شده جهان در فهرست یونسکو به ثبت رسید.
 
منورکا:
منورکا دومین جزیره بزرگ جزایر بالئاریک محسوب می‌شود. این جزیره علاوه بر برخورداری از سواحل آفتاب گیر خود، منطقه‌ای مناسب برای فعالیت‌های باستان‌شناسی نیز به شمار می‌رود. غارهای متعدد، ویرانه‌های باستانی و حفاری‌های باستان شناسی، مقصدی ایده‌آل را برای محققان و مورخان به وجود آورده است. بندر زیبای فورنلز (Fornells) در شمال جزیره یکی از بهترین مناطق برای صرف غذاهای دریایی با رستوران‌های سنتی آن است.
کوهستان تورو (toro) با ارتفاع 357 متری خود، مرتفع‌ترین نقطه این جزیره به شمار می‌رود که بازدید کنندگان زیادی را همواره به سوی کلیسای نوک قوله خود می‌کشاند. این منطقه منظره‌ای زیبا از کل جزیره منورکا را در اختیار گردشگران قرار می‌دهد.
 
سانتورینی:
آنچه که امروزه جزیر‌ه‌ای با مناظر زیبا به نام سانتورینی را در سرزمین‌های یونان به وجود آورده حاصل فعالیت‌هایی آتشفشانی است که طی سال‌ها صورت گرفته است. جاذبه‌های سنتی این جزیره را خانه‌های سفید با گنبدهایی آبی رنگ تشکیل می‌دهند که بر روی صخره‌های شیب‌دار ساخته شده‌اند.
بعضی از پرجاذبه‌ترین مناطق این جزیره را آتشفشان خاموش و ویرانه‌هایی از بنای باستانی الدترا (old thera) تشکیل داده‌اند که تجربه‌ای مفید را برای شناخت تاریخ یونان در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌دهند. گردشگران می‌توانند با عبور از راه‌های تنگ و باریک به جای مانده از شیارهای آتشفشانی لذتی همیشگی را همراه با احساس قدم نهادن روی گدازه‌های جاری شده از دل اقیانوس تجربه کنند.
در این بین، شاخص‌ترین وجهه این جزیره، خاصیت شاعرانه بودن آن است که منجربه جذب زوج‌های جوان به این منطقه شده است.
 
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: chtn.ir/ سیدمحمد برازنده

برنامه ويژه موزه ملي در روز جهاني موزه‌ها

 

رئيس موزه ملي ايران با اعلام بازديد بيش از 60 هزار تن از نمايشگاه شکوه ايران از برنامه ويژه اين موزه در روز جهاني موزه‌ها با همکاري ايکوم و کانون اتومبيلراني و جهانگردي خبر داد.

 



به گزارش ميراث آرياchtnبه نقل از اداره کل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري؛ آزاده اردکاني با اشاره به برگزاري موفقيت آميز نمايشگاه شکوه ايران اظهار داشت: سرانجام پس از 10 سال نمايش آثار ايراني در چندين کشور اروپايي و آسيايي در قالب نمايشگاه‌هايي چون؛ شکوه پارسي، ده هزار سال تمدن و ... موزه ملي فرصت را مناسب ديد تا اشياي نفيس اين موزه را در برابر ديد هموطنان قرار دهد.

وي با بيان اينکه زمان برگزاري اين نمايشگاه به گونه‌اي انتخاب شد که همه هموطنان تهراني و شهرستاني و نيز ايرانيان خارج از کشور بتوانند از آن بازديد کنند گفت: اواسط فروردين تا اواسط خرداد پيک سفر گردشگران خارجي به تهران محسوب مي‌شود از اين رو؛ آمار بازديدکنندگان خارجي نيز قابل توجه بود.

اردکاني با اشاره به اينکه استقبال فراوان بازديد کنندگان باعث شد زمان پايان نمايشگاه از روز 25 فروردين تا 10 ارديبهشت تمديد شود اظهار داشت: يکي از علل اين استقبال، ‌تفاوت بارزي بود که اين نمايشگاه با ديگر نمايشگاه‌هاي مشابه داشت بطوري‌که روش استفاده از نور، ظروف چيني، نوع برگزاري نمايشگاه و نيز استفاده ويژه از کاتولوگ‌ها، ‌شکوه ايران را همپاي نمايشگاه‌هاي معتبر جهان و حتي در برخي موارد جلوتر از آنها ساخته بود.

رئيس موزه ملي ايران بازديدکنندگان نمايشگاه شکوه ايران را طيف گسترده مردم،‌ مسئولان،‌ مقامات،‌ هنرمندان، نمايندگان مجلس از جمله اعضاي کميسيون فرهنگي، اعضاي شوراي شهر، مهندس مشايي،‌ رئيس دفتر رييس جمهور و ... خواند و تأکيد کرد: هم‌اکنون فرصت مناسبي براي استان‌هاي مختلف به وجود آمده است تا نمايشگاه هاي مشابهي در اين استان‌ها نيز طرح ريزي و برگزار شود.

وي با تأکيد بر اينکه پس از پايان مدت نمايشگاه، اشياي به نمايش درآمده به مخازن امن موزه ملي که تحت حفاظت‌هاي فيزيکي لازم قرار دارند‌ منتقل شدند افزود: در مدت برگزاري نمايشگاه نيز نوع حفاظت از اشياء بسيار مطلوب بود همچنين نمايشگاه در آرامش کامل برگزار شد که در اين زمينه بايد از نيروي انتظامي و نيز يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي که با تلاش شبانه روزي خود اين امنيت را برقرار کردند قدرداني کرد.

اردکاني با اشاره به ساماندهي انبارهاي موزه ملي تأکيد کرد: قصد داريم هر سه ماه و يا شش ماه يک بار گزارش کاملي از وضعيت اين انبارها و اشياي موجود در آن به مردم ارايه کنيم.

رئيس موزه ملي ايران نمايش ديگر آثار به نمايش درنيامده اين موزه را از برنامه‌هاي آينده اين موزه اعلام کرد و از برنامه ويژه اين موزه با همکاري ايکوم و کانون اتومبيلراني و جهانگردي در روز جهاني موزه ها خبر داد

پیشینه‌ی دریای پارس

پیشینه‌ی دریای پارس

 
خلیج فارس قدیمی‌ترین و کهن ترین آبراهی است که تاکنون شناخته شده و در طول تاریخ شاهد بسیاری از تمدنها همچون عیلام، آشور، سومر و بابل و... بوده است. ساکنان این دریای قدیمی ‌نیز به احتمال زیاد نخستین انسانهایی بودند که با دریا و هنر دریانوردی آشنا شده و از این راه موجب پیدایش و رشد وتوسعه روابط فرهنگی و بازرگانی میان تمدنهای همجوار آن شده اند. در مقاله حاضر با استفاده از پژوهشها و مطالعات کتابخانه ای، سیر تاریخ و تمدن خلیج فارس و همچنین نقش مهم و تاریخی این دریای کهن در توسعه روابط بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در منطقه به اختصار مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
 
پیشینه‌ی دریای پارس
من اهوارا مزدا، آبها را بر مردارها و دخمه‌ها و
بازمانده‌های چرکین و استخوانها روان می‌کنم.
آنگاه من، اهورا مزدا، آبها را پنهانی باز می‌گردانم.
من اهورا مزدا، آبها را به دریای پوئی تیک (خلیج
فارس) باز می‌گردانم.
(فرگرد 5، شماره 18، وندیداد اوستا)
 
آبهای جنوب ایران از دریای سرخ تا کرانه‌های سند در پاکستان، در آثار تاریخی و جغرافیایی دریای پارس نامیده شده است. بخشی از این آبها که از تنگه هرموز بسوی باختر تا پیوستنگاه اروندرود و بهمن شیر کشیده شده، خلیج فارس نام دارد و بخشی دیگر که از تنگه هرموز بسوی خاور تا پیوستنگاه رود سند ادامه دارد، دریای مکران یا دریای عمان نامیده می‌شود. (افشار سیستانی، 1381، ص 13)
با استناد به نوشته‌های استاد عباس اقبال آشتیانی، محدوده جغرافیایی خلیج فارس مدتها قبل از آنکه اقوام کلدانی و عیلامی ‌در جلگه‌های عراق و خوزستان کنونی ساکن شوند و حکومت و دولت و تمدن بوجود آورند، از حدود شهرهای سنجار و سامره و هیت در عراق و از دامنه‌های غربی کوههای بختیاری و دامنه جنوبی پشتکوه (حوالی بهبهان و رامهرمز و دزفول کنونی) در ایران شروع می‌شده و جلگه‌های عراق و خوزستان کنونی در زیر آبهای آن پنهان بوده اند. رودهای فرات ودجله و آبدیز و کارون و کرخه نیز بدون پیوستن به هم، به خلیج فارس می‌ریخته اند. به مرور زمان رسوبات این رودخانه‌ها به یکدیگر متصل شده و دریا را به دو قسمت تقسیم کرده اند.
 
قسمت بالای دریا بتدریج خشک شده و جلگه عراق کنونی را بوجود آورده است. خلیج فارس در قرون ماقبل تاریخ با خارج بی ارتباط بوده و باریکه ای از خشکی آن را از دریای عمان جدا می‌کرده که تدریجاً بر اثر امواج دریا، این خشکی زیر آب رفته و خلیج فارس با دریای عمان اتصال پیدا کرده و بدین طریق با اقیانوس هند نیز مرتبط شده است.
نژادهای ساکن در حوزه دریای پارس طبق قرائن و شواهد موجود می‌توان گفت که پیشینیه خلیج فارس به حدود 6 هزار سال قبل از میلاد می‌رسد و ساکنان آن نخستین اقوامی ‌بودند که با هنر دریانوردی آشنا شده و با تسلط بر آبها به توسعه بازرگانی و نشر تمدن و فرهنگ پرداخته اند. اقوام و نژادهای ساکن در خلیج فارس در زمانهای کهن عبارت بوده اند از:
 
1- دراویدیان که در سواحل مکران اقامت داشتند و بعدها به تدریج در قبایل بلوچ تحلیل رفتند. به احتمال زیاد این نژاد از سند یا کاش به سواحل مکران آمده بودند چرا که قبایل ساکن کراچی و اورامورای فعلی و اورثاهای غربی هم از نژاد دراویدی و در اصل منسوب به هندوستان بوده اند.
2- سامیها که محل سکونتشان منطقه ای بوده که مرزهای آن به جبال ارمنستان، قسمتی از سرزمین ایران، سواحل خلیج فارس، اقیانوس هند، دریای احمر، مصر و مدیترانه محدود می‌شده و بنام «هلال حاصلخیز» معروف بوده است. سامیها بعدها بنامهای گوناگون معروف شدند: در شمال بنام آرامیها و شامیها، در مشرق بنام بابلیها و آشوریها، در جنوب بنام اعراب و در مغرب بنام فینیقیها و یهودیان.
3- عیلامیها هم قبل از شروع تاریخ در منطقه بین شوش تا نزدیکی بوشهر اقامت داشته اند.
4- سومریها نیز احتمالاً 5 هزار سال قبل از میلاد به نواحی خلیج فارس مهاجرت کرده اند.
 
دریای پارس راه ارتباطی تمدنها
ساحل نشینان خلیج فارس از همان آغاز زندگی با دامداری و پرورش شتر و اسب و الاغ و بز و گوسفند آشنا بودند. آنان همچنین در صید صدف و مروارید، حصیربافی، کشتی سازی و بافتن پارچه‌های بادبانی نیز مهارت داشتند. برای ساحل نشینان خلیج فارس (چه ساکنان شمالی و چه ساکنان کرانه‌های غربی وجنوبی آن) دریا منبع نعمت و برکت و راه تجارت و کسب ثروت و وسیله ارتباط و رفت و آمد و دفاع و لشگرکشی بوده است. ساکنان خلیج فارس به مرور زمان دریافتند که دریا می‌تواند راه ارتباطی کوتاهتر و در بسیاری موارد کارآمدتر از راههای زمینی و خشکی باشد.
برای همین شروع به ساختن کشتیهایی برای رفت و آمد در دریا کردند. برای ساختن کشتیهای ابتدایی معمولاً از تنه درختان بصورت میان تهی استفاده می‌کردند و یا چند قطعه الوار را با طناب به همدیگر می‌بستند و به این طریق برای رفت و آمد در دریا از آنها استفاده می‌کردند. بعدها و به مرور زمان در فن کشتی سازی پیشرفت کردند بطوری که جزیره بحرین بخاطر وجود یکنوع چوب مخصوص، به مرکز بزرگ کشتی سازی خلیج فارس تبدیل شد. احتمال می‌رود که قدیمی‌ترین ملل تاریخی جهان مانند سومریها، عیلامیها، آشوریها، بابلیها و کلدانیها اولین بار در آبهای خلیج فارس کشتیرانی را آغاز کرده باشند. مورخان و جغرافی نویسان یونانی و رومی‌بطور اجمال در نوشته‌های خود بیان کرده اند که اقوام ساکن در سواحل ایران از همان زمانهای قدیم آبهای خلیج فارس را وسیله ارتباطات نظامی ‌و تجاری قرار داده بودند. عیلامیان که پیش از تاریخ در دشتهای جنوب غربی ایران از شوش تا بوشهر سکونت داشته اند، صدها سال از خلیج فارس بعنوان راه ارتباطی و بازرگانی با هند باختری و دره نیل استفاده می‌کردند. آثار بدست آمده از کاوشهای باستان شناسی در بنادر و جزایر خلیج فارس نشان می‌دهد که عیلامیان در روزگار باستان از بوشهر و خارک و ریشهر بعنوان مراکز بازرگانی و حکمرانی بر کرانه‌ها و جزایر خلیج فارس استفاده می‌کردند.
 
ویرانه‌های ریشهر که در شرق شبه جزیره بوشهر واقع شده، شامل بقایای دژ وسیع و بناهای عهد عیلام، ظروف سفالی، اشیا مفرغی و آثار مختلفی از آن عصر است. آجرهایی از این ویرانه‌ها بدست آمده که متعلق به عهد «شوتروک ناخونته» از شاهان دوره عهد طلایی عیلام می‌باشد. با این وصف می‌توان گفت که از هزاره سوم تا هزاره اول پیش از میلاد از ریشهر برای سکونت و کشتیرانی و بازرگانی استفاده می‌شده است. ریشهر تا قرون اولیه پس از اسلام نیز آباد بوده و نادرشاه افشار آنجا را مرکز نیروی دریایی ایران در خلیج فارس قرار داده بود. عیلام، استان خوزستان و قسمتهایی از لرستان را در برمی‌گرفته و شوش که مرکز این کشور باستانی و متمدن بوده است از راه خلیج فارس با مراکز تمدن هند و پاکستان که موهنجودارو در غرب رود سند از مراکز مهم آن به شمار می‌رود، ارتباط داشته است. عیلامیان از طریق شبه جزیره بوشهر و ریشهر با مصر و هندوستان نیز روابط بازرگانی برقرار کرده بودند و کالاهای بازرگانی این دوران، فراورده‌های کشاورزی و دامی، مواد معدنی و کالاهای ساخته شده بوده است.
ارتباط‌هایی که از طریق خلیج فارس برقرار می‌شده فقط منحصر به چند مورد در زمان عیلامیان نبوده است. بلکه آثاری که از بنادر و شهرهای مختلف اطراف خلیج فارس طی کاوشهای باستان شناسی بدست آمده، نشانگر این است که در اعصار مختلف از خلیج فارس بعنوان راه ارتباطی فرهنگها استفاده می‌شده است. در سال 3-1992 مستر ماکی در نزدیکی بغداد مهر منقوشی را پیدا کرد که از هر حیث با مهرهایی که توسط سرجان مارشال در شمال هندوستان کشف شده بود، مشابه است. این اکتشاف نشان می‌دهد که نه تنها ارتباطی منظمی ‌بین این دو ناحیه از طریق آبراه خلیج فارس وجود داشته، بلکه تمدن مشترکی نیز بواسطه این ارتباط در این نقاط بوجود آمده بود.
 
همچنین در جزیره بحرین هم معبدی کشف شده است که از طرفی تشابه بسیار زیادی به معابد سومری در دوران ابتدایی دارد و از سویی دیگر با داشتن حوض و حمام شبیه پرستشگاههای دره سند است. باستان شناسان با توجه به این شواهد بدست آمده، ادعا می‌کنند که این پرستشگاهها از مردمی ‌بجا مانده که از سویی با اهالی بین النهرین و از سوی دیگر با مردم دره سند بازرگانی داشته اند. به این ترتیب بحرین حداقل از 3 هزار سال پیش از میلاد صاحب تمدن درخشانی بوده و از مراکز بزرگ قدرت و ثروت در آن دوران به شمار می‌رفته است. این چنین ارتباطهای فرهنگی که تقریباً در سراسر منطقه دیده می‌شود با ورود آریایی‌ها گسترده تر شد.
 
دریای پارس در طول قرون متمادی
هخامنشیان پس از پیروزی بر بین النهرین و تسلط بر کرانه‌های شمالی وجنوبی خلیج فارس، وارث بازرگانی دریانی باختر و خاور گردیدند.
اهمیت این راه آبی و امنیت آن بر هخامنشیان مخصوصاً کورش بزرگ روشن بود چون بازرگانی بین هند، آفریقای خاوری، خلیج فارس و کشورهای پیرامون آن، سود سرشاری نصیب شهرها و بنادر خلیج فارس می‌ساخت. بعدها کوروش شوش را بجای بابل مرکز بازرگانی قرار دارد تا کشتیها پس از ورود به رود کارون، کالاهای خود رادر شوش تخلیه کنند. بعد از کوروش، داریوش هم تلاشهای زیادی برای امنیت راههای آبی انجام داد و نیروی دریایی بزرگی تدارک دید. او همچنین فرمان ایجادکانال سوئز را داد تا کشتیهای بازرگانی بتوانند از دریای پارس و دریای سرخ به مصر و دریای مدیترانه وارد شوند و کالاهای سرزمینهای اطراف این دریا را به ایران برسانند.
 
در زمان اشکانیان نیز، دریای پارس شاهراه بازرگانی، بوده و کشتیهای زیادی در آن رفت و آمد می‌کردند. بازرگانی و اقتصاد خارجی ایران بسیار مورد توجه اشکانیان بوده و در این راستا برای دفاع از خلیج فارس و بین النهرین در برابر یورش بیگانگان بویژه رومیان، آماده بوده و ناوگان دریایی خود را تجهیز می‌کردند. ناوگان اشکانی که در خلیج فارس سیر می‌کردند تا جزیره سیلان و هند خاوری نیز پیش رفته بودند و در کشتیرانی و دریانوردی حتی از فینیقی‌ها هم پیشی گرفته بودند. خلیج فارس در زمان اشکانیان تبدیل به یک راه ترانزیتی شده بود و دلیل آن هم پذیرفتن هر نوع سکه در داد و ستد بود. این امر خود باعث پیشرفت و توسعه روابط بازرگانی و اقتصادی در آن زمان بین ایران و کشورهای مختلف بوده است.
ساسانیان هم به خلیج فارس بعنوان مرکز فعالیتهای بازرگانی، توجه ویژه ای داشتند.
 
در این دوران بنادر بسیاری بر کرانه‌های خلیج فارس بنا شد. بندر ابله نزدیک بصره یکی از این بنادر بود که توسط اردشیر بابکان بنا گردید. بندر سیراف نیز که از بنادر مهم این دوران به شمار می‌رود، حدود 3 قرن یکی از بزرگترین بنادر خلیج فارس بود و صادرات و واردات کالا به چین و هند و بالعکس از طریق این بندر انجام می‌گرفت.
مهمترین کالاهایی که از چین به ایران وارد می‌شد، عبارت بود از پارچه‌های ابریشمی، هنرهای دستی، مشک، کافور، کاغذ و ظروف چینی. از هند و جاوه و سوماترا نیز ادویه، عطر، دارو، چوب صندل، آبنوس، عود، کافور، چوب صنعتی خیزران و ساج به سیراف وارد می‌شد. (افشار سیستانی، 1381، ص 52).
 
از ایران نیز پارچه‌های کتانی، سنگ، دستمال، حوله، پارچه‌های پشمی، فرش، مروارید، ساخته‌های فلزی، طلا و نقره، گلاب مرغوب و سفره‌های خوش نقش صادر می‌شد.
ساسانیان بنادر دیگری نیز در کرانه‌های خلیج فارس بنا کردند که هر کدام در نوع خود مهم بوده و باعث رونق بازرگانی خارجی ایران بودند.
 
پس از ظهور اسلام نیز تا مدتها منطقه خلیج فارس با همان روش دوران ساسانی اداره می‌شد. اما بعد از گسترش دین اسلام، دیلمیان بر خلیج فارس چیره شدند و چون به اهمیت نیروی دریایی در خلیج فارس پی برده بودند، به ساماندهی آن پرداختند و بدین ترتیب ناوگان دریایی منظمی ‌بوجود آمد که بعدها به کمک همین ناوگان، عمان را تصرف کردند. در سالهای بعد نیز، پادشاهان مختلفی بر خلیج فارس مسلط شدند و روز بروز بر اهمیت بنادر آن افزوده می‌شد تا اینکه در اوایل قرن 8 هـ .ق جزیره هرمز، جایگزین بندر سیراف و بندر کیش شد و از آن تاریخ خلیج فارس عرصه تحولات جدیدی شد. تا قبل از روی کارآمدن صفویان، پرتغالیها بر خلیج فارس تسلط داشتند و جزیره هرمز را مرکز عملیات دریایی و بازرگانی خود قرار داده بودند و از این طریق بر بازرگانی بصره، مسقط، بندرعباس و دیگر نقاط مسلط شده بودند. شاه عباس صفوی به کمک انگلیسی‌ها، دست پرتغالیها را از خلیج فارس کوتاه کرد و در این دوران کشور تقریباً در
زمینه‌های مختلف دارای تشکیلات منظم و سازمان یافته شد. ولی نفوذ انگلیسیها از این زمان در این دریا زیادتر شد.
 
افشاریان و زندیان نیز تلاشهای بسیاری در ایجاد نظم و همچنین توسعه نیروی دریایی انجام دادند. نادرشاه چند فروند کشتی از انگلیسی‌ها و هلندی‌ها خرید و حتی دستور داد که برای ساختن کشتیهای جدید از جنگلهای مازندران چوب و تخته به خلیج فارس بیاورند. کریم خان زند نیز بعد از نادرشاه با دزدان دریایی جنگید و آنان را سرکوب کرد. او همچنین عمان و بصره را تصرف کرد.
در زمان قاجار خلیج فارس وضعیتی به مراتب بدتر داشت چرا که مورد تاخت و تاز و هجوم کشورهای استعمارگر مخصوصاً انگلیس بود. بی تدبیریها و عیاشیهای شاهان قاجار و آشفتگیهای آن دوران نیز مزید بر علت شده بود تا فرانسه و روسیه و انگلستان هر کدام به نوعی خود را مالک و مسلط بر خلیج فارس بدانند. در این میان تنها امیرکبیر بود که کوششهایی را در جهت پیشرفت و آبادانی خلیج فارس و ایجاد نیروی دریایی در مازندران و خلیج فارس کرد. ولی بی کفایتیهای شاهان قاجار، نفوذ دول استعمارگر خارجی و سیاستهای ویرانگر آنان باعث شد تا کارهای امیرکبیر بی سرانجام بماند. بعد از دوره قاجار، یعنی در زمان پهلوی با شروع جنگ جهانی اول خلیج فارس شاهد تحولات بسیار مهم سیاسی بود.
 
در سال 1306 هـ .ش بودجه نیروی دریایی از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و سال بعد از آن، نخستین گروه افسران ایرانی برای یادگیری فنون دریایی به ایتالیا اعزام شدند. در طول جنگ جهانی دوم هم با اینکه ایران خود را بیطرف اعلام کرده بود، ولی باز هم به آبهای خلیج فارس تعرض می‌شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ‌سیادت ایران بر خلیج فارس بتدریج بر عراق و آمریکا و متحدانش آشکار شد.
 
منابع و مآخذ:
1- افشار سیستانی، ایرج. نام خلیج فارس بر پایه اسناد تاریخی و نقشه‌های جغرافیایی، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، 1381.
2- اقبال آشتیانی، عباس. مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، تهران: اساطیر، 1384.
3- تکمیل همایون، ناصر. خلیج فارس، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1380.
4- رائین، اسماعیل. دریانوردی ایرانیان، ج اول تهران: [چاپخانه سکه]، 1350.
5- مجید زاده، یوسف. تاریخ و تمدن بین النهرین ج 2، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1376.
6- نوربخش، حسین. بنادر ایران در خلیج فارس، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382.
7- دریانوردی در ایران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382
.
8- ویلسون، آرنولد. خلیج فارس، ترجمه محمد سعیدی، تهران: شرکت انتشارات علمی‌و فرهنگی، 1366.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: chtn.ir/ مجید حاجی سلطانی

کشف مجسمه 2000 ساله در مصر

 

مجسمه گرانيتي بي سري از يکي از پادشاهان سلسله بطلميوسي مصر در ويرانه‌هاي معبدي متعلق به مقبره ملکه کلئوپاترا، کشف شد.
                     
                         

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ اين مجسمه که بيش از دوهزار سال قدمت دارد، پوششي سنتي از فراعنه باستاني مصر که برگفته از دامن و گردنبندي طلايي بوده را بر تن داشته است.

راهي هاواس، رئيس شوراي عالي عتيقه جات مصر گفت:‌ اگرچه اين مجسمه فاقد سر است، اما يکي از زيباترين مجسمه‌هاي سلسله بطلميوسي به شمار رفته و به احتمال فراون متعلق به بطلميوس چهارم، سازنده اين معبد بوده است.

هاواس با اشاره به وجود مجسمه‌هاي اوزيريس، خداي جهان مردگان، و بقايايي از مجسمه ابوالهل در ورودي معبد افزود: وجود اين مجسمه‌ها نشان مي‌دهد که در اين منطقه نيز خياباني شبيه به خيابان ابوالهل عصر فراعنه وجود داشته و مجسمه‌هايي به اين شکل نيز در داخل و خارج معبد وجود داشتند.

علاوه بر اين معبد ويرانه قبرستاني نيز کشف شد که اجساد آن به روش يوناني‌ها و رومي‌ها موميايي شده و به صورت دفن شده بودند. کارشناسان معتقدند، علت دفن شدن اين اجساد به اين شکل به دليل قرار گرفتن جسد يکي از پادشاهان در اين مکان و به نشانه احترام به وي بوده است./

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید

از نفرین فراعنه مصر چه می‌دانید؟!!

 
کاهنان دربار فراعنه در تمدن مصر باستان، در زمره مرموزترین شخصیت‌های تاریخ به شمار می‌روند تا جایی که در خصوص زندگی برخی از آنان کتاب‌هایی مستقل به چاپ رسیده است.
هوش و فراست این دولت مردان در سایه تمدن مصر، تنها به دایره نفوذ انکارناپذیر آنان در ساختار حکومت فراعنه ختم نمی‌شود بلکه با تسلط آنان برخی از علوم مانند، فیزیک و شیمی ‌با استفاده از نوع معماری و مواد مهلک و سمی، مقبره فراعنه رابه مرگ‌بارترین مکان‌ها برای هر فرد متجاوز به قبر فراعنه تبدیل می‌کردند تا جایی که هر فرد راه یافته به گنجینه‌های مدفون در مقابر، اگر از تله‌های گوناگون چون فرو ریختن سقف با حرکت خود و با برداشتن سنگی از قبور عبور کند، گرفتار قارچ‌های سمی ‌می‌شود که در فضایی بسته انتظار هر راهزنی را می‌کشد.
 
            
 
تبحر معماران مصر باستان در مهندسی اهرام تا بدان جا بود که وقتی یکی از رهبران شوروی سابق حضور در مقبره یکی از فراعنه در اهرام ثلاثه را در برنامه‌های خود قرار داده بود. سرویس جاسوسی شوروی سابق با نتیجه گیری از آخرین داده‌های دانشمندان در خصوص تمرکز انرژی در نقطه مرکزی آرامگاه، دیدار وی را لغو کرد.
امروز آمیزه ای از واقعیت‌های اثبات شده علمی ‌با برخی از حوادث و اتفاقات روزمره زندگی، به سوژه‌ای جذاب برای نویسندگانی مبدل شده است که مخاطبین خود را برای لحظه ای در فضای افسانه و حقیقت رها می‌سازند.
 
در هفدهم فوریه سال 1923 م. در شهر لوکسور مصر، حدود بیست نفر در برابر یک دیوار سنگی گرد آمده بودند. این دیوار چندین هزار سال پیش تعبیه شده بود تا آرامش ابدی فرعون جوان «توتن خامون» را حفظ کند.
در حدود بیست نفر شاهد، پشت سر اردکارنارون و هوارکارتر باستان شناسان انگلیسی که سرنوشت خارق‌العاده شان موجب شد تا در سراسر جهان مشهور شوند، صف کشیده بودند. اندکی از ساعت دو بعدازظهر گذشته بود. چند دقیقه بعد، هئوارکارتر تخریب این دیوار را که راه ورودی مقبره را بسته بود، آغاز کرد.
 
بازوی کارتر بالا رفت. در دست راست او یک چکش سنگین بود و با دست چپش مته بزرگی را گرفته بود تا این دیوار اسرارآمیز را سوراخ کند. حاضرین جملگی می‌لرزیدند و لردکارنارون ناخودآگاه به فکر کتیبه ای افتاد که بر روی گل آخری نقش بسته بود. چند هفته پیش این کتیبه را یافته و با زحمت بسیار موفق به خواندن متن آن شده بودند. در این کتیبه، ظاهرا به پیداکنندگان مقبره چنین اعلام خطر شده بود:
«هرکسی که آرامش فرعون را بر هم زند، عفریت مرگ بال‌های خود را بر او خواهد کوفت». کارتر، سوراخی را به اندازه دو برابر قطر بازوی خود ایجاد کرد و مقبره را به مدد یک لامپ برقی روشن کرد. جزئیات درون فضای آرامگاه را دیگر می‌شد به روشنی دید. درخشش اشیاء، چشمانش را زد. همه جا روی دیوارها و روی زمین آکنده از طلا بود. آرامگاه زرین در برابر دیدگان بهت زده باستان شناسان می‌درخشید. این دو مرد شکاف دیوار را وسیع تر کردند. صندوق زرین عظیمی ‌تقریبا همه فضای مقبره را انباشته بود. در یک سوی آن دو در فقل تعبیه شده بود که بدون زحمت و سروصدای زیاد باز شدند. در درون این صندوق، یک جعبه دیگر آن هم طلایی وجود داشت؛ اما بر روی درهایی که در صندوق قرار گرفته بود، مهر و موم دست نخورده ای دیده می‌شد که معلوم بود از زمان تدفین فرعون تا این زمان، هیچ کس آن چه را که پشت این مقبره در بسته پنهان شده، ندیده است.
                        
 
این دو باستان شناس، با دقت هر چه تمام تر، درهای سرداب را بستند و دوباره راه آن را مسدود کردند.
در میان حاضرانی که در بحر مکاشفت فرو رفته بودند، هیچ کس یک کلمه صحبت نمی‌کرد. در آن جا، یک وزیر، چندتن صاحب منصب عالی مقام دولت، باستان شناسان، دانشمندان، بازرس‌های کل اداره باستان شناسی مصر و دو زن وجود داشتند. در این جمع بیست نفری، سیزده نفر آنها در مدت چند ماه به طرز خشونت بار و مرموزی از بین رفتند...
در حدود چهل روز بعد، هوارکارتر از قاهره تلگرامی ‌دریافت کرد به او خبر داده شده بود که لردکارنارون شدیدا بیمار است. هوارکارتر که در لوکسور بود، زیاد به این تلگرام اهمیت نداد؛ ولی به زودی تلگرام دومی ‌با این عبارت رسید: لردکارنارون به طور جدی بیمار است و تب شدیدی دارد.
کارتر با شتاب فراوان به سوی پایتخت مصر روانه شد.
 
دوازده روز بود که لردکارنارون با تب‌های بسیار شدید دست و پنجه نرم می‌کرد. در اطاقی که در هتل کنتینانتال داشت، گرما غالبا به چند درجه می‌رسید. پسر لردکارنارون برای دیدن و مواظبت دائمی‌ پدر به مصر رسید. در همان شب ورود، در ساعت دو و ده دقیقه کم شب، توسط پرستار از خواب بیدار شد. پدش مرده بود. به اطاق پدر دوید و در لحظه ای که می‌خواست وارد اطاق شود، ناگهان همه چراغ‌ها خاموش شد.
خواهر لردکارنارون اشک می‌ریخت و آخرین کلماتی که لرد بر زبان جاری کرد، واقعا عجیب بودند: «صدایش را می‌شنیدم به دنبالش راه افتاده ام...» در همان لحظه ای که لرد در قاهره مشغول جان دادن بود. هزاران کیلومتر دورتر، یعنی در انگلستان و در منزل خانوادگی کارنارون‌ها، سگ کوچک لرد شروع به نالیدن کرد و آن گاه بر روی دو پای خود ایستاد و سپس مرد.
 
چند روز بعد، باستان شناس آمریکایی آرتورمیس که به کارتر کمک کرده بود تا دیوار اطاق فرعون را خراب کند، احساس خستگی کرد. پیش از آن که حتی پزشکان بتوانند کوچک ترین اظهار نظری کنند، عقلش را از دست داد و در همان هتلی که لرد از دنیا رفته بود، او نیز جان داد.
در همان زمان‌ها، میلیاردر معروف آمریکایی جرج جی گلوله که شدیدا از مرگ دوست قدیمی‌خود لردکارنارون متأثر شده بود، به وسیله کارتر، مقبره توتن خامون را تماشا کرد و فردای آن روز، تب وحشتناکی او را انداخت. پزشکان نظر دادند که بر اثر نارسایی قلبی مرده است. مرگی که به هر حال عجیب و غریب بود و چهار هفته بعد از اعلامیه او در انکار نفرین فراعنه روی داد؛ یعنی همان روزی که در موزه قاهره که توسط جمال محرز اراده می‌شد اشیای گران بهایی را که از مقبره توتن خامون به دست آمده بود. قرار می‌دادند؛ به ویژه ماسک طلایی این فرعون را که بیست و پنج لیور سنگینی داشت.
 
در تاریخ سوم نوامبر 1962 م. یک پروفسور پزشکی و زیست شناسی دانشگاه قاهره، بعد از مطالعه تمام نظریه‌ها و طرح نظریه رادیواکتیویته و همین‌طور مسمومیت محیط مقبره فرعون به علت بسته بودن کامل، خود را برای اعلام نظریه جنجال آفرین در باب این به اصطلاح نفرین آماده می‌کرد. پرفسور عزالدین طاها، این حقه اسرارآمیز را شکسته بود. روزنامه نگاران سراسر جهان به سالن کنفرانس هجوم آوردند و پروفسور رشته کلام را به دست گرفت.
«چندمین ‌سال است که من تعداد فراوانی از باستان شناسان و کارکنان موزه‌ها را مورد معاینه قرار می‌دهم. در تمام موارد مشاهده کرده ام که در بدن مریض‌های من ویروسی وجود دارد که موجب تورم مجاری تنفسی شده و تب‌های بسیار شدیدی را موجب می‌شود: لذا توانسته ام در انستیتوی میکروب شناسی دانشگاه قاهره، یک سلسله ویروس‌های خطرناکی را که موجب ناخوشی‌های گوناگون است و بین آنها ویروس آسپرژینوس نیژر نیز بود، مشخص کنم. این ویروس می‌تواند به طور غیر عادی در درون مومیایی‌ها، در مقابر و اهرام، حدود حداقل سه تا چهارهزار سال زنده بماند...» .
                  
 
پرفسور طاها چنین نتیجه گرفت: «این کشف، یک بار برای همیشه این فکر خرافی را در هم می‌شکند که جستارگرانی که در مقابر باستانی کار کرده اند، در تأثیر نفرین مرده باشند. امروز هنوز هم کسانی هستند که به تأثیر نیروهای فوق طبیعی باور دارند؛ ولی ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم».
شب سوم نوامبر 1962 م. بسیاری از کسانی که در تماس با مومیایی فراعنه، مقابر و اهرام بوده اند، از سخنان پرفسور طاها تسکین یافتند و ترسشان از میان رفت. روزنامه نگاران چکیده‌های فراوانی از کنفرانس طاها تهیه کرده و منتشر نمودند. «ما بر این مزخرفات خط بطلان می‌کشیم» و البته که این حرفها چرند و پرند بود. توجیه مرگ اسف بار حدود سی نفر محقق، فقط از جهت علمی‌ مقدور است و نظریه پرفسور طاها قابل نقض و رد نبود.
چند روز بعد، پرفسور طاها در جاده بین قاهره و سوئز اتومبیل می‌راند. او پشت فرمان بود و در کنارش دو نفر از همکاران علمی ‌او نشسته، از این مزخرفات سخن می‌گفتند که ناگهان، درحالی که اتومبیل پرفسور طاها در هفتاد کیلومتری مشرق قاهره مشغول رفتن بود، بدون هیچ دلیلی به طرف دست چپ منحرف شد و این اتومبیل در این جاده خلوت با اتومبیل دیگری بی دلیل تصادف کرد و پرفسور طاها و دو همکارش بی درنگ به قتل رسیدند؛ ولی مسافران اتومبیل دیگر فقط جراحات اندکی برداشتند. تشریح جسد پرفسور طاها نشان داد که او نیز قربانی نارسایی قلبی شده است!
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hawzah.net

کشف فسيل لاک‌پشت 75 ميليون ساله در کانادا

 

گروهي از باستان‌شناسان کانادايي موفق به کشف فسيلي از يک لاک پشت دريايي 75 ميليون ساله شدند.

 



به گزارش ميراث آريا (chtn) کشف فسيل‌هاي 75 ميليون ساله از يک لاک‌پشت باردار به همراه لانه تخم لاک‌پشت در کانادا نظريه‌هاي تازه‌اي در مورد جهش ژني لاک‌پشت‌هاي دريايي و معمولي به وجود آورد.

دارلازلنيتسکي که سابقه کشف دايناسور بارداري را در پژوهش‌هاي گذشته خود دارد گفت: اگر چه کشف فسيل‌هايي از تخم و نوزادان جانوران منقرض شده امري نادر به شمار مي‌آيد اما عجيب تر از همه آنها پيدا کردن آنها در بطن مادرشان است.

فرانسوا ترين، ديگر ديرينه شناس عضو تيم گفت: شکسته شدن اتفاقي فسيل لاک‌پشت در حين اکتشاف، باردار بودن او را آشکار ساخت.

بررسي‌هاي به عمل آمده از تخم‌هاي داخل بدن لاک‌پشت و مقادير موجود در لانه يافت شده معلوم شد که هر دو گونه به يک لاک‌پشت دريايي به نام آدوکاس (Adocus) تعلق داشتند.

زلنتسکي افزود: پوسته سفت و سخت اين تخم‌ها به دليل محفوظ ماندن از شرايط بد آب و هوايي آن زمان و در امان ماندن از حمله ديگر دايناسورهاي شکارچي بوده است.

ترين ادامه داد: مي‌توان از طريق فسيل‌هاي به دست آمده تشخيص داد که چگونه خط سير توليد تخم‌هاي سخت و مقاوم لاک پشت ها در ميليون‌ها سال پيش تبديل به تخم‌هايي ظريف و با حساسيت بالاي امروزي شده ‌اند./

ثقة‌الاسلام از کاخ گلستان رفت

                  


به گزارش ميراث آريا (chtn) ، بعد‌ازظهر دیروز پروين صدر ثقة‌الاسلام با سابقه 46 سال فعاليت فرهنگي و پس از 9 سال مديريت، اداره مجموعه فرهنگي تاريخي گلستان را به مسعود شريفي واگذار کرد.

شريفي پيش از اين مديريت مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران را بر عهده داشت.

در اين مراسم مسعود علويان صدر معاون حفظ، احياء و ثبت آثار سازمان، ام‌البنين نعمت گرگاني مدير کل امور موزه‌ها و اموال منقول فرهنگي تاريخي، آزاده اردکاني رئيس کل موزه ملي ايران و کارکنان مجموعه فرهنگي تاريخي گلستان حضور داشتند.

خاطر نشان مي‌شود پروين صدر ثقة‌الاسلام بر اساس حکم رئيس سازمان ميراث فرهنگي در سمت مشاور امور زنان سازمان ميراث فرهنگي ابقاء شد

هفت گوردخمه دوره ساساني در فارس شناسايي شد


7 گوردخمه دوره ساساني در فارس توسط اداره کل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان شناسايي و ثبت شد .

به گزارش ميراث آريا(chtn)، استودان‌هاي حد فاصل تنگ توکلي تا تنگ بيدو در شهرستان مهر فارس واقع شده است. اين آثار شامل 7 استودان ساده و بدون هيچ گونه نظم و تزئين خاصي است که با ابعاد متفاوت دريک راستا به طول 150متر و در ارتفاع 5/2 متري از دامنه کوه در صخره هاي کوه حفر شده است .

چهار عدد از استودان هاي مذکور در قسمت بالا باريکتر و به صورت هلال ديده مي شود و سه استودان ديگر در عرض بالا و پايين يکسان و بدون هلال است .

فرسايش هاي طبيعي و عوامل فيزيکي ، شکستگي ، سست و گچي بودن جنس کوه از عواملي است که مي تواند اين مجموعه آثار را در معرض تهديد قرار دهد .

طبق نظريات کارشناسان باستان شناس با توجه به شکل و نوع ساخت اين استودان‌ها و موقعيت قرارگيري آثار فراواني همچون قلعه و دژهاي مهم تاريخي در فاصله چند کيلومتري آن و غني بودن منطقه قدمت اين مجموعه آثار را به دوره تاريخي ساساني نسبت مي دهد .

اين اداره کل با توجه به ويژگي هاي اين مجموعه تاريخي به عنوان يکي از شاخص‌ترين آثار باستاني منطقه اقدام به شناسايي و بررسي آن در سال 1387 کرده است و هم اکنون پس از طي مراحل و تشريفات قانوني لازم به شماره 28215 در فهرست آثار ملي ايران قرار گرفته است واز تاريخ ثبت تحت حفاظت و صيانت اين اداره کل قرار دارد .

پيشينه تاريخي اين شهرستان حکايت از تاريخ پنج هزار ساله آن دارد.نخستين بار تمدن ( باکون الف ) در اين منطقه شکل گرفته است .که اين تمدن گسترده ترين فرهنگ و تمدن دوره ماقبل تاريخ ناحيه فارس محسوب مي شود.آثار به دست آمده از کاوش‌هاي باستان شناسي در محوطه هاي بخش اسير ، بيانگر آن است که در دوره هخامنشي ، فرهنگ و تمدن منطقه دگرگون شده و همزمان با ديگر نواحي فارس ، تحت تاثير آداب ، سنن ، فرهنگ و معماري هخامنشي قرار گرفته است .

در دوره ساساني ، اين ناحيه در مسير راه ارتباطي شهر گور (فيرزاباد کنوني ) به بندر سيراف واقع شده است که محوطه باستاني تنب بت و آثار مربوط به آن واقع در روستاي شلدان ، مهمترين اثر باقيمانده از اواخر دوره هخامنشي و اوايل دوره ساساني به شمار مي رود.شهرستان مهر با توجه به آثار و شواهد فراوان از دوره اسلامي همچنان پررونق و پابرجا بوده است.

عجایب قبیله‌های اتیوپی

 

سفر مجازی؛ عجایب قبیله‌های اتیوپی (+عکس)


 جالب است بدانید در میان زنان قبیله "مورسی" در دره "اومو" اتیوپی، لب‌های بشقابی افتخارآمیز و نشانه قدرت است.
لب پایین دختران در سن 16-15 سالگی بریده شده و با وسیله چوبی باز نگه داشته می‌شود. چند ماه بعد بتدریج بشقاب‌های چوبی بزرگ‌تر جایگزین بشقاب‌های قبلی می‌شوند تا لب به اندازه كافی كشیده شود. این كار آن‌قدر ادامه می‌یابد تا بشقاب به اندازه تصویر شود.
 
با آن كه تمام افراد قبیله دره "اومو" از تن‌پوش و وسایل تزیینی سنتی استفاده می‌كنند، كاربرد اشیاء زینتی در میان زنان قبیله "همار" بیشتر از بقیه است. آن‌ها اغلب از گردنبندهای مهره‌ای چند رج، بازوبندهای فلزی شبیه به دستبند و مدل‌های زیبای مو استفاده می‌كنند.
 
 آتشفشان دالول: گوگرد، نمك و سایر مواد معدنی طیف رنگی خاصی به دهانه آتشفشان دالول داده‌اند. این آتشفشان در گرم‌ترین نقطه زمین و 48 متر پایین‌تر از سطح دریا قرار دارد. دالول پایین‌ترین آتشفشان دنیاست. 
 
بسیاری از افراد قبیله‌های جنوب اتیوپی در برابر مهاجرت به شهرها و ترك سنت‌های فرهنگی مقاومت می‌كنند. پسران قبیله با نقاشی روی بدنشان در هتلی كنار جاده در دره "اومو" آماده و منتظر حضور در یك مراسم هستند.
 
 
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hamshahrionline.ir

طرح محتوايي موزه‌هاي جديد بايد بر اساس مخاطبان شکل بگيرد

 
                  

به گفته مدير کل امور موزه‌ها و اموال منقول فرهنگي و تاريخي سازمان ميراث فرهنگي در تمامي موزه‌هاي جديد بايد طرح محتوايي بر اساس مخاطب و موضوعات منطقه‌اي شکل بگيرند تا در سال‌هاي آينده مخاطبان خود را حفظ کنند.

به گزارش ميراث آريا (chtn) ، ام‌البنين نعمت گرگاني در نخستين هم‌انديشي ماهانه معاونان حفظ و احياي کشور با بيان اين مطلب افزود:‌در سال جاري معاونان حفظ و احياي کشور مواردي همچون بازنگري طرح‌هاي محتوايي موزه‌هاي قديمي و موجود، مساعدت براي راه‌اندازي موزه‌هاي خصوصي، ارائه طرح‌هاي آموزشي تخصصي ، استاندارد‌سازي موزه‌هاي موجود و تکميل موزه‌هاي نيمه‌تمام خود را در اولويت قرار دهند.

وي با اشاره به ضرورت آغاز عمليات اجرايي موزه‌هاي منطقه‌اي در استان‌ها اظهار داشت:‌ بر اساس مصوبات سفر رياست جمهوري تجهيز موزه‌هاي مشارکتي با همکاري بخش غيردولتي بايد در دستور کار استان‌ها قرار گيرد همچنين بررسي تجهيز موزه‌ها پس از دريافت مجوز از سوي اين اداره کل صورت مي‌گيرد.

وي با بيان اينکه طرح‌هاي معماري سازه و تجهيزات در اولويت کاري ما قرار دارد، بيان داشت:‌ همچنين برنامه‌ريزي براي ايجاد اکو موزه و سايت‌موزه پس از مطالعه، شناخت و تأييد آن‌ها صورت مي‌گيرد،‌همچنين پيش از افتتاح موزه‌، هماهنگي‌‌هاي لازم بايد از سوي معاونان حفظ و احياء با شوراي فني استان صورت گيرد.

گرگاني بر جذب نيروهاي متخصص، راه‌اندازي و فعال‌سازي کارگاه‌هاي مرمت اشياء،‌ مشارکت در مرمت اشياي در اختيار بخش خصوصي تأکيد کرد و گفت: مديريت بحران در مورد اموال فرهنگي، تاريخي و نيز اولويت‌بندي اشياي نيازمند حفاظت و مرمت بايد در برنامه‌هاي کاري استان‌ها قرار گيرند.

مدير کل امور موزه‌ها و اموال منقول فرهنگي تاريخي سازمان ادامه داد:‌ بر اساس پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته در دهه پاياني خردادماه سال جاري بخش کارشناسي شبکه جام (شبکه جامع پيرامون اموال منقول فرهنگي تاريخي) به صورت رسمي ارائه خواهد شد.

وي در پايان به برگزاري نمايشگاه‌هاي موضوعي در هفته ميراث فرهنگي اشاره کرد و افزود: موضوعاتي همچون روز زن، ارتباطات، محيط زيست،‌گل و گياه،‌بيابان ‌زدايي،‌مقاومت و ايثار و بزرگداشت فردوسي از جمله موضوعاتي هستند که در هر يک از استان‌هاي کشور به شکل‌هاي مختلف قابليت نمايش را دارند.

آشنایی با نام‌های سرزمین ایران

آشنایی با نام‌های سرزمین ایران

 
 بنابر اسناد تاریخی، شواهد، قراین، فرهنگ شفاهی، کشفیات باستانشناسی و زبانشناسی می‌توان گفت 4 نام برای كشور ایران بكار رفته است.
این نام‌ها عبارتند از:
1. سرزمین جم  - مملكت العجم (در ادبیات عرب)
2. میدیا در ادبیات اروپایی
 3. سرزمین پارس در ادبیات اروپا (مملکت فارس در ادبیات عربی و فارسی)
4. کشور ایران (اریانا، ایراك، اراک، عراق و  ایلام) از نظر زبانشناسی ریشه‌های واحدی دارند).
 
اینكه كدام اسم قدیمی‌تر و حدود جغرافیایی هركدام چه محدوده‌ای بوده است مورد اختلاف است. اما واژه ایران تنها واژه‌ای است که تقریبا در تمام دورهای تاریخی رایج بوده است.
الف - معنی جم و  عجم چیست؟
واژه عجم (Ajam-Ajaam- Hajam) در زبان فارسی و در بیشتر زبانهای آسیایی مانند هندی، اردو، پشتو، بلوچی، کردی، ترکی و ... معنی ایرانی و زبان فارسی می‌‌دهد اما در زبان عربی امروزه به معنی غیرعرب بکار می‌‌رود در برهه‌ای از تاریخ به معنای کسی که زبان فصیح عربی را متوجه نمی‌شد می‌‌گفتند. در دوره بنی امیه این کلمه کاربرد تحقیر آمیز داشت ، کاربرد تحقیر آمیز این واژه در ادبیات عرب اکنون جایگاهی ندارد.
 عجم بصورت هجم و هخم و هیم نیز تلفظ شده است. همانطور که "است" به هست تبدیل شده  اجم نیز به هجم و هخم تبدیل شده است و  احتمال دارد بین واژه هخامنش و و کلمه عجم ارتباط وجود داشته باشد. زیرا کلمه جم Yam  و یم که ریشه اصلی عجم هستند در زبان لاتین بصورت خ Haxâm تلفظ می‌‌شود همانطورکه Javier – javan-    هم به صورت خوان و خاویر و هم بصورت یوان و یاویر  تلفظ می شوند.
این فرضیه  مطرح است که بین عجم و هخم ارتباط اتیمولوژی وجود داشته باشد زیرا در قدیمی‌ترین متون فارسی ،جمشیدیان، جم، عجمیان و عجمان داریم. اما واژه هخامنشیان در ادبیات فارسی بعد از اسلام اصلا نیست.
بعضی کلمه جم، یم و یما را از یک ریشه دانسته‌اند که در زبان‌های کهن ایرانی به معنی آب و دریا بکار رفته‌اند. اجم عربی شده جم است و با  اضافه شدن ال حرف تعریف عربی بصورت الجم در آمده و چون ل قبل از ج خوانده نمی‌شود  بصورت اجم و سپس عجم در آمده است  در کتب ادبی و تاریخ ایران ما با اسامی افراد متعدد به نام جم و جمشید بر می‌خوریم که  قدیمی‌ترین آن  می‌تواند نام پادشاهانی در دوره‌های قبل از پارسی باشد.
جم كه در اوستا، یم و در زبان پهلوی و كردی جمشید و جمشیر و جم و گاهی هجم بیان شده است از اولین پادشاهان و پیامبران ایرانی ثبت شده كه بر اساس نوشته ها و داستانهای شفاهی و كتب خداینامه ها، اختراع لباس، نگارگری، كشف فلز، ساختن گرمابه، پزشكی و جشن نوروز را به او نسبت داده اند صفات این پادشاه شباهت زیادی به نوح در قران دارد و بعضی وی را با حضرت سلیمان یكی دانسته اند.
 
جم برادر زاده شالخ و پسر ویوندگیهان (جیهان) بود.ن خستین کسی که نوروز را برقرار ساخت و درجات مالکین را معین نمود و علامت حکومتی را تصویب کرد سیم و زر و سایر فلزات را استخراج نمود و ابزار و آلاتی از آهن ساخت و اسب و دیگر چارپایان سواری را رام کرد و مروارید صید نمود و مشک و عنبر و دیگر مواد خوشبو را تحصیل کرد و قصرها بنا نمود و آب انبار ساخت و قنات حفر کرد کیا جم پسر ویوند جهان یعنی نگهدارنده صلح پسر ارفخشاد پسر سام پسر نوح بود پایه این کارها آن بود که او در نوروز دنیا را تصرف کرد و نواحی ایرانشهر یعنی اراضی بابل را آباد کرد نوروز آغاز استقرار قدرت او بود.
 
در مورد جم، عجم و مملکت عجم ادبا، شعرای و جغرافیا نویسان زیادی مطلب گفته اند که در مجموع کاربرد این واژه را در 60 کتاب کلاسیک عربی و فارسی می‌توان یافت.
در زبان فارسی  هم اکنون نیز عجم مترادف با ایرانی و زبان فارسی است.  اعراب در دوره ای از تاریخ، ایران را بلاد عجم و خلیج فارس را بحر العجم می‌نامیدند.
جم و ا ل جم در دوره قبل از اسلام به ایران و ایرانیان اطلاق می شده است ولی در ادبیات سده‌های میانه‌ی عربی، به غیر عربان امپراتوری هم اطلاق می‌شد، و از آن معنی و مفهوم های زیاد دیگری نیز ساخته شده است مانند «عَجَمَه» «به طور غیر واضحی سخن گفتن، جویده سخن گفتن»  بدین ترتیب، از «عَجَم، عُجْم» (= ناروشن سخن‌گویان)، غیرعربان مراد شده است. بدین ترتیب، اصطلاح «عجم»  بعدها برای اشاره به همه‌ی گویندگان زبان‌های غیرعربی - كه با فاتحان عرب تماس و ارتباط یافته بودند - به كار برده می‌شد و در یک دوره مفهوم تحقیر آمیز پیدا کرد.
 حتا طرف‌دار بزرگ اصل عرب، «جاحظ»، "كتاب التسویه بین العرب و العجم" را در این باره نوشت: "پس از آن كه چنین گفت‌وگویی‌ها در مورد عرب و عجم فروخاموشید، و ایرانیان با شمار نفوس و توانمندی‌های‌شان، به جایگاهی برتر و مقتدر در جهان اسلام دست یافتند، «عجم» صرفاً به اصطلاحی قومی و جغرافیایی تبدیل شد؛ از این رو، در كتاب‌های جغرافیایی دوره‌ی سلجوقی و پس از آن، بین‌النهرین را با عنوان «عراق عربی» اراق (عرب شده اراک است و اراک شکل دیگری از  تلفظ  ایران می‌باشد)، در تقابل با شمال غربی ایران یا «جبال» (ماد باستان)، كه «عراق عجمی» (ایراک عجمی) خوانده شده، می‌یابیم.
بنابر این كشور جم شاید قدیمی‌ترین نام ایران باشد كه عربهای دوره جاهلییت آنرا معرب نموده، اجم و عجم گفتند و كلمات عجمه عجمو اعجمی و الاعاجم را از آن ساختند. و سپس در دوره های بعدی عجم و اعجمی را در معنی های مختلف بکار بردند ابتدا این کلمه را اختصاصا برای ایرانیان و مترادف با فارسی بکار می‌بردند در صده های بعد از اسلام این کلمه کاربرد بیشتری پیدا کرد و گاهی به خود اعراب نیز عجمی می‌گویند مثلا به شیعیان بحرین و عمان عجمی می گویند یا عراقی ها به مردم خوزستان عجم می‌گفتند در یک دوره به زرتشتیان و یا به مجوس عجم می‌گفتند در بعضی موارد به مردم خراسان عجم گفته اند بطور بسیار معدودی به آذری ها نیز ترکان عجم گفته اند به ایرانی تبارهای شرق آفریقا نیز عجمو و عجمی می‌گویند. ولی امروزه کلمه عجم بیشتر به معنی غیر عرب بکار می‌رود.
ب - میدیا یا ماد
نام سرزمین وسیعی است که شامل تمام مناطق کردنشین فعلی و استانهای مرکزی ایران می‌شده است  برای چندین سده برای سرزمین فعلی ایران بویژه  بخش اصلی ایران فعلی مدیا گفته می‌شده است. مرکز اولین  پادشاهی مقتدر ایران بنام دیا اکو  (مدیا) مادها  اکباتان یا همدان بوده است. میدیا یعنی مرکز، وسط، میانه، واژه میدل و  میدان نیز از همین ریشه است. 
ج - ایران
با وجود اینکه ایران تنها نامی است که نزد ایرانیان بطور مستمر در طول هزاران سال بکار می‌رفته است و نماد و رمز وحدت و تقدس به خود گرفته است اما اروپائیان تا اواخر قرن هفده هیچگاه این نام را بکار نبرده اند و در عوض پارس را مترادف و بجای ایران بکار می‌برده اند. در تمامی اسناد و قراردادها قرون گذشته بین ایران و دولتهای خارجی نیز در متن فارسی ایران و در متن خارجی پارس بکار رفته است.
 
ایرانیان  قدیم به سرزمین ایران، ایرانویج می‌گفتند که به معنای اقوام ایرانی می‌باشد بنا بر افسانه ها و آنگونه که در اوستا آمده نیز آمده است سرزمین اولیه آریایی‌ها مکان سردی بوده است که آریاها را مجبور به ترک موطنشان نموده وجای آن در اوستا بخش وندیداد کنار رود ((ونگوهی داهیتی)) تعیین شده است که همان رود وهرود است و در جایی دیگر آمده است وهرود همان رود جیحون است.
ایران در اوستا ائیریه airya  و در فارسی باستان  اریه  ariya  آمده این وایه در پارتی آریان aryan و در پهلوی ساسانی  اران و در دوره اسلامی به اراک  تبدیل شده است. این واژه در ایرلندی کهن هم به همان معناست وبه معنای  شریف و نجیب است/ در زمان ساسانیان ایران را ایران شهر یا سرزمین ایرانیان نیز می‌نامیدند و ایرانشهری همان ایرانی است این واژه در کلمات اران. آلبا . نیز دیده می‌شود و نام محل  یکی از جمهوریهای روسیه بنام  استیا بنام ایریستان است که  یادگاری از قوم ایرانی در این منطقه است.
قدیمی ترین سند مکتوب با  واژه‌ی «ایران» (Eran)  در سنگ‌نوشته‌های اردشیر یكم - بنیان‌گذار دودمان ساسانی - گواهی شده است. سنگ‌نوشته‌ سه زبانه‌ی شاپور یكم در كعبه‌ی زرتشت در استان فارس - كه در این موضوع فقط نسخه‌های پارتی و یونانی‌اش محفوظ مانده، اما نسخه‌ی پارسی میانه‌ی آن نیز با اطمینان، بازسازی‌پذیر است - برای نخستین بار حاوی واژه‌ی پارسی میانه‌ی «ایران‌شهر» EranShahr (به پارتی: Aryanshahr) است.
در "تاریخ سیستان" چنین گفته شده است كه: «كل ناحیه‌ی كشور به چهار بخش تقسیم شده بود: خراسان، ایران، نیمروز، و باختر؛ هر آن چه در جوار مرز شمالی واقع گردیده، "باختر" خوانده شده؛ و هر آن چه در نزدیكی مرز جنوبی واقع بوده، "نیمروز" نامیده شده است؛ و ناحیه‌ی میانی به دو بخش تقسیم گردیده: آن چه در جوار مرز شرق واقع شده، "خراسان" خوانده شده، حال آن كه آن چه در غرب واقع است، "ایران‌شهر" نامیده شده است». حتا در «نزهة القلوب» حمدالله مستوفی (به نقل از اصطخری) گزارش گردیده كه «اراک (عراق) عربی عادتاً دل ایران‌شهر خوانده شده است». به هر حال، عنوان عمومی سرزمین ایرانیان از این زمان، «ایران»، و [عنوان] اهالی‌اش، «ایرانی» بود.
واژه ایران به عنوان یک واحد سیاسی در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار که یک دایرة المعارف جغرافیایی است و گرچه عنوانش در دانش جغرافی است اما مولف آن، بسیار وسیع تر از موضوع جغرافی تلاش کرده است تا فرهنگ و تمدن اسلامی را از آغاز اسلام تا زمان خودش در آن منعکس سازد نویسنده در این کتاب  ایران را در فصلی بنام مملکت ایرانی ها توصیف نموده است شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری (700 - 749) نویسنده این اثر تنها 50 سال عمر کرد. (اخیرا مرکز زاید للتراث و التاریخ در امارات تاکنون دست کم هشت مجلد از این کتاب را عرضه کرده است. آقای سلیمان الجبوری  در حال انتشار متن کامل آن می‌باشد).
بخشی از این کتاب در باب مملکت ایران اوضاع ایران در دوره ایلخانی است.
 
 اما انتخاب عنوان مملکة الایرانیین هم برای این فصل جالب است. به طور معمول کلمه ایران را به ائیریه در زبان اوستایی و به اریه در فارسی باستان و آریه در سانسکریت بر می‌گردانند. نیز می‌افزایند که در دوره ساسانی ایران را ایرانشهر می‌نامیدند و سرزمین ایران هم ایرانویج خوانده می‌شده است (بنگرید: ایرنویج، بهرام فره وشی، ص 11 – 12).
اما پس از آمدن اسلام، به طور عمده ایران را بلاد فارس و برای بخش های مختلف نام های استانی مانند جبال و آذربایجان بجای مدیا  و جیل و خراسان و سیستان بکار می‌رفت. فردوسی، قاعدتا بر حسب آنچه در زبان ادبی آن روزگار رایج بوده ایران و توران را برابر هم نهاده و از این تعبیر حدود ۷۰۰ بار برای مجموع آنچه اروپاییان و عربها آن را بلاد فارس می‌نامیدند استفاده می کرده است.
آنچه به لحاظ تاریخی قابل جستجوست این است که اطلاق نام ایران پس از حمله اعراب بطور رسمی بندرت بکار رفته است و کاربرد نام ایران از دوره مغول مجددا در اسناد و منابع رسمی بر سرزمینی با این محدوده جغرافیایی، باب شده است.
اطلاق نام ایران بر یک واحد سیاسی مستقل در این ناحیه نه در برابر سرزمین های عربی بلکه دقیقا به مانند دوران پیش از اسلام در برابر توران بود. اما نه توران قدیم و نه آن نام، بلکه در مقام اولوس هایی که مغولان تشکیل دادند و ایران را به فرزندان تولی دادند که هولاکو فرزند وی و سپس نسل او در راس آن قرار گرفتند.
این کاربرد را در جامع التواریخ رشید الدین فضل الله وزیر برجسته دوره ایلخانی به خوبی مشاهده می‌کنیم. وی غالبا از این دیار به عنوان «ایران زمین» یاد می کند. برای مثال عنوان فصلی چنین است: «تاریخ خلفا و سلاطین وملوک و اتابکان ایران زمین و شام و مغرب و ...» (جامع التواریخ، چاپ روشن، ج 1، ص 343، 468، ج 2، ص 812، 855، 932، و موارد بیشمار دیگر).
مملکت ایرانی‌ها
مملكت ایرانی ها، سرزمین اراک (عراق) و عجم و خراسان است. طول این مملکت از رود جیحون در انتهای خراسان تا فرات است که میان آن سرزمین و شام فاصله انداخته است. عرض ایران، میان کرمان است که متصل به دریای فارس است و خود از اقیانوس هند منشعب می‌شود تا نهایت آنجایی که در اختیار بقایای سلجوقیان روم است در حدود علایا و انتالیا در کنار مدیترانه. در سمت شمال، حد فاصل میان میان مملکت ایرانی ها با بلاد قبچاق، رودی است در کنار باب الحدید که به ترکی آن را دمرقابو گویند و دریای طبرستان که به آن بحر خزر  هم گفته می شود.
این ممکلت تقریبا مربع است. با راه رفتن طبیعی، عرض آن را چهار ماه و طول آن را هم چهار ماه می توان پیمود در آنجا اقلیم های بزرگ و شهرهای زیادی هست که هر کدام رستاق‌های (روستا) فراوان و نواحی و مناطق و جهات متعدد دارد.
 
پایتخت فعلی آن  توریز (تبریز) و سپس سلطانیه است. خاندان هولاکو برآنند که پادشاهی از آن کسی است که در اوجان بر تخت نشیند. اوجان در بیرون تبریز است. ممالک بزرگ آن یکی اراک (عراق) عرب و دیگری عراق عجم و خراسان و کرمان و فارس و آذربایجان و آران و ری و جبال و دیاربکر و ربیعه و جزیره و ارمینیه و گرجستان و روم است. اگر با انصاف بنگری این مملکت در حقیقت قلب دنیاست.
در درون این مملکت چندین پادشاه هستند که همه بنده سلطان هستند، مانند حاکم هری که در اصل همان هرات است، و امیر کرمان و گیلان و سمنان و مالاین و ارزن.
 
بلاد فارس مملکت فارس، پارس و پرشیا
بر اساس كشفیات باستان شناسی که تا کنون صورت گرفته، زادگاه انسان اولیه شرق و شاخ آفریقا  و یا احتمالا سواحل خلیج فارس بوده است. یك گروه از این انسانها كه در سواحل دریای سرخ و دریای پارس تمدنی ایجاد نمودند با تغییر آب و هوا به شمال مهاجرت نمودند ولی در هزاره های بعد یا عصر یخبندان بسوی جنوب برگشت نمودند كه آنها را آریایی می‌گویند.
پارسها یكی از سه شاخه اصلی قوم آریا هستند كه در متون قدیم ثبت شده است که  حدود 5 هزار سال پیش (این تصور غلط ناشی از عمر 6 هزار ساله برای زمین قائل شدن در متون کلاسیک ناشی شده است و مبنای علمی ندارد).  از شمال دریای خزر بسوی فلات ایران مهاجرت نموده اند گروهی كه در خراسان و افغانستان امروزی ساكن شدند به پارتها و آریانها معروف شدند یك گروه نیز در شمال غربی فلات ایران ساكن شدند كه به آنها ماد یا مدیا می گفتند گروه سوم كه به اسب سواری و چابك سواری شهرت داشتند در ناحیه جنوب و سواحل خلیج فارس و جنوب كوههای زاگرس سكونت گزیدند و به پارسها (اسب سواران) شهرت یافتند این قبیله بزرگ آریایی پادشاهی قدرتمندی در جنوب ایران ایجاد كردند كه بدلیل دسترسی به آبهای بین المللی بزودی شهرت جهانی یافتند و نام آنها بر تمام ایران اطلاق شد.
بعضی از  آثاری که از تمدنهای مربوط به 6تا 7 هزار سال در بسیاری نقاط ایران كشف شده است بویژه اسکلت انسان هایی که آریایی نامیده می شوند مبنای 5 هزار ساله  تاریخ مهاجرت اقوام آریایی به ایران را بکلی زیر سوال برده است  امروزه علم باستان شناسی و انسان شناسی و د. ان .ای  به كمك مورخین شتافته تا رازهای نهفته در اعماق قرون را كه هیچگاه مكتوب نشده اند و یا اگر هم نوشته شده اند بكلی از میان رفته اند را آشكار سازد و امید می رود در آینده با كشفیات جدید بسیاری از ابهامات روشنتر گردد.
یافته های باستانی ثابت می كند كه قبل از اعلام امپراتوری جهانگیر و فدرال پارس در سال 538 میلادی توسط كورش، در شرق ایران (زابلستان و باكتریا) و هم درغرب (ایلام) پادشاهی های مقتدری وجود داشته اند طبق تاریخ شفاهی و داستانهای باستان نامه فردوسی در شرق و مركز ایران شاهنشهی ایران وجود داشته است كه با تورانیان (سرزمینی در غرب سین كیانگ، شرق ازبكستان تا جنوب قرقیزستان امروزی) در نبرد های طولانی با ظهور كورش تمام این مناطق (ایران، ماد ،ایلام و خوزیه تحت حكومت فدرال پارس و یا پرسیا قرار گرفت.
واز  این دوره یونانیان و رومی‌ها برای کشور ایران که مملكت فدرالی متشكل از 35 پادشاهی بود  امپراتوری پارسیا و یا پرشیا بکار برده می‌شد. بنابر نوشته فیثاغورس، "ایرانیان باستان به اسب عشق و علاقه فراوانى داشتند و بسیارى از پادشاهان پیروزى خود را مدیون اسبهاى تربیت ‏یافته‏اى مى‏دانستند كه آنها را اسب پارس، پرس و یا فارس مى‏نامیدند".
 اعراب كه به اسب خیل، خیول، حصن و حصان  مى‏گفتند، پس از پیروزى بر ایرانیان و به غنیمت گرفتن هزاران اسب پارسى، به اسب، فرس و به چابك سوار، فارس و فرسان مى‏گفتند و هنوز این نامها کاربرد دارد و بجای شوالیه نیز فارس بکار می‌برند.
وقتى دریانوردان یونانى در هزاره اول قبل از میلاد وارد سواحل خلیج فارس شدند، اهمیت و اقتدار  كشتى‏ رانی و دریانوردانى ایرانیان و پارسها موجب شد  که نام پارس را بر همه فلات ایران اطلاق كردند و بویژه از دوره كوروش (سیراس) و داریوش (دارا) كه از قبیله هخامنش - یكى از قبایل پارسى - بودند، به‏دلیل وجود پارس‏گرد (یعنى شهر پارس یا پایتخت پارس، كه یونانى‏ها نیز آن را پرسه‏پلیس مى‏خواندند) نام دیهه یا روستاك پارس - كه نام بخش جنوبى ایران بود - بر همه ایران اطلاق شد و بعدها عرب‏ها نیز به تقلید از یونانیان، فارس (عربى‏شده پارس) را جایگزین كلمه عجم كردند.
براى مدت مدیدى ایران جزئى از سرزمین دارالاسلام بود و هنگامى‏كه از تمدن پادشاهان قبل از اسلام یاد مى‏شد، از آنها به‏عنوان ملوك عجم و یا خسرو (كسرى‏)، بلاد فارس و یا بلاد عجم، بلاد كسرى‏ و مملكت فرس یاد مى‏كردند و نام «ایران» براى چند قرن در تاریخ‏هاى رسمى کم رنگ شد.
در زمان صفاریان و سامانیان كه اشعارى در مدح و عظمت قهرمانان ایران توسط افرادى چون رودكى سروده شد و با اشعار حماسى فردوسى كه در آن نام «ایران» 700 بار به‏كار برده شده است، این نام در اذهان مردم زنده شد. در سال 1258 میلادى مغولان خلافت اسلامى را سرنگون كردند و بشدت تحت تأثیر ادبیات قهرمانى ایران واقع شدند و وزراى ایرانى آنها القاب پادشاه ایران، شاهنشاه و خسرو ایران، وارث ملك كیان، وارث جم، جم جاه و... را به ایلخانان مغول و بعد به قاجارها دادند و این القاب در همه‏جا شهرت پیدا كرد و در این دوره فرهنگ كهن ایرانى به سبك نوینى احیاء شد و از این زمان كلمه «ایران» به‏طور پیوسته در ادبیات ایران وجود داشته است. اما اروپاییان در تمام دوره‏هاى تاریخ از نام كهن دیگر (پرسیا) استفاده مى‏كردند.
تنها در سال 1740 در یك نقشه آلمانى، نام ایران نیز به چشم مى‏خورد. اعراب قبل و بعد از اسلام، كلمه «الاجم» (ایرانى) را استفاده مى‏كردند. اعراب این كلمه را از جم گرفتند و واژه‏هاى زیادى از آن ساختند؛ از جمله، عجمه، اعجم (گنگ) و اعجمى (بیگانه) و معجم را از آن ساختند و معنى اصلى آن را دگرگون كردند.
از قرن دوم هجرى به بعد عرب‏ها نیز به تقلید از یونانیان، واژه  فارس (عربى‏شده پارس) را جایگزین كلمه عجم كردند. بنابراین كلمه پارس )Persia( دو معنی و کاربرد  مختلف دارد. در معنى محدود، فارس یعنى كسانى‏كه به زبان پارسى صحبت مى‏كنند (قوم پارس). در مفهوم موسع  کاربرد جزء بر کل - كه بیشتر در كتابهاى تاریخىِ مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایى در رشته‏هاى تاریخ و جغرافیاست - فارس یعنى همه كسانى‏كه در فلات ایران زندگى مى‏كرده‏اند، و بویژه اقوام آریایى.
در این معنى، فارس شامل همه اقوام و همه سرزمین و فلات ایران، پاكستان، افغانستان و نواحى آسیاى میانه و قفقاز نیز مى‏شود. اروپاییان كلمه «پرشیا» را براى تمام مردمان و سرزمین این  مناطق به‏كار مى‏بردند و عرب‏ها براى این اقوام از كلمه عجم (برگرفته و معرب از كلمه جم) استفاده مى‏كردند، كه هر دو مترادف «ایران» محسوب مى‏شود. آنها فارس‏ها را به دلیل اهمیتشان «قریش العجم» مى‏خواندند؛ همچنان‏كه قریش را برترین قبیله عرب مى‏شمردند.
اروپایى‏ها كلمه «پرشیا» را در مقابل «عربیا» به‏كار مى‏بردند و منظور آنها همه اقوام ایرانى بود؛ ولى وقتى عرب‏ها بتدریج به‏جاى كلمه عجم از كلمه فارس (پرشیا) استفاده كردند، منظور آنها از فارس، بیشتر، فارس زبانان بود و گاهى اوقات نیز كلمه فارس را فقط به استان فارس اطلاق مى‏كردند و گاهى نیز كلمه فارس را به معنى مجوس و یا زرتشتى به‏كار مى‏بردند. كلمه «پارس» بعد از اسلام در ایران نیز جاى خود را به كلمه عربى «فارس» داد و مفهوم اصلى خود را از دست داد. كاربرد محدود و نادرست این عبارت باعث شد كه دولت ایران در سال 1313 خورشیدى رسماً از همه كشورهاى خارجى بخواهد كه به‏جاى كلمه دولت فارس (پرشیا) و یا شاه پرشیا، از عبارت قدیمى‏تر "ایران" و «شاهنشاه ایران» استفاده كنند. از این زمان به بعد نام پرشیا كه در ادبیات اروپایى واژه‏اى بسیار غنى و متضمن ارزشهاى تاریخى و هنرى زیادى بود، رنگ باخت و كلمه پرشیا به تاریخ پیوست؛ در حالى‏كه اصالت نام تاریخى پرشیا و پرس كمتر از نام ایران نبود.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: hamshahrionline.ir

هند، گردشگري ببر را ممنوع مي‌کند

 
                                 

با به خطر افتادن جمعيت ببرهاي بنگال هند به دليل رشد گردشگران ماجراجو، دولت هند به منع گردشگري ببر اين کشور روي آورد.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌اگرچه گردشگري ببر، طي سده‌هاي گذشته يکي از جذاب‌ترين بخش‌هاي گردشگري هند مي‌شود، اما دولت هند درنظر دارد به منظور حفظ اين گونه گربه سانان، گردشگري ببر را ممنوع کند.

کارشناسان محيط زيست هند اعلام کردند، حفاظت‌گاه‌هايي که امروزه به مرکز اصلي تجمع گردشگران براي ديدن ببرها تبيدل شده اند، براي نگهداري و محافظت از اين حيوانات ظطراحي و ساخته شده و جنبه گردشگري آن در جايگاه بعدي قرار دارد.

به عقيده آنان،‌حفاظت‌گاه‌هاي هند در مقايسه با پارک‌هاي حفاظتي افريقا بسيار کوچک بوده و ازاينرو ازدحام گردشگران در اين مناطق براي ببرهاي اين منطقه تهديد برانگيز خواهد بود.

براساس آمار وزارت محيط زيست هند، جمعيت ببرها در سال 2008، يک هزار و 411 قلاده اعلام شد که در مقايسه با سال 2002، کاهشي برابر با 3642 قلاده داشت. برخي از کارشناسان اعلام کردند، اين تعداد در سال جاري احتمالا به 800 قلاده کاهش يافته که با توجه به اين روند تا پنج سال آينده بايد در انتظار انقراض کامل اين دسته از گربه سانان بود.

با اين وجود اگرچه کارشناسان، اعمال فعاليت‌هاي بنيادي را تنها عامل خروج ببرهاي بنگال از انقراض مي‌دانند، اما گردشگري را تنها يکي از چندين خطر پيش رو در مسير حفظ آنها عنوان کرده اند

کشتي نوح(ع)،‌ کشف شد!


گروهي از باستان‌شناسان طي کاوش‌هاي خود در ارتفاعات کوه آرارات ترکيه، به آثاري
 
 برخورد کردند که به احتمال بسيار زياد متعلق به بقاياي کشتي حضرت نوح(ع) بوده است.

به گزارش ميراث آريا(Chtn)، کشف‌ سازه‌اي چوبي متشکل از چندين اتاق مجزا از هم طي
 
 کاوش‌هاي باستان‌شناسان در ارتفاع چهار هزار متري کوه آرارات گمانه‌هاي جديدي از
 
 شناسايي کشتي نوح(ع) را ميان محققان به وجود آورد.

اين سازه چوبي که قدمت آن به وسيله تاريخ نگاري کربني، چهار هزار و 800 سال تخمين
 
 زده شده و در شعاع 3500 متري آن هيچگونه سکونتگاهي ديده نمي‌شود، همخواني و
 
 همسويي بالايي با طوفان آورده شده در انجيل دارد.

به گفته باستانشناسان هنوز به صورت 100 درصد مشخص نشده اين سازه چوبي، همان
 
 کشتي نوح باشد،‌ اما برخي ديگر معتقدند اين يافته 9/99 درصد همان کشتي حضرت نوح باشد.

لازم به ذکراست مقامات ترکيه در نظر دارند پس از جمع‌آوري مدارک لازم اين کشتي را در
 
 فهرست ميراث جهاني يونسکو به ثبت برسانند.

فجایع اسكندر مقدونی در پارسه مهد تمدن کهن

                         
             
 
 اسكندر پس از آنكه به تخت جمشید راه یافت، گنج‌های هنگفت زر و سیم سلاطین هخامنشی را به یغما برد. ارزش یكی از گنجها به 120 هزار قنطار سیم برآورد شده. اسكندر به بالشتگاه شاه روی آورد و پنج‌هزار قنطار زر بالای تخت شاه را ربود و سپس از زیرپایی شاه سه هزار قنطار زر به خزانۀ خود فرستاد. همچنین تاك زرین كه خوشه‌های آن از گرانبهاترین گوهرها ساخته شده بود به دست اسكندر افتاد. سربازان اسكندر، مانند پیشوای خود، به غارت سكنۀ تخت جمشید مشغول شدند. بنا به گزارشها و مدارك تاریخی، تخت جمشید، توانگرترین شهر در جهان بود؛ حتی خانه‌های خصوصی از چیزهای گرانبهایی كه در دوران قدرت پارسیان گرد آمده بود، پر بود. سپاهیان اسكندر مردم را بیرحمانه می‌كشتند، زنها را به بردگی می‌بردند، مقدونیها بر سر تاراج گنجها و منابع با یكدیگر می‌جنگیدند.
به قول امستد: «اسكندر برای آنكه به بدنامی‌ خود بیفزاید در نامه‌هایش می‌بالید كه چگونه فرمان كشتار عام اسیران پارسی را داده بود... »
در ایام اقامت در تخت جمشید اسكندر به «پارسه گرد» رفت و گنجهای كوروش را ضبط نمود. سپس به بزرگترین تباهكاری تاریخی خود دست زد و اعلام كرد كه تصمیم دارد ساختمان تخت جمشید را، به كینه توزی ویرانی آتن، خراب سازد.
 
امستد می‌نویسد: پارمنیون به این جهادگر جوان سفارش كرد كه آنها را از آسیب نگه دارد. او پافشاری نمود كه درست نیست اسكندر مال خود را تباه سازد، و گفت كه اگر اسكندر را اینگونه جلوه بدهد كه او فقط رهگذر است و نمی‌خواهد فرمانروایی آسیا را نگاه دارد، آسیاییها با او همكاری نخواهند كرد. این به اندازه ای نزدیك به حقیقت و درست بود كه اسكندر حتی از گوش كردن به آن سرباز زد. تاریخ نویسان بعد كوشیدند كه این جنایت را كم جلوه دهند و عذری بتراشند. برخی گفتند كه اسكندر از پیش نیت این سوزاندن را داشت و نقشۀ آن را كشیده بود ولی بزودی از آن پشیمان شد و بیهوده فرمان داد كه آتش را فرو نشانند. بیشتر گناه را بر گردن زنی به نام «تائیس» دلبر سر كردۀ سپاه بطلمیوس گذاشتند كه گفته می‌شد در یك مجلس میخوارگی اسكندر را بر آن داشت كه شعلۀ ویرانگر مرگ آور را بیندازد.
در تخت جمشید، ویرانه‌ها، بازماندۀ داستان را حكایت می‌كند. اثر تیرهای سوختۀ سقف، هنوز روی پلكانها و پیكرتراشیها دیده می‌شود...
 
صدها ظرف كه از گوناگون ترین و زیباترین سنگها تراشیده شده بود بیرون برده و عمداً خرد شده بود... اسكندر نمی‌توانست از این روشنتر، نشان بدهد كه روكش فرهنگ یونانی او، چه اندازه نازك بوده است.
 اسكندر  كشورگشاییهای نخست خود را از روی نمونۀ شهرستانهای پارسی سازمان داده بود... او بیش از پیش زیر نفوذ عقیده‌های شرقی در آمد و بزودی جلال و شكوه پارسی را پیش گرفت. سرانجام او به خواب و خیال یكی كردن مردمان و فرهنگ پارسی و یونانی افتاد. شرق، كشورگشای خشمگین خود را مسخره كرد... اگر آتش اسكندر نوشته‌های بس گرانبهای روی پوست را از میان برد، بیشتر آنها به هر حال، فقط با گذشت زمان نابود می‌شد. او بدون اینكه چنین نیتی داشته باشد این خدمت بزرگ را انجام داد كه لوحهای گل خام را كه به آسانی از هم پاشیده می‌شد در این آتش سوزی پخت.
 
لوحهای سنگی را كه باستانشناسان از زیر خاك بیرون آورده بود، واژه شناس به یاری تاریخ نویس آمده‌اند. مانند تخت جمشید، در شوش نیز كاوش شده و ادبیات عیلامی ‌شناسانده شده است. هرچند همدان هنوز در انتظار است كه نوبۀ آن برسد، در پشته‌های شهرهای بابل، هزاران سند سوداگری به دست آمده كه از زمان شهریاران پارسی است و برای نخستین بار وصف مختصر زندگی اقتصادی شاهنشاهی آنها را امكان پذیر ساخته است؛ اكنون سرانجام با كوشش باستانشناس، واژه شناس، و تاریخ نویس، كه دست به دست یكدیگر داده اند، پارس هخامنشی از میان مردگان برخاسته است.
«دیودور» مورخ سدۀ اول میلادی راجع به شهر پرسپولیس چنین می‌نویسد:
در آن زمان شهری در زیر آفتاب، به ثروت این شهر پرسپولیس نبود. خانۀ اهالی پر بود از ثروتی كه در مدت سالیان دراز جمع كرده بودند.
 
طلا و نقره و پارچه‌های ارغوانی و اشیاء نفیس را كسی نمی‌توانست شماره كند. این شهر بزرگ و نامی‌شاهان، مورد توهین و غارت و خرابی گردید. یك روز غارت این شهر برای مقدونیهای حریص كافی نبود، اما برای اشیاء غارتی دست یكدیگر را می‌انداختند و حتی یكدیگر را می‌كشتند. اشیاء نفیسه را خرد می‌كردند... اسكندر به ارك وارد شد و خزانه ای كه از زمان كورش تهیه شده بود، به تصرف در آورد، مقدار طلا را اگر به قیمت تسعیر كنیم 120 هزار تالان نقره بود. اسكندر سه هزار شتر و عدۀ زیادی قاطر از شوش و بابل خواست تا این ذخایر را حمل كند...
«كنت گورث» مورخ سدۀ اول میلادی، ضمن بحث از حریق تخت جمشید از شهری كه نزدیك تخت جمشید بود و با آن آتش گرفته بود سخن می‌گوید: قشون مقدونی كه نزدیكی شهر اردو زده بودند به تصور اینكه شهر از سانحه آتش گرفته، به كمك آمد تا حریق را خاموش كند ولی وقتی كه دیدند خود اسكندر مشعلی به دست دارد، آبی را كه با خود آورده بودند به كناری نهادند و مواد سوختنی در آتش انداختند. چنین بود فنای پایتخت تمام شرق و فنای شهری كه هزار كشتی به قصد آتن حركت داد، آنهمه قشون به اروپا ریخت، پل روی دریا زد، كوهها را سوراخ كرد تا آب دریا را به درون كوهها راند. از زمان خراب شدن آن قرنها گذشت و از میان خرابه‌ها دیگر كسی برنخاست. مقدونیها بعد از اینكه چنین شهری را در میان عربدۀ سستی نابود كردند، شرمسار شدند.
 
اسكندر با وجود پیروزیهای بزرگی كه به دست آورده بود از تعقیب داریوش غفلت نورزید. به وی خبر دادند كه نایب السلطنۀ بلخ او را محبوس كرده به سوی شرق  می‌برد. اسكندر ضمن تعقیب آنها در حدود دامغان به اردوی فراریان رسیده جسد نیمه جان داریوش را در ارابه ای دید كه بدون راننده در حركت بود.
به این ترتیب زندگی آخرین پادشاه سلسله ای كه بیش از دو قرن در آسیا حكومت می‌كرد، با تحمل بدبختیهای فراوان سپری گردید.
كشته شدن داریوش به دست یك نفر ایرانی برای اسكندر خوشبختی بزرگی بود.  می‌گویند اسكندر جسد او را با جبۀ ارغوانی خود پوشانید و آن را به شوش نزد مادرش فرستاد و فرمان داد تا با ادای تشریفات لازم وی را در استخر دفن كنند.
 
پس از پایان كار داریوش، سربازان و یاران اسكندر، كه چهار سال و نیم جلای وطن كرده به فتح شرق مشغول بودند. علاقۀ فراوان داشتند كه با موافقت اسكندر بتوانند به وطن خود باز گردند، ولی اسكندر پس از وقوف بر نیت آنان، ضمن نطقی هیجان انگیز، آنها را از این كار بازداشت و ایشان نیز فسخ عزیمت كردند و تحت رهبری او به اشغال ایران شرقی ادامه دادند. اسكندر ضمن ادامۀ پیشرفت در هرات، زرنگ، رخج و غیره، شهرهای جدیدی به نام خود بنا كرد .مقاومت و سرسختی سغدیان سبب گردید كه اسكندر دو سال برای سركوبی آنان مبارزه كند. در بهار سال 327 ق.م اسكندر از هندوكش به سوی هند سرازیر شد و با وجود مقاومت هندیان به پیشرفتهایی نایل آمد.
در این موقع سربازان مقدونی كه از دیرباز از ادامۀ جنگ خسته شده و از نزدیكی و تقرب ایرانیان در دستگاه حكومت اسكندر رنجیده خاطر بودند، دوری از وطن را بهانه كرده به شاه خود اعلام كردند كه از این پس حاضر نیستند از او پیروی كنند. اسكندر ناچار پس از عبور در طول سند سپاهیان خود را به دو قسمت تقسیم كرد و به آنها دستور داد در مراجعت به ایران طوری حركت كنند تا در بهار سال 324 ق.م. به شوش برسند.
 
پایان لشكركشی
بطوری كه دیدیم اسكندر پس از عبور از ایران، پیشرفت خود را به طرف شرق ادامه داد و شهرهای هرات، كابل و سمرقند را تصرف نموده به درۀ علیای رود سند رسید، و در اینجا با نخستین حكمران هندی برخورد و بر خلاف انتظار در نتیجۀ مقاومت دلاورانۀ هندیان، تلفات سنگینی بر قوای او وارد آمد. مقدونیها وقتی كه شنیدند در سمت مشرق این مملكت پادشاهان مقتدر و توانایی هستند كه فیلان جنگی، سپاه فراوان دارند اجتماعاتی تشكیل داده، طی نطقهایی خستگی خود را از ادامه جنگ و علاقه خویش را به مراجعت به وطن اعلام كردند. نطق عالی اسكندر در انصراف آنان مؤثر نیفتاد.
 
  یكی از سرداران او خطاب به پادشاه مقدونی چنین گفت:
برای مقاصد و كارهای انسانی باید حدی تصور نمود. از لشكریانی كه از یونان حركت نموده اند قلیلی باقی مانده اند اگر اسكندر می‌خواهد تمام عالم را مسخر سازد اول باید به یونان مراجعت كند و فتوحات خود را در آنجا نمایش دهد و مجدداً لشكری برای این كار تجهیز كند.
اسكندر از شنیدن این حقایق تلخ در خشم شده مجلس را متفرق ساخت و عده ای از یاران و همرزمان قدیم خود را كه با او سر مخالفت داشتند كشت، و به امید اینكه لشكریانش از مخالفت منصرف شوند تا سه روز عزلت اختیار نمود. بالاخره چون اثری از پشیمانی آنها ظاهر نگردید او بوسیلۀ قربانیها استخاره كرد تا معلوم دارد عبور به آن طرف «هیفاز» صلاح است یا نه؟ جواب مساعد نبود و بزرگترین سرباز دنیا با مقدونیها موافقت نمود، و مغلوب متابعان خود گردید و لذا فرمان مراجعت صادر نمود، و آن با نمایشات مسرت انگیز پذیرفته شد.
 
در مراجعت، اسكندر و سربازان او با دشواریهای بسیار روبرو گردیدند. عدۀ زیادی از آنها بر اثر نبودن آذوقه، آب، و سایر مایحتاج زندگی رنج بسیار بردند. از وقتی كه اسكندر گجستک برای جنگ با ایران حركت كرد دیگر به دیدن وطن خود، مقدونیه، توفیق نیافت و در عنفوان جوانی به دلیل هرزگی و فساد و فحشای زیاد درگذشت. ولی آنچه که از این سردار بزرگ غرب به جای مانده است تجاوزگری و فتوحات و جنگهای متعدد است که به دلایل سیاست استعماری غرب هزاران برابر بیش از آنچه که شایسته آن باشد برایش تبلیغات متعدد شده است و جای شگفتی و تاسف دارد که بنیانگزار حقوق بشر و فاتح خردورز سرزمینهای گوناگون کوروش بزرگ هخامنشی اینگونه بزرگ در جهان معرفی نشده است.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: ariarman.com

بازگشت دوباره پسرطلايي مصر به نيويورک

 

پس از گذشت بيش از 30 سال از آخرين سفر توت‌آنخ آمون به نيويورک،
 
 بارديگر اين شهر ميزبان پسر طلايي مصر شد.

 



به گزارش ميراث آريا(Chtn)،‌ اين نمايشگاه که روز گذشته با مجموعه‌اي از
 
 130 اثر باستاني با موضوع "‌ توت‌آنخ آمون و عصر طلايي فراعنه" گشايش
 
 يافت، دومين تجربه مصريان در برپا کردن رويدادي منتسب به فرعون جوان
 
 مصري پس از دهه 70 در نيويورک به شمار مي‌رود.

آثار و بخش‌هاي به نمايش درآمده در نمايشگاه کنوني را دستورات و فراميني
 
 مرتبط با مراسم کفن و دفن و زندگي روزانه مصر باستان، کوزه يا ظرف
 
 مخصوص نگهداري اعضاي بدن توت‌ آنخ آمون، ظرف‌هاي مخصوص ريه‌هاي
 
 موميايي شده اين فرعون جوان، ارابه وي و همچنين توضيحات به دست
 
 آمده از DNA او که شواهد و مدارک جديدي از خانواده سلطنتي و دلايل مرگ
 
 آنها را بازگو مي‌کند.

زاهي هاواس، رئيس شوراي عالي عتيقه جات مصرف که همراه با هيات
 
 اعزامي اين کشور به امريکا سفر کرده است،‌ با اشاره به اينکه احتمال
 
 نمايش ديگر اعضاي خاندان سلطنتي مصر نيز دز اين نمايشگاه تا يک ماه
 
 ديگر به نمايش گذاشته شود افزود: يکي از جديدترين بخش‌هاي نمايشي در
 
 اين نمايشگاه را نتايج آزمايشاتي تشکيل مي‌دهد که در ماه فوريه
 
 درخصوص اجداد توت آنخ آمون و چگونگي مرگ وي منتشر شده بود.

شايان ذکر است تجربه اول برگزاري نمايشگاه توت آنخ آمون در نيويورک،
 
‌ نزديک به دو ميليون بازديد کننده داشته که به نظر مي‌رسد رويداد کنوني
 
 رکورد تازه‌اي را در اين بخش به ثبت برساند.

اين نمايشگاه که روز گذشته افتتاح شد تا دوم ژانويه سال 2011 داير خواهد
 
 بود

ثبت ملي خطبه‌ حضرت زهرا (س) در 13 خرداد ماه


هم‌اکنون تهيه پرونده ثبت ملي ميراث معنوي خطبه‌ حضرت زهرا سلام‌اله عليها مراحل پاياني خود را سپري مي‌کند.

معاون حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي در گفتگو با ميراث آريا(CHTN)ضمن بيان اين مطلب افزود: در چند روز آينده موضوع ثبت ملي پرونده ميراث معنوي خطبه‌ حضرت زهرا سلام اله عليها نهايي خواهد شد.

مسعود علويان صدر در ادامه خاطرنشان کرد: البته در کنار تشکيل يک هيأت علمي به منظور تهيه اين پرونده، برنامه‌هاي گسترده‌اي از سوي معاونت حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي به منظور برگزاري مراسمي به همين منظور پيش‌بيني شده است.

وي اضافه کرد: هم‌اکنون فعاليت ستاد ثبت ميراث معنوي خطبه‌ حضرت زهرا سلام اله عليها به رياست معاونت حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي آغاز شده است.

معاون حفظ، احيا و ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي همچنين کاظم پاشا مشاور رئيس سازمان ميراث فرهنگي در امور کارکنان و امور فرهنگي کارکنان را به عنوان دبير اجرايي و فخرالدين صابري مدير موزه قرآن کريم را به عنوان دبير علمي اين ستاد معرفي کرد.

اين مقام مسئول در سازمان ميراث فرهنگي با بيان اينکه در حال حاضر فعاليت‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي گسترده و منسجم اين ستاد با همکاري دفاتر آيات عظام و مراجع تقليد در حال پيگيري است اظهار داشت: بر اساس پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته مراسم ثبت ملي ميراث معنوي خطبه حضرت زهرا سلام اله عليها در شب 13 خرداد ماه سال جاري همزمان با ميلاد فرخنده آن بانوي بزرگوار و تولد امام راحل (ره) پس از اقامه نماز مغرب وعشاء با حضور شمار بسياري از انديشمندان حوزه ديني و علاقمندان به اين حوزه در حرم حضرت معصومه (س) برگزار مي‌شود

افتتاح موزه يخي در استانبول

 
                           

اولين موزه هميشه يخي جهان بيست و دوم ماه آوريل در فروشگاه شهر استانبول ترکيه افتتاح شد.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌اين موزه که "‌يخ جادويي"‌نام دارد، فضايي به مساحت 1400 متر مربع از بازار مرکزي استانبول را اشغال کرده و اولين موزه در جهان به شمار مي‌رود که به صورت فصلي نبوده و دائمي است.

به گفته مديران اين پروژه، نزديک به 20 ميليون يورو در ساخت اين موزه هزينه شده است. مجسمه‌هاي يخي داخلي اين موزه از 70 تن يخ وارد شده از سوئد درست شده و براي ساخت ديوارها و تونل‌هاي آن نيز از 100 تن يخ استفاده کرده اند.

اين هتل که موضوع آن هر شش ماه تغيير مي‌کند دمايي منفي پنج درجه سانتيگراد داشته و بازديدکنندگان براي وارد شدن به بخش داخلي آن نيازمند پوشيدن لباسهاي مخصوص اسکيموها هستند.

مقامات بخش موزه‌ها و گردشگري ترکيه طرح داخلي ساختمان يخ جادويي را برگرفته از هتل يخي سوئد اعلام کردند اما نصب سيستم‌هاي گرمايشي و سرمايشي داخل موزه که مانع از آب شدن يا کاهش بيش از حد دماي موزه مي ‌شوند را کاملا بومي عنوان کردند./

سکه‌هايي با قدمت 2250 سال در مصر کشف شد

 

وزارت فرهنگ مصر از کشف سکه‌هايي برنزي با تصوير بطلميوس سوم، يکي از فرمانروايان مصر باستان در واحه‌اي در جنوب قاهره خبر دادند.
 
 
  

به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ وزارت فرهنگ مصر اعلام کرد، در حدود 380 شي تاريخي با قدمتي بالغ بر 2250 سال در نزديکي درياچه قارون در واحه فيوم کشف شد که در بين آنها علاوه بر سکه‌هايي برنزي دست بندهايي نيز از جنس پوست تخم شتر مرغ نيز ديده مي‌شد.

به گفته کارشناسان اين وزارتخانه، سکه‌ها که وزن هرکدام از آنها 32 گرم بوده است، در يک روي خود تصويري از الهه آمون داشته و روي ديگر آنها را کلماتي يوناني به معناي شاه و بطلميوس سوم به همراه تصوير وي تشکيل مي‌داد.

علاوه بر اين آثار، اشيا ديگري متعلق به دوره‌هاي مختلف نيز در اين منطقه يافت شد، که از آن جمله مي‌توان به قسمت‌هايي از اسکلت يک وال 42 ميليون ساله اشاره کرد.

سلسله بطلميوس که اصالتي يوناني داشته اند در فاصله سال‌هاي 330 تا 30 پيش از ميلاد در مصر حکومت کرده و به عنوان آخرين سلسله فراعنه مصر پيش از حضور روميان به شمار مي‌رفتند. ملکه کلئوپاترا،‌ آخرين فرمانرواي اين سلسله به شمار مي‌رفت

گشايش نمايشگاه سکه هاي باستاني يونان در آتن

 
                      

نمايشگاهي از سکه هاي باستاني يونان براي اولين بار در موزه سکه هاي شهر آتن گشايش يافت.

به گزارش ميراث آريا(chtn)، در اين نمايشگاه که با عنوان " سکه هاي يونان باستان، گنجينه هايي در زير ريشه درختان" برپا شده است، به معرفي سکه هايي مي پردازد که در کنار ديوارها، زير کفپوش ها، درون غارها در مناطق اسرار آميز و مرتبط با رويدادهاي تاريخي کشف شده و پديده نگهداري سکه ها را در دوره هاي مختلف تمدن يونان پيش از بانکداري نشان مي دادند.

21 مجموعه از سکه هاي يونان باستان متعلق به قرن هاي پنجم تا اول پيش از ميلاد در اين موزه به نمايش درآمدند که شامل 3644 شمش طلا، نقره، الواح نقره اي و سکه هاي برنزي هستند. دو مجموعه ديگر نيز از دوران کلاسيک يونان شامل 549 سکه و 498 قطعه جواهر، در اين نمايشگاه معرفي شده اند.

اين نمايشگاه از روز سه شنبه هفته جاري گشايش و تا 31 دسامبر داير خواهد بود.

موزه سکه شناسي آتن که از سال 1829 تاکنون به نمايش بزرگترين و نادرترين سکه هاي تاريخي مي پردازند، يکي از معروف ترين موزه هاي سکه شناسي منطقه بالکان به شمار مي رود که بيش از 600 هزار سکه باستاني متعلق به دوره يونان باستان، امپراتوري روم و بيزانس، قرون وسطي و عصر مدرن به همراه مدال ها، مهرهاي سلطنتي و سنگ هاي قيمتي را در خود نگاه داشته است

زیباترین دریاچه‌های اروپا در کروواسی  

زیباترین دریاچه‌های اروپا در کروواسی (+عکس)

  
دریاچه‌های Plitvice، زیباترین دریاچه‌های اروپا
اگر شما می‌خواهید زیبایی‌های کره زمین را ببینید، پس بار و بنه خود را ببندید و برای دیدن دریاچه‌های Plitvice به کروواسی بروید! زیبایی بدیع این دریاچه‌ها این مکان را به یکی از قدیمی‌ترین مناطق توریستی تبدیل کرده است. این دریاچه‌ها که تعدادشان به 16 می‌رسد در پارک ملی کروواسی واقع شده است.
 
 
 
این دریاچه‌ها در محاصره سه کوه واقع شده اند. پس حالا ما می‌توانیم بفهمیم که چرا این دریاچه‌ها با رنگ‌های متفاوتشان لاجوردی، سبز، خاکستری یا آبی انقدر مورد توجه بوده اند. انعکاس نور خورشید بر گیاهان و جانواران این منطقه نیز شاید یکی از دلایل بازتاب این رنگ‌های متفاوت باشد.
هیچ کس نمی‌تواند بدون اظهار شگفتی به این زیبایی دست نخورده که از میان کوه‌های کروواسی روان است بنگرد. اولین بار این دریاچه‌ها در قرن 19 تبدیل به یکی از جاذبه‌های توریستی این منطقه شدند.
 
 
درحالیکه این دریاچه‌ها در مرز بوسنی و هرزگوین واقع شده اند، پارک‌های ملی تا مدتی تبدیل به محل استقرار سربازان شده بود تا اینکه سازمان یونسکو به این داستان غم انگیز پایان داده و آنها را در فهرست آثار باستانی جهان به ثبت رساند.
اینها شامل 12 رود بالایی و 4 رود در قسمت پایینی می‌شوند که به دلیل ریزش از کوه‌ها شکل گرفته‌اند. پیش بینی می‌شود در آینده نیز مثل الان این دریاچه‌های بکر با وجود ماهی‌های نقره گون شان و گرگ‌ها و گوزن‌هایی که از آب آن تشنگی خود را رفع می‌کنند، شادابی و سرزندگی خود را حفظ  کنند.
طبیعت اوج زیبایی‌اش را با مناظر به نوع بشر می‌نمایاند و شاید هم ما بتوانیم این مکان‌ها را بهشت روی زمین بنامیم.
 
 

 
 
تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ/ مریم محبعلی نژاد
منبع: سایت سیمرغ

برگ ديگري از گورستان شهر سوخته ورق خورد؛

کشف تدفين هزاره سوم همراه با اشياي متوفي
 

در اواخر سال گذشته سيزدهمين فصل کاوش باستان‌شناسي در محوطه باستاني شهرسوخته واقع در استان سيستان و بلوچستان انجام شد.

مدير پايگاه شهرسوخته و دهانه غلامان در گفتگو با ميراث آريا(chtn)ضمن بيان اين مطلب افزود: طبق روال سال‌هاي گذشته کاوش‌هاي باستان‌شناسي در بخش‌هاي مختلف شهر سوخته ادامه يافت.

روح‌اله شيرازي در ادامه خاطرنشان کرد: ادامه کاوش‌هاي باستان‌شناسي در مناطقي چون گورستان شهر سوخته، بناهاي يادماني و مسکوني شرقي به پايان رسيد.

وي با اشاره به شناسايي تدفين‌هاي مربوط به هزاره سوم در بخش گورستان، همراه با اشياي تدفين شده افزود:‌ در منطقه مسکوني نيز يک ساختمان با وضعيت حفاظتي بسيار مناسب کشف شد.

وي با بيان اينکه در منطقه بناهاي يادماني نيز ادامه کاوش‌هاي باستان‌شناسي سال‌هاي گذشته پيگيري شد بيان داشت: در حال حاضر عمليات کاوش بخشي از فضاهاي اين مجموعه به صورت کامل انجام شد.

خاطرنشان مي‌شود؛ بر مبناي يافته‌هاي باستان شناسان، شهر سوخته داراي ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقاياي باقي مانده از اين محوطه نشان مي‌دهد که اين شهر داراي پنج بخش مسکوني واقع در بخش‌هاي شمال شرقي ، بخش‌هاي مرکزي، صنعتي، بناهاي يادماني و گورستان است که به شکل تپه‌هاي متوالي و چسبيده به يکديگر واقع شده‌اند. هشتاد هکتار از شهر سوخته بخش مسکوني بوده‌ است.